مردی به نام شقایق

ای دل نگفتمت نرو از راه عاشقی / رفتی بسوز کین همه آتش سزای توست...

مردی به نام شقایق

ای دل نگفتمت نرو از راه عاشقی / رفتی بسوز کین همه آتش سزای توست...

مردی به نام شقایق

از درد سخن گفتن و از درد شنیدن
با مردم بی درد ندانی که چه دردیست!

***

شقایق وحشی آزاده است و تعلقی ندارد.

در دشتهای دور، لابه‌لای سنگها می‌روید و به آب باران قناعت دارد

تا همواره تشنه باشد و بسوزد.

داغدار است و گلبرگهای سرخش را نیز گویا به خون آغشته‌اند.

شهید نیز آزاده است و فارغ، قانع، تشنه، سوخته دل و داغدار و غلطیده در خون

اما میان این دو چه نسبتی است؟

*******
اگرچه برگهایی زرد دارند
و در دل شعله هایی سرد دارند
کسی اما نمیفهمد که یک عمر
"شقایق"ها دلی پر درد دارند...
******
به ظاهر مرد:.متاهل:.
کارشناسی مهندسی شیمی
ارشد مهندسی هسته ای
صنعتی اصفهان:.

مدیر مهندسی یه پتروشیمی تو جنوب کشور فعلا!:.
متاسفانه ساکن تهران!

فقط حسین...
همین.

بایگانی

آخرین مطالب

پربیننده ترین مطالب

محبوب ترین مطالب

آخرین نظرات

پیوندها

بروم یا بمانم؟ چرا و چگونه؟!

چهارشنبه, ۱۲ دی ۱۳۹۷، ۰۴:۰۰ ب.ظ

سلام

در چند راهی یک تصمیم بسیار مهم گیر کردم. میشه همفکری بفرمایید با دلیل متقن؟



مقدمه:

وقتی آدم امیدی نسبت به اصلاح یه سیستمی(سیستم اداره کشور منظورمه الان) نداشته باشه سه تا راه بیشتر نداره:

1-خودشو با شرایط وفق بده!

2-بجنگه تا شرایط رو تغییر بده!

3-از سیستم نامطلوب بره به یه سیستم مطلوب تر!


1=خب گزینه اول با شرایطی که داریم به سرعت به سمتش میریم تقریبا غیر ممکنه چون با این روند تقریبا تا چند سال دیگه ترس این هست که حداقل های زندگی در حد خوراک و پوشاک و داروی زن و بچه ام رو هم نتونم تامین کنم. با این توضیح که هر چقدر هم آدم فعالیتش رو بیشتر کنه و حقوقش هم خوب باشه باز هم سرعت رشد قیمت ها و خدمات بیشتر از رشد درآمد هست!


2=ازین گزینه هم خاطره خوشی نداریم! از روزی که خودمون رو شناختیم در حال گزینه 2 بود. چه دعوا درک با قلدرهای تو مدرسه چه فعالیت های سیاسی و علمی تو دانشگاه و نمونه بارزش همین بحث هسته ای که از سال 92 تا 96 تقریبا روز و شبمون رو گرفت و نتیجه اش هم این شد که همه دیدند!

وقتی جامعه خودش تمایل داره به سمت دروغ و فساد و نفاق و هر چی هم زور میزنی هیچ اتفاقی نمی افته کم کم تو هم بی حس میشی. بی تفاوت میشی! خسته میشی. 

مسلما من هم آیات و احادیث و مثال هایی از فرمایشات رهبر و شهدا رو خوندم و میدونم. همونهایی که یه سری از دوستان میخوان تو کامنت ها بنویسن.

ولی چیزی که من بهش رسیدم که اینه فساد در سیستم اداره کشور ما اینقدر سیستماتیک و ساختار یافته شده که بخش جدا نشدنی از حاکمیت شده. (دقت بفرمایید حاکمیت با تئوری نظام ولایت فقیه تا حدودی متفاوته. من بشدت تئوری ولایت فقیه رو قبول دارم ولی معتقدم در اجراش موفقیتی نداشتیم حداقل تو این چهل سال)

ما نسلی هستیم که 24 سال از عمرمون توسط افراد نالایقی از جمله خاتمی، احمدی نژاد و روحانی نابود شد و روز به روز هم بیشتر میشه و اینقدر آش شور شده که امیدی هم نیست به اصلاح و آینده!

