مردی به نام شقایق

ای دل نگفتمت نرو از راه عاشقی / رفتی بسوز کین همه آتش سزای توست...

مردی به نام شقایق

ای دل نگفتمت نرو از راه عاشقی / رفتی بسوز کین همه آتش سزای توست...

مردی به نام شقایق

از درد سخن گفتن و از درد شنیدن
با مردم بی درد ندانی که چه دردیست!

***

شقایق وحشی آزاده است و تعلقی ندارد.

در دشتهای دور، لابه‌لای سنگها می‌روید و به آب باران قناعت دارد

تا همواره تشنه باشد و بسوزد.

داغدار است و گلبرگهای سرخش را نیز گویا به خون آغشته‌اند.

شهید نیز آزاده است و فارغ، قانع، تشنه، سوخته دل و داغدار و غلطیده در خون

اما میان این دو چه نسبتی است؟

*******
اگرچه برگهایی زرد دارند
و در دل شعله هایی سرد دارند
کسی اما نمیفهمد که یک عمر
"شقایق"ها دلی پر درد دارند...
******
به ظاهر مرد:.متاهل:.
کارشناسی مهندسی شیمی
ارشد مهندسی هسته ای
صنعتی اصفهان:.

مدیر مهندسی یه پتروشیمی تو جنوب کشور فعلا!:.
متاسفانه ساکن تهران!

فقط حسین...
همین.

بایگانی

آخرین مطالب

پربیننده ترین مطالب

محبوب ترین مطالب

  • ۰۷ مهر ۹۵ ، ۱۶:۴۱ 7مهر

آخرین نظرات

پیوندها

در حضیض!

دوشنبه, ۲۱ تیر ۱۳۹۵، ۰۵:۵۷ ب.ظ

بسم الله


سلام


سوال: رمضان خود را چگونه گذراندید؟

جواب: در حضیض ترین حالت ممکن!!!



+

صبح تا 6 عصر سر کار!

6 عصر تا 9 شب دنبال خونه پشت موتور ازین کوچه به اون کوچه ازین محله به اون محله!

9 تا 12 افطار و رسیدگی به کارهای منزل و بازی با دختر!

12 جنازه!!!


و این بود ماه رمضانی که من گذراندم!


بجز شبهای قدر که یه شب رفتیم مسجد صفا، یه شب رفتیم مسجد شهدا حاج آقا سماواتی، یه شب هم رفتیم رو اون پل بزرگه که مردم نشسته بودن!!! حاج آقا انصاریان!

ودیگر هیچ...


++

بعد از دوماه گشتن و نامردی برخی مردم این شهر!

و نقل مکان کردن دفتر کار به هفت تیر

بالاخره به لطف خدا تونستیم نزدیک محل کار منزلی پیدا کنیم برای جابجا شدن و فرار از محله ای که...



+++

ولله الحمد

فی کل الاحوال

۹۵/۰۴/۲۱ موافقین ۹ مخالفین ۰
مردی به نام شقایق

نظرات  (۳۰)

۲۱ تیر ۹۵ ، ۱۸:۰۶ فاطمه غلامی
سلام علیکم
یک استادی داریم می فرمودند چون خواب روزه دار هم عبادت هست بعضی ها فقط بند می کنند به همین یک عبادت.
شما که ماشاالله هم دنبال کار بودید و هم مسکن اهل منزل و هم دل دخترخانم دلبندتون.
همه ش هم عبادت در عبادت، دیگه چرا حضیض آخه!
ان شااالله در منزل جدید به سلامتی و خیر و برکت و خوشی سر کنید
پاسخ:
و علیکم السلام

ما متاسفانه به این عبادت مخلصانه هم درست و درمون نرسیدیم! :)


حضیض از نظر روحی و معنوی.
حسیه که درونم حس میکنم! نمیدونم چرا...


ممنونات :)

هنوز اسباب کشی نکردیم. ان شاالله هفته دیگه!
مسجد صفا خیابان ابن سینا؟
پاسخ:
سلام
تهران
خ مدنی
۲۱ تیر ۹۵ ، ۱۸:۲۷ مــ. مشرقی
خسته نباشید
خداروشکر حالا به نتیجه رسیدید.
پاسخ:
ممنونم

والا این نتیجه هم همچنان ناپایداره!!!

نمیدونم همه ی اهل تهران اینجوری ان یا فقط من با اینجوریش برخورد میکنم!

به شدت شکاک و سخت گیر!
البت حق هم دارن.

اینقده کلاه سر هم میذارن مردم دیگه چیزی به اسم اعتماد نمونده!

به صاحبخونه جدید میگم اگر امکان داره من دو تا کارگر برای تمیزکاری منزل بفرستم قبل از اسباب کشی! (خونه تخلیه شده)

میگه نه!
هر وقت پولو کامل دادین!

میگم دوست عزیز بنده 35 میلیون ناقابل به حسابتون ریختم!!! بقیش رو هم صاحب خونه فعلی باید بده که خدمتتون بدم و قرارمون اول هفته آیندس!
بعدشم نمیخوام اساس بیارم که!

آخر هفته ای میخام آدم بیارم واسه تمیز کاری!

میگه نه!

هر وقت پولو کامل دادی!!!!!!!!
تلخی های زندگی مؤمنانه هم شیرین است.
پاسخ:
چی چی؟!

مومنانه؟!!!! O_0
۲۱ تیر ۹۵ ، ۲۱:۰۰ نیمه شناس!
سلام، قبول باشه.جابه جا شدین؟ اگه هنوز جابجا نشدین یه ندا بدین بیایم کمک خانوم بچه ها!
پاسخ:
سلام

نه هنوز.

اگر سنگی چیزی از آسمون نیاد ان شاالله هفته آینده!

ممنون از لطفتون.

خانوم بچه ها به علت داشتن سه تا خواهر!!! کمک دارن!

یکی رو میخوایم بیاد کمک ما!!!
تقبل الله :-)
پاسخ:
سمع الله لمن حمده....
سلام برادر

پارسال یه همچین فشاری رو البته فقط برای کار داشتم.. اما انصافا دغدغه ی و استرس خانواده و خونه عوض کردن و ... که شما داشتید حتما خیلی بیشتر فشار آورده.. ما که عذبیم درک میکنیم دیگه چه به شما که تجربه کردید، گذشته، خدا داند .... خداقوت
پاسخ:
سلام

حاجی داغون شدما...
ینی لِه لِهم...
۲۱ تیر ۹۵ ، ۲۳:۲۴ گمـــــــشده :)
سلام. طاعات قبول. هر چه بوده تلاش برای خونواده بوده. چرا حضیض؟
منم همین بود حدودا.
معمولا 8 تا 3 کار.
6 تا 8 کلاس داشتم
اون وسطش دیگه نفس می گرفتم
شب هم تا یه چیزی می خوردم ساعت 12 می شد و الخواب.
اون سه شب هم تو خونه راز و نیاز کردیم. والا
پاسخ:
سلام

چی بگم والا!

خودم حس خوبی ندارم!

بیشتر حس اسب عصاری دارم (همونا که هی دور خودشون میچرخن!)

+
ینی 9 تا 12 میخوردید؟!
یا خود خداااااااا
۲۲ تیر ۹۵ ، ۰۰:۴۵ منور الفکر
سلام علیکم استاد
مجاهدت هاتون مقبول حق تعالی
دعا بفرمایید
پاسخ:
سلام

مجاهدت؟!!!
شیب؟!!!
بام؟!!!


+
دعاگو بودیم تو همون چند لحظه ای که دستمون به دعا رفت
من چیزی جز اجرای امر الهی در این کارها ندیدم
کسب روزی، رفاه خانواده، معاشرت در منزل
خدا نیت درست میخواد نه عمل زیاد
قبول باشه
پاسخ:
سلام


دقیقا مشکل تو همون نیت درسته اس داداش!
۲۲ تیر ۹۵ ، ۰۱:۳۹ بهانه گیر
سلام
آدمیزاد اگر برای خدا بدوئه، عین عبادته عملش، دیگه ماه مبارک هم باشه، هر لحظش عبادته...
اینم یاداوری جهت دلگرمی شما که برای رضای خدا و خدمت به خلق خدا از جمله خانواده، شبانه روزی زحمت کشیدین.

البته خودم م چون توفیقاتم کم بود برای دو کلمه قرآن و دعای با طعم رمضان المبارک، درک میکنم... :(

+ تو تهران زندگی کردن خداییش جفاست، خدا صبرتون بده و توان...
پاسخ:
سلام

اون اگر خط اول خیییییلیییییی بزرگه ها!
خیییییییییییییییلییییییییییییییی...


+
جفا مال یه دقیقه شه!