حس میکنم حتی اگه بخوایم بر علیه ظلم و فساد هم بجنگیم باز هم نمیتونیم چون تا گردن رفتیم تو باتلاق. پس فعلا این گزینه هم منتفیه تا اطلاع ثانوی!


3=این گزینه چیزیه که مدتیه ذهنم رو بد جور درگیر کرده و خودش شامل چند سوال اساسیه:


3.1-آیا مهاجرت باید کرد یا خیر؟

3.2-در صورت مثبت بودن جواب مهاجرت، بهتر است برای "ادامه تحصیل رفت و بازگشت" یا برای "اقامت رفت و بازنگشت"؟

3.3-در هر صورت کدام کشور بر اساس شرایط من مناسب تر است؟



پ.ن:

دارم آماده میشم برای آیلس

با چند تا وکیل صحبت کردم. تقریبا امتیاز سن و مدرک و سابقه کار و کارهای علمی تحقیقاتی و مقالات و اینهام برای بسیاری از کشورها(بویژه مالزی، استرالیا، آلمان، هلند، کانادا، قطر و عمان) مناسب هست و قابلیت اقدام کردن برای ادامه تحصیل یا اقامت دائم رو دارم.

از نظر امکاناتی و اینا هم که تقریبا با افراد زیادی مشورت کردم(اعم از ساکن و دانشجو و برگشته). کشور های پیشرفته حداقل های یه زندگی معمولی فراهم هست و نیاز نیست مثل اینجا آدم برای حداقل های زندگی بجنگه! هر چند میدونم کار کردن و زندگی کردن در یه کشور دیگه برای کسی مثه من بسیار بسیار بسیار مشکله ولی خب شاید به آینده بچه ها بیارزه! شاید!


منتها دو تا مشکل اساسی سر راهمه

1-خونوادم که خب سخته با زن و دو سه تا بچه مهاجرت کردن. خصوصا اینکه حداقل یه سال آدم باید تنها باشه که بتونه کار رو اوکی کنه و شرایط زندگی رو جور کنه.

2-پدر مادرم که خب غیر از من کسی رو ندارن و من هم غیر از اونا کسی رو ندارم و در صئرت مهاجرت امکان اینکه در خدمتشون باشم و حداقل هفته ای یبار ببینمشون دیگه نیست. مگه آدم تا کی میتونه حضور پدر مادر رو درک کنه. بالاخره جاودان که نیستن که. به روزی آدم از دستشون میده. اونوقت اگه الان که هستن هم آدم ازشون دور بشه دیگه بعدشون میخواد چیکار کنه با زندگی؟



+

ذهنم اینقد درگیر این موضوعه که حتی شبها هم دست از سرم بر نمیداره

خدابزرگه میدونم

رازق هم هست. اینم میدونم.

اینم میدونم که هر جا باشم باز هم رازقه.

ولی آیا دلیلی هست که حتما بمونیم و تو این شرایط زندگی کنیم؟

ینی خدا هیچ راه دیگه ای رو قبول نداره؟

نمیدونم؟!

۹۷/۱۰/۱۲ موافقین ۸ مخالفین ۱
مردی به نام شقایق

نظرات  (۶۱)

۱۲ دی ۹۷ ، ۱۶:۱۹ سوته دلان
سلام

متقن دیگه؟! :)

حالا من یه سوال بپرسم با اجازتون...
کسی که تو این وضعیت داره سر می‌کنه با وجود همه‌ی سختی‌ها و شرایط رفتن نداره، چه فرقی داره با کسیکه شرایط رفتن داره و میره؟! چه موقت چه دائم...

پاسخ:
سلام

متغن مگه از غنی نمیاد؟!

لت می چک پلیز
اوکی. یور آر رایت

اصلاح شد :))))

+
خب مشخصه دیگه
اونی که شرایط داره و میره رفته. اونی که شرایط نداره و نمیره نرفته.