البته اخیرا واس بعضیا صفا شده!!! :)
۲۲ تیر ۹۵ ، ۰۵:۲۵ پاک باخته
سلام جناب مهندس
طاعات قبول
کار کردن مرد برای کسب روزی حلال جهاد در راه خدا هست
یادم نیست از کدوم معصوم هست...
لینک یه کانالی هست برای اجاره خونه به مستاجر های مومن 
اگر دوست داشتید بفرمایید براتون بگیرمش از دوستان
پاسخ:
سلام

ممنونم. طاعات شما هم قبول

والا بچه ها برام فرستادن.
همش مستاجر بودن دنبال خونه!!!!

چند تا دونه خونه هم توش بود شهرک غرب و یافت و آباد و ...

ما میخواستیم به هفت تیر نزدیک باشه!

خلاصه به کارمون نیومد
۲۲ تیر ۹۵ ، ۰۶:۰۲ مامان محمدصادق
سلام ،قبول باشه انشالله، چند سال پیش که تازه اومده بودیم تهران خونه مون نزدیک مسجد شهدا بود که اتفاقا شب قدر هم میرفتیم مراسم شیخ حسین انصاریان، یادش بخیر  چه زود گذشت. ....
التماس  دعا. ...،
پاسخ:
سلام


ان شاالله یه روزی برگردیم شهرهای خودمون.
۲۲ تیر ۹۵ ، ۰۹:۳۹ رفاقت به سبک شهید
سلام خدا قوت
ان مع العسر یسرا
پاسخ:
سلام

ممنونم


مسئله اینه که زمانش مشخص نیس!

ینی قربون خدا برم نافرم گذاشته تو آمپاس آدمو! میگه یسرا ولی معلوم نیس کی!!!!
۲۲ تیر ۹۵ ، ۱۰:۰۱ سیده فاطمه موسوی
خدا قوت 
خب الحمدلله بلاخره مکان مورد نظر رو پیدا کردید 
ما هم اومدیم یه ماه مهمون تهرانی ها باشیم D:

پاسخ:
تشکر


بله! با اعمال شاقه!

حالا مسئله ی جدید پیدا شده سر برگردوندن ودیعه توسط صاحب خونه محترم!!!


ینی هر دم ازین بار بری میرسد که میگن واس ماس!


+
اوح اوح
حالا خداروشکر مهمونیه!

هیچ جا شهر خود آدم نمیشه
(البته نظر دوستان تهرانی هم همینه:) )
شما که نسبت به ما تو اوج بودید ...



بعدشم پی یه لقمه نون بودید واسه خانواده ... حضیض است عایا ؟
پاسخ:
نسبت هارو سطح دل مشخص میکنه

خدا دست هممون رو بگیره و سطح دلمون رو ببره بالا...


+
گاهی حضیض است
گاهی نه!
یا خدااااااااااا!
میگه در حضیض ترین حالت ممکن!

آخه ما از دست این متأهلا چقدر باید بکشیم؟ نه دیگه خدا ما چقدر باید بکشیم؟
ماه رمضونی اومدم سراغ دعا و قرآن و الهی العفو و این صوبتا نمیدونم از کجا تیر غیبی اومد که هه! اون متأهله(همین شماهای ناشکر رو میگفتا) شب تا صبح تخت بخوابه تازه با دخترش هم بازی کنه، از توی عزب که شب تا صب بیدار باشی و الهی العفو بگی و صب تا شب روزه جلوتره! یعنی آب یخی بود که ریختن رومون...

میبینی خدا از برد یه یاالله گفتنش خبر نداره خون به دل ما میکنه!

همون موقع میخواستم بیام کامنت بذارم گفتم ولش کن الان میگن عقده ای! ولی حالا که خودت گفتی دیگه گفتم دیگه!

بابا دنبال رزق حلال و یه لقمه نون و آسایش برای خانواده ت بودی دیگه! کسب رزق حلال کم چیزیه اونم تو این دوره زمونه؟ مگر اینکه قضیه فیش حقوقی و این حرفا به طور جدی مطرح باشه! خودت معرفی میکنی یا برم لو بدم

ضمنا خدا خودش عیالواره حال و روزت رو خوب درک میکنه و نمیذاره شرمنده بشی هواتو اساسی داره، حالا هی تیکه بار مردم این شهر کن انگار مردم ولایت خودش استغفرالله دهن آدم رو باز میکنه ها!

پاسخ:
خخخخخخخخخخخخخخخ

یاد دکتر بانکی افتادم تو اعتکاف!

میگف بیچاره ها حالا شما هی تا صب بزنید تو سر و کله خودتون!
من الان میرم خونه مثه مرد میگیرم میخوابم ثوابش از شما بیشتره!!!

همین حرفارو زد گول خوردیم دیگه!

بعد ازدواج یه بار بهش اعتراض کردم! گفتم چی بود این حرفا به ما میزدین؟!
خندید....


+
مردم ولایت ما خط قرمز ماس 

میام براتا....
سلام استاد
مدت طولانی غیبت داشتید و میخواستیم از بیان حذفتون کنیم!
خدا رو شکر که سلامتید.
دست کم قبل از غیبت اعلام کنید تا غیبتتون رو موجه کنیم.
باز هم خدا رو شکر سلامتید.
پاسخ:
سلام و عرض ادب

مارمضونی خیلی درگیر بودیم از نظر وقتی

از قضا(غذا؟!) کارمون هم شدیدا زیاد شد و دو تا مسئولیت جدید هم انداختن گردنمون!!!!

خلاصه همین که زنده موندیم کار خدا بود!
"مدیر مهندسی یه پتروشیمی تو جنوب" و بعد دنبال خونه؟ اونم پشت موتور؟

پاسخ:
سلام

البته دفتر تهرانش هستم.

بله خب. مگه چیه؟!
(+لحن پسر خاله!)
سلام اخوی
خدا قوت 
از نوع اساسی ش هااا 

این مدت هیچ خبری ازتون نبود.دیکه داشتم شک میکردم نکنه یواشکی نقل مکان وبلاگی داشتید    :))
پاسخ:
سلام


تشکر فراوان

از نوع بنیادیش.


اگر نقل مکان کنیم هم به دوستان اطلاع میدیم.

خیلی بدم میاد ازینا که یهو میرن!

آدم با بعضی وبلاگا جدای از نویسنده هاشون احساس قرابت و نزدیکی میکنه. وقتی یهو میرن انگار عزیزی رو از دست داده.

مثل صواع نامرد که اگه دستم بهش برسه.............
اخوی
میبینید!
20 تا کامنت در عرض 4-5 ساعت 
میدونید یعنی چی؟؟

یعنی حدددداقل 20 نفر چشم انتظار پستهاتون هستن....
لذا اکیدا توصیه میشود از هر گونه حرکات بیخبر و ناگهانی اجتناب نمایید 
این توصیه را جدی بگیرید

نفر قبلی جدی نگرفت الان نمیتونم بگم کجاس D:


+ منتظر پست جدید از حنانه خانوم هستیم :))
پاسخ:
سلام

گاهی همین لطف دوستان مانع نوشتن میشه!

با خودم حساب میکنم میبینم صرفا وقت عزیزان رو تلف میکنم.

+
کامینگ سون.
آخ نگو خط قرمز که تمام بدنم کهیر میزنه!
چراشو میدونی دیگه؟
پاسخ:
خط قرمز دور لب هایت کشیدی: بوسه ممنوع است!
من ولی شاعر شدم تا رد شوم از خط قرمزها...
:)
من یه تهرونی ام که وقتی میرم سفر و از تهران خارج میشم، چنان سیستم روحی جسمیم خوب میشه ها...
یه مدتی سفر بودم.. بعد ک برگشتم تهران تا حدود یه هفته  حالت تهوع داشتم!!! 
ولی با اینحال که شهرای جز تهران رو به تهران ترجیح میدم، ولی اققا بسه انق به شهرمون چیز نگیننننن عهههه
پاسخ:
خخخخخخخخخخخخ

سلام

ما کی به شهرتون چیز گفتیم؟!!! خیلی هم خوبه اصن :)


مشکل از شهر نیست.
فرهنگ غالب تهران با شهرهای دیگه متفاوته که اتفاقا یکی از دلایل مهمش حضور زیاد امثال ماست که با فرهنگ های مختلف از شهرهای دیگه توش ساکن شدیم.

اصفهان و شهرهای قدیمی فرهنگ خودشون فرهنگ غالبه ولی تو تهران اصن هیچ فرهنگی غالب نیس.

بی اعتمادی و بی اعصابی و دعوا و شلوغی و آلودگی و جرم و جنایت و این چیزا باعث شده جلوه های خوب این شهر کمتر دیده بشه متاسفانه (البته اگر جلوه ی خوبی اصن داشته باشه :)))) )

زیاد اومدید توی خاطرمون اون شب ها. 
دویدن ها و تلاش هاتون، مجاهدت در راه خدا ان شاءالله
پاسخ:
لطف خداست که شامل حال ماست و مارو به خاطر خوبان آورده

امید که بخاطر همین خوبان هم از خطامون بگذره.


۲۵ تیر ۹۵ ، ۱۱:۳۸ پسر انسان
هفت تیر و ما ادرتک هفت تیر...
خانه ما هم غرب است بسیج مان هفت تیر کارمان طالقانی!!!