شاید سوالو درست متوجه نشدم :)
۱۲ دی ۹۷ ، ۱۶:۲۲ دختـرِ بی بی
سلام
والا ما تو کار خودمون موندیم که چیکار کنیم واسه بقیه بماند...
اما خارج از کشور واسه اقامت همیشه اصلا خوب نیست
هیچ جا وطن نمیشه حتی اگر مشکلات باشه و...
ولی موقتی رفتن شاید خوب باشه
پاسخ:
سلام

والا با این روند دیگه وطنی باقی نمیمونه تا چند سال آینده ^_^
۱۲ دی ۹۷ ، ۱۷:۱۷ دختـرِ بی بی
همه چی پولو شرایط خوبو رفاه نیست...
یه سری دلخوشی هایی هست که فقط در وطن هست
به قول خودتون پدر و مادر
فضا های معنوی و...
آدم دق میکنه برای همیشه خارج بمونه
ولی به طور موقت به نظرم میتونه خوب باشه
پاسخ:
دخب دقیقا گیر من همینجاس که شما فرمودین

هنوز یه چیزایی هست که خیلی با ارزشه
۱۲ دی ۹۷ ، ۱۷:۲۸ پشت کوهها
خیلی مختصر عرض کنم خدمت شما که اونهایی که تا حالا نرفتند، عمدتا و عموما به دلایل مختلف امکان رفتن ندارند یا هنوز به نقطه ی «تکلیف چیه» نرسیدند. بسته به رشته و تخصص، مقصد فرق می کنه. کانادا و استرالیا در حال حاضر بین درس خونده ها با اقبال بیشتری مواجه است!
پاسخ:
سلام

حاجی من خیلی وقته به نقطه تکلیف چیه رسیدم ولی هنوز تو جنگ بین آرمان گرایی و واقعیت گرایی موندم.
من تجربیات زیادی داشتم تو همین سنی که دارم. با افراد زیادی سر و کله زدم که شاید کسی فکرش رو هم نتونه بکنه. نه میتونم چشمم رو واقعیات ببندم و حرفای اخبار صدا و سیمارو باور کنم. نه میتونم دست از ارمان هام بردارم و بگم بی خیال جامعه و میخوام برا خودم زندگی کنم.


+
جفتشون رو بررسی کردم
بهترین جا برای کار برای رشته من همین ها هست که فرمودید
ولی گزینه کشورهای مسلمان هم برام پررنگه بخاطر شرایط خونواده و بچه ها

تو کشورهای مسلمون حاشیه خلیج و سایر بخشای آسیا جایی رو سراغ دارید که خوب باشه؟
۱۲ دی ۹۷ ، ۱۹:۲۰ دختـرِ بی بی
خو پس خودتونو شبا بی خواب نکنید
برید همون مالزی که هم مسلمونن هم کشور پیشرفته و خوبیه
بعد برگردید وطن...
استادی داشتیم 10 سال دبی زندگی کرده بود و برگشته بود
میگفت خوبه واسه تنوع رفت ولی نه برای همیشه
از سردرگمی نجاتتون دادم
پاسخ:
اتفاقا گزینه خوبیه
بعد از خوندن تجربیات برخی از دوستان تو کانادا گزینه های کشورهای مسلمون پر رنگتر شده


ممنونم
بابت نجات از سردرگمی
۱۲ دی ۹۷ ، ۲۲:۲۳ سوته دلان
آقا شما از همین الانم وبتون بوی خارج گرفته و خارجکی صحبت می‌کنید! :)

منظورم این بود، یکی میخواد بره ولی شرایط رفتن نداره، باید چیکار کنه؟!
در حالی‌که یکی دیگه داره و می‌ره!
پاسخ:
:)))))))))))))

سلام
والا یه رفیقی داشتیم میگفت اگه یه روز مرزارو باز بذارن و بعدش یه سرشماری کنن میبینن حدود 1 الی 2 میلیون بیشتر تو کشور نمونده :)))

اون یکی که شرایط نداره منم دیگه :)))

خب اگه میدونستم چیکار کنه که خودم میکردم :))))))))
تقریبا می شناسمت... 
برو پسر
ما هم می ریم...
خیلی های دیگه میرن...
یعنی راستشو بخوای دارن بیرونمون میکنن

پاسخ:
سلام

دارن بیرونمون میکنن رو خوب اومدی :)))
چه خوب یه اصولگرا داره فکر میکنه چی شده مگه داریم ؟؟؟؟!!!!
ماها عادت داریم یا عادتمون دادن که همیشه یه مقصر پیدا کنیم که اغلب رییس جمهوره و بهش فحش بدیم ...این شامل خود منم میشه ها ولی منم مث شما تازگیها دارم فکر میکنم میبینم بازیچه خوبی شدیم واسه از ما بهترون 
یه راننده تاکسی خط دروازه شیراز دروازه تهران خرف قشنگی زد گفت ما سالهاست میگیم ایشالا یه ماشالایی میاد مشکلاتو حل میکنه ببین چند نسل سر کاریم!!!!! 
ما پزشکا متاسفانه به راحتی شما نمیتونیم بریم ....حتما برین اگه خوشتون نیومد اشکال نداره بمونین تا اقامت اون کشورو بگیرید مث بالش زیر سر میاید ایران  اگه اوضاع بدتر ازاین شد (خدای نکرده ) خب یه جایی دارین برین 

پاسخ:
سلام

حاجی بحث اصولگرا اصلاح طلب نیس اصن (که میخوام جفتشون نباشن دیگه)

مشکل روندهای ماست که اینقدر ریجید و صلب شده که نمیشه خیلیاش رو تغییر داد.
این حرفو دارم با زجر میگم. انگار دارم یه جنجر آهنی رو از قلبم میکشم بیرون وقتی دارم این حرفو میزنم.

ولی حقیقت رو نمیشه با بیان نکردن پوشوند که! میشه؟

من نه از مبارزه خسته شدم نه کم آوردم نه آدم ضعیفی ام.

ولی به این نتیجه رسیدم این راهی که دارم میرم اشتباهه.
نمیگم هدفم اشتباهه ها! مسیرم اشتباهه.

حس میکنم باید مسیرو عوض کرد.

اگر قراره برا انقلاب کاری کرد نباید معطلش کرد. ولی اینجا اینقدر گرفتار شدم که حتی فرصت فکر کردن به انقلاب و اهداف و دین و اسلام و خیلی چیزای دیگه رو ندارم چرا؟ چون باید سر ماه اینقد قسط بانک بدم و خرجم با دخلم نمیخونه مثلا.
ازون بدتر میبینم روز به روز داره بدتر میشه بجای بهتر!

+
شما پزشکا دیگه وضعتون خوبه دیگه :)
کجا میخواید برید؟ ^_*

اینم فکر بدی نیست ولی یه جوراییه.
نمیخوام تصمیمم از سر ترس باشه.
سلام
شما هم مثل خیلی از دوستان ،همکاران و آشنایان تحصیل کرده در رشته های فنی میخواهید بروید!
خب بر اساس گزینه ی سه فکر می کنم اقامت موقت بهتره باشه هر چند برای خود من اگر در شرایط شما باشم با توجه به دلبستگیام به خانواده،موندن رو انتخاب میکنم...
باز هم صلاح کار خویش...
یجوری صحبت کردید در مورد اوضاع اسفبار مملکت که حس کردم قیامتی،ظهوری،نبرد آرماگدونی چیزی در راهه...
چرا ولایت فقیه موفق نبوده چون اغلب این رو از مخالفین میشنوم اما اینکه از موافقین هم شنیدم جای تعجب داشت میشه توضیح بدید.
پاسخ:
سلام

من بلند بلند فکر کردم.
هنوز تصمیمی نگرفتم.


+
والا اوضاع اسفبار مملکت رو اینجوری نمیشه توضیح داد. حدودا ده ساله درگیر بازار کار هستم تو لایه های مختلف.
از تدریس و معلمی تا شرکت نفت عسلویه تا شرکتای دانش بنیان یا پتروشیمی قشم تا مشاور صنایع پتروشیمی تا شرکت آی تی و...
متاسفانه تو کشور ما شرایط به نحوی شده که یه فرد حتی از حداقل های یه زندگی هم محرومه بر اساس اونچه که اسلام و قران و اهلبیت میفرمایند. توضیحش هم مشخصه دیگه. اگه آدم تو جامعه زندگی کرده باشه کاملا براش ملموسه

اما بحث ولایت فقیه
من نگفتم موفق نبوده. ولایت فقیه یه نظریه ایه که بنظر من کاملا درسته.
مسئله جمهوری اسلامی هست که اسلامیتش اوکیه ولی جمهوریتش مشکل ساز.
این تضاد بین جمهوریت و اسلامیت منجر شده به اینی که داریم میبینیم.

مثلا ولی فقیه به عنوان امام جامعه یه چیزی میفرماد ولی سیستم حاکمیتی و اجرایی کشور و رسانه و مردم یه مسیر دیگه ای رو میرن (میدونم که این قضیه تو تاریخ بوده و طبیعیه و اینا)

نمیدونم.
توضیحش خیلی سخته.
الان هر چی بگم توش کلی بحث سیاسی و منطقی و اعتقادی در میاد.

چیزی که هست اینه که شرایط فعلی اونی نیست که باید باشه.
۱۳ دی ۹۷ ، ۰۲:۱۱ پیـــچـ ـک
سلام
یه گزینه دیگه هم هست: 
بجنگه و سعی کنه شرایط رو تغییر بده، حتی اگر موفقیتی نداشت.


ما مسئول نتیجه نیستیم. اگر اینقدر که شما میفرمایید سیاه بود، از همه بیشتر رهبری حق دست کشیدن از جهاد داشتن.
خسته شدید استراحت کنید. ولی همه چیز رو بد نبینید.
پاسخ:
سلام

بقول معروف همه گزینه ها همچنان روی میزه :))))


+
هیچ کس حق دست کشیدن از جهاد رو نداره
ولی حق تغییر تکنیک و تاکتیک رو داره

حتی خود قرآن هم جایی بنابر مضمون اشاره داره که اگه جایی میبینید نمیتونید زندگی کنید(بر اساس استانداردهای توحیدی) تغییر مکان بدید. مهاجرت کنید.

همه چیز رو بد نمیبینیم.
ولی خیلی تحت فشاریم. اینو اگه سرپرست یه خونواده بودید(که شاید هم باشید) بهتر میشه لمس کرد. وضعیت خیلی سخته. آدم هر چی هم تلاش کنه آخرش شرمنده حداقل هاس جلو زن و بچه اش.

تا یه حدی میشه طلا و چیزای خونه رو فروخت برای اینکه بتونیم حداقل های زندگی رو جور کنیم و قسطامون رو بدیم. تا یه جایی میشه این شرایط رو تحمل کرد.
تا یه جایی میشه 24 ساعت کار کرد برای هیچی!

من الان دارم خیلی سطح پایین حرف میزنم. از کف کف کف جامعه. نه از دید یه نفر که همیشه درگیر مباحث سیاسی و اعتقادی بوده و در حال مبارزه. الان تو نقش یه پدر دارم حرف میزنم که ترس خیلی چیزارو داره...
خب این چه باور به ولی فقیهی هست که امید وافر ایشون به آینده رو در خودش نداره؟! 
پاسخ:
سلام

باور به کسی یا چیزی داشتن و تایید کردنش به این معنی نیست که هر چیزی که اون فرد میبینه و درک میکنه رو من هم ببینم و درک کنم.

ایشون در بالاترین سطح علم و حکمت و ایمانه بین افراد جامعه ما.
مسلما نگاهشون با ما متفاوته برداشتشون متفاوته نگرششون متفاوته تفکراتشون متفاوته
ما هم سعی میکنیم به سمتی که ایشون اشاره میکنن حرکت کنیم اما این الزام نیست که چیزهایی که میبینیم رو انکار کنیم (هر چند نظر ما تو قضیه فساد و آینده کشور و... با ایشون یکیه. ایشون هم بارها اعلام کردند که اگر این روند ادامه پیدا کنه و اصلاح نشه چه فجایعی ممکنه پیش بیاد و از مردم سیلی میخورن و این صوبتا)

لذا تعجب من بیشتر از اینه که چطور بین این حرفای ما و نظرات ایشون تضاد پیدا کردن برخی دوستان.
ایشون هم نمیگن همه چی گل و بلبله!
امید دارن.
ما هم امید داریم به انقلاب و اسلام و عاقبت متقین.
ولی به این سیستم اداره کشور امیدی نداریم. دلایلش هم مشخصه.
متاسفانه با وجود تلاش(هر چند کم) امکان تغییر در این سیستم رو هم نداریم.
سلام و نور
ظاهرا مدتیه مطالعه ندارید...
موید باشید...
پاسخ:
علیک سلام و نور

ظاهرا و باطنا شرایط طوری شده که واقعا وقتی برام نمونده که مثه سابق مطالعه کنم.
خوش بحال شما که هنوز امکان و فرصتش رو دارید که اونجور که شایسته و بایسته هست مطالعه بفرمایید.

ممنونم :)
رفتن برای برگشتن هرگز. ولی رفتن و برگشتن شاید.
یه سوالی از اولش ذهنم رو درگیر کرد. آیا شما خودتون یکی از چندین و چند شغله‌های این مملکت نبودین؟ 
پاسخ:
سلام

رفتن هر کس از مملکتش فقط به امید برگشتنه.
عذابی که مهاجرت کرده ها میکشن ازینه که نمیتونن برگردن (شرایط کشور این امکان رو بهشون نمیده)

+
بله هستم.
تو یه شرکت کار رسمی مهندسی انجام میدم.
رئیس هیئت مدیره یه شرکت آی تی هستم و یه جورایی مدیر اجرایی.
پروژه های مختلف و نرم افزاری و تحلیل اقتصادی و امکانسنجی و این چیزا هم مدام انجام میدم.
ارزیاب شرکت های دانش بنیان هم هستم.
مسافرکشی هم اگه بهم مسافر بخوره انجام میدم.
۱۳ دی ۹۷ ، ۱۴:۳۱ مرتضا دِ
خب فرزندم شما خودت شرایطی که مانع میشه بمونی رو گفتی
شرایطی که مانع میشه بروی رو هم گفتی :)

الان ما چی بگیم؟
فقط یه نکته ی کم ربط بگم و اون اینکه اینقدر ماها رو مطالبه گر و منتقد بار آوردن و اینقدر کاستی های دولت ها و نواقص سیستمی رو بزرگ کردیم که دیگه خوبی ها مزیت ها و دستاوردهای اونها  رو نمی بینیم. | و این از دو جهت پیامد بد داره:
یکی اینکه اگه ببینیم و قدردانی کنیم طبق سنت شکر نعمت نعمتت افزون کند در رشد این خدمات تاثیرگذار خواهیم بود که ما این جوری نبودیم... و دو اینکه در بررسی ها مون از وضع مملکت دچار اشتباه محاسباتی میشیم.

در هر صورت ما دعا میکنیم بهترین تصمیم رو بگیری :) ♥
پاسخ:
سلام

مرتضی جان شاید شما بیشتر از خیلی از دوستان که لطف دارند به بنده و مخاطب اینجا هستند شرایط من رو درک کنی.
تقریبا سیستم صنعت کشور در حال کلپس هست. حالا چه من خوشم بیاد چه نیاد چه انقلابی باشم چه نباشم.
دقیقا مثه پلاسکو!

خودت میدونی که وقتی صنعت در این وضعیته و یکی یکی صنایع و کارخونه ها داره بسته میشه یه نیروی مهندسی چه بلایی سرش میاد!
شرکت قبلی رو دو هفته پیش که رفته بودم تهران رفتم سراغشون. دیدم از تموم بچه های واحد مهندسی فقط 3 نفر موندن که اونها هم منتظر بودن نامه تعدیل و اخراجشون رو بزنن و برن یکی دوسال بیمه بیکاری بگیرن و بشینن کارهای اپلای شدنشون رو بکنن و برن.

من بار یه خونواده رو دوشمه و نمیتونم احساسی برخورد کنم با قضیه. از طرف دیگه سن من یه سنیه که اگه الان کاری نکنم دیگه بعدش هیچ کاری نمیتونم بکنم!
من خیلی سختی کشیدم تو زندگی. من خیلی کارهای عجیب غریب کردم که خیلیا فکرشم نمیتونن بکنن. من کسی نیستم کمک بیارم و بخوام فرار کنم. ولی نمیتونم یه سری واقعیت هارو نبینم.
کلپس صنعتی
کلپس صنعتی
کلپس اجتماعی و اخلاقی
کلپس تربیتی
و...
۱۳ دی ۹۷ ، ۱۶:۴۴ .: مهتاب :.
www.farsnews.com/amp/13970805000420

شاید بهتر باشه تا هجده سالگی بچه‌ها این‌جا بمونید.
پاسخ:
سلام

یکی از بهترین راهنمایی هارو شما کردین :))

ممنونم واقعا

ذهنم رو برد بیشتر به سمت کشورهای مسلمون

براووو
۱۳ دی ۹۷ ، ۲۳:۲۴ دکتر یونس
به نظرم اتفاقا شما به خاطر بچه ها نمیتونید برید.. یعنی اون تیپ بچه های مثبت و یا حتی آمفوتری هم که رفتن اونور وقتی بچه دار شدن برگشتن. دقت کردید؟! به خاطر تربیت بچه ها و آینده اونا برگشتن. شما اگر قرار بود برید بایستی قبل از بچه ها میرفتید و برمیگشتید. 
خانم دکتر مژگان عباسلو و همسرش دقیقا به خاطر راحیل (دخترشون) از آمریکا برگشتن ایران. یادمه تو کانالشون مینوشت که چطور از یه جایی به بعد نتونسته جواب سوالات راحیل رو بده و دخترش عذاب میکشیده و به خاطر اون بهترین بیمارستان اونجا رو که رویای هر کسی هست درش باشه رو رها کرد و برگشت ایران.
یکی از همکارا آلمانی یادگرفت و به سختی مهاجرت کرد آلمان تا تخصص بخونه اونجا، بعد چند ماه به خاطر پسرش خواست برگرده( میگفت من به خاطر آینده اون رفتم ولی دیدم دقیقا دارم او رو از دست میدم) و متاسفانه همسرش همونجا ازش جدا شد و این بنده خدا با پسر کوچولوش برگشت ایران..
با اون قسمت فسادی که تا بن دندان سیستم دولتی رسوخ کرده موافقم. هنوز ذهنم رو نتونستم جمع و جور بکنم تا راه درمانی براش پیدا بکنم ولی قطعا راه حل وجود داره. 
من تا یکسال پیش مثل این روانشناسای زرد که میگن: تغییر از نگاهت شروع میشه و باید بجنگی و .. خیلی خوش بین بودم و فکر میکردم یه آدم اگر بخواد میتونه باعث تغییر بشه و با همه بدیها بجنگه و پیروز بشه. اما الان اینطوری فکر نمیکنم.
در این فیلم کره ای شبکه 3 اوک نیو برگشت گفت: من فکر میکردم اگر بخوام با فساد باند ملکه و برادرش مبارزه کنم همینکه قوی و باهوش باشم و خوب بجنگم کافیه ولی موفق نشدم. الان "ثروت و قدرت" میخوام تا اینا نباشه اصلا نمیتونی در سطح اونا قرار بگیری تا بجنگی. حزب اللهی جماعت تا شیشش گروه نهش هست و آه در بساط نداره هیچ محلی از اعراب نداره در این جنگ قدرت! 
و با این وضع دولت و رانت و احزاب و دروغ و نیرنگ و هزار جور پدر سوخته بازی که ما همه اش رو حرام و غیر اخلاقی میدونیم اصلا جای رشد نداریم در این سیستم. ( یه سیکل معیوبه که ما رو حذف میکنه و مدیرای فاسد همینطور میان بالاتر). نتیجه اینکه باید باید باید اینقدر قدرت و ثروت داشته باشیم که بتونیم باهاشون مواجه بشیم و بجنگیم وگرنه محکوم به نابودی و حذف هستیم. 
لطفا امام خمینی رو مثال نزنید که ایشون به هیچ عنوان فقیر نبود. چه در خمین و چه در بعدش بسیار هم پول و قدرت داشت و بازاریهای مومن بیشمار در اطرافشون بودن که هزینه مبارزه رو میدادن و این مشی و زی طلبگی ایشون بود که برای خودش استفاده نمیکرد ولی مبارزه خرج داره. پول میخواد. 
ما باید راهکارهای به ثروت و قدرت رسیدن رو پیدا کنیم و بعد گفتمان خودمون رو بسط بدیم و فرهنگ سازی و شبکه سازی کنیم و بعد تازه مبارزه شروع میشه. اینی که الان درش قرار داریم اسمش مبارزه نیست! اسمش له شدنه! و صبرش هم ارزشمند نیست. چون صبر وقتی در اوج و عزت و قدرتی ارزش داره و نه در حال بدبختی مطلق! 
با کسانیکه رفتن اونجا و تِمِ مذهبی دارن صحبت کنید. بعضی وقتا آدم از چاله درمیاد و میوفته تو چاه.. 
پاسخ:
سلام

اتفاقا صحبت های ایشون رو کامل خوندم و خیلی هم روش فکر کردم خیلی هم به همگرا شدن ذهنم تو تصمیم گیری کمکم کرد.

دقیقا فرمایش شما تفاوت نگرش دانشجوییه با نگرش یکی مثه من که بعد از چندین سال کار دانشجویی آرمانگرایانه افتاده وسط یه جامعه گرگ صفت و باهاشون سر و کله زده. اون هم با چه کسایی!
تو عسلویه، تو تهران، تو اراک، تو شیراز، تو اصفهان و...
بعضی از چیزا نتیجه تجربه ده ساله اس.

تو این که برای گفتمان سازی نیاز به ثروت و قدرت هست شکی نیست. ولی الان تو کشور ما شاهراه های این دو تا دست گروه های خاصیه که اگه مثه خودشون نباشی نمیتونی واردشون بشی.

+
نکته دیگه اینه که با وضعیتی که داریم پیش میریم و مشکلات معیشتی اصلا دیگه جایی برای مطالعه و کار فرهنگی و فکر انقلابی و اینها نمیمونه. همه وقت و انرژی و فکرمون رفته برا تامین چیزای اولیه زندگی.

ینی با اینجا موندن غیر از درگیر روزمرگی شدن و اعصاب خوردی برای موقعیت ها و فرصت های از دست رفته و خوردن حلوای انقلاب چیزی دیگه ای گیرمون نمیاد

نمیدونم. شایدم من دارم اشتباه میکنم و ذهنم سیاه شده و این صوبتا...
جمله‌ی اول کامنتم به طور خودکار تصحیح شده!
عرضم این بود: رفتن برای برنگشتن هرگز، رفتن و برگشتن شاید! :دی
موبایلم عذرخواهی می‌کند! :)
پاسخ:
خواهش میکنم ^_*
میبینم که دچار افسردگی سیاسی شدی مهندس

https://www.aparat.com/v/ws7ze
پاسخ:
سلام

دقیقا حبیب جان

افسردگی و سرخوردگی و ناامیدی شدید سیاسی اجتماعی

+
ممنونم بابت لینک
همینه دقیقا
حس کسی رو دارم که تو جنگ تیر خورده افتاده یه گوشه
هیچ کاری از دستش بر نمیاد
فقط دارن جلو چشش رفیقاشو تیکه تیکه میکنن...
۱۴ دی ۹۷ ، ۲۲:۳۶ واقعیت سوسک زده
سلام 
عرض شود که اقوام نزدیک ما  که کانادا بودن برای دکتراشون شرایط زندگی و کارشون فوق العاده بود و پیشنهادهای فوق العاده تر کاری هم داشتن ولی برگشتن چون نمی خواستن بچه هاشون توی فضای اونجا مدرسه برن ، دختر عمه من که ایرلند بود و خیلی مدهبی پسرش که پلی اسکول میرفت می گفت صبح ها پا میشه صلیب می کشه :)
قکر می کنم رفتن هزینه هایی داره و موندن هم هزینه هایی باید دید چی میدی و چی میگیری ، کدوم با ارزش ترن ، کدوم در زندگی اصالت بیشتری دارن و وزن بیشتری ، کدوم دنیاست و کدوم اخرته 
شخصا دلم نمی