رمضان العزیز خوبی داشته اید
پر از جهاد و تلاش و کار
پاسخ:
هفت تیر=شلوغ پلوغی مفرط+مانتو!

خداوند صبرتان دهاد!
آدم نیمه جون میشه تو تهران بره یه دوتا نون بخره بیاد از بس شلوغه!!!


دعا بفرمایید
۲۵ تیر ۹۵ ، ۱۲:۴۸ واقعیت سوسک زده
خدا رو شکر اخرش ختم به خیر شد:)
پاسخ:
سلام

همچین ختم بخیر هم نشد!

پدر صابخونه قبلی فوت شد و ایشون هم چهل میلیون بنده رو تمام و کمال خرج مراسمات پدرشون کردن! (دقیقا نمیدونم چهل میلیون رو چیکار کردن!!!)

و دقیقا دقیقه ی نود ینی شب قبل ازینکه ما خونه رو تحویل بدیم و پولو بگیریم این موضوع رو اعلام کردن و برنامه من و مستاجر جدیدی که جای من میاد و مستاجری که از خونه جدید داره میره و کلا همه چیزو ریختن به هم!

بعد هم شاکی که شما چرا تو این موقعیت هی اصرار میکنید برای گرفتن پولتون و برید پولتون رو از مستاجر جدید بگیرید و ....


خلاصه کلی اعصاب خوردی برامون درست کردن...
۲۵ تیر ۹۵ ، ۲۱:۳۳ یک برانداز نرم
سلام
جهادتون قبول !
پاسخ:
سلام

ممنونم از لطفتون

+
سیده فاطمه حسینی!!!
دختر صفدر؟

حاجی چطوری دلت اومد؟!

نگفتی دلش میشکنه اونوخ هزینه شکستن دل فرزندان رو هم از بین المال ور میدارن؟!!

نکن... نکنید این کارارو...

تهش دودش تو چش خودمون میره!

ایشون الان نماینده ی نسل ماس..
ینی واس ماس...

ینی کلیش واس ماس...
حضیض ترین حالت ممکن چیه آقا
کلاه کاسکتتم بنداز هوا!

حضیض، اونه که روز آدم به معصیت خدا شب بشه، شبش به غفلت صبح

+حیف از اون ماه عزیز که رفت...
ای کاش نمی رفت
یا حسرة علی العباد...

++به به به سلامتی دفترو بردی هفت تیر
ان شاالله به زودی ژ3 و آر پی جی هفت و قدم های بعدی
پاسخ:
سلام بر حبیب خودم حبیب جان گل.

خوبی عزیز

دیگه این روزا از مرکب سواری محروم شدیم! 
کلاه کاسکتم نداریم دیگه!

حضیض اوونه که روز آدم بدون یاد خدا شب بشه داداشم...
اونوقته که معصیت عادی میشه!
اصن دیده نمیشه!
حساب نمیشه!


+
بله
ان شاالله بزودی بمب هسته ای!!! :)
باز خداروشکر کن اون قسمت بازی با دختر بود
مگرنه اون جنازه مذکور عمرا میتونست کنتورو صفر کنه از صبح تا 6عصر کار
البته دور از جونو این صوبتا

+دختر بچه در خانه
گلیست 
از گلهای بهشت
^___^
پاسخ:
سلام

آره خدایی قسمت خوبش فقط همینه!


+
لایییییییییییییییک
سلام عزیز دل

"حضیض اوونه که روز آدم بدون یاد خدا شب بشه داداشم..."

همینه
حق گفتی عزیز

اوقات خوش آن بود که با دوست به سر شد
باقی همه بی حاصلی و بی خبری بود...

حیف از تک تک روزهای عمر، که هر چیز و هر کار و هر کس در خاطرمون بود، جز مالک همه چیز و صاحب همه کار و خالق همه کس


گفتی مرکب سواری، یاد این حدیث افتادم که حکایت حال الآنمه:

و قال امیرالمؤمنین علی (ع): اهْلُ الدُّنْیَا کَرَکْبٍ یُسَارُ بِهِمْ وَ هُمْ نِیَامٌ
اهل دنیا همچون سوارانی هستند که آن ها را می برند، و آن ها در خوابند...
پاسخ:
سلام

آره والا...

باقی همه بی حاصلی و بی هنری بود...

+
حاجی یه مدتیه میخوام بیام حسابی بابت اون موضوع حرف بزنیم نمیدونم چرا نمیشه!!!

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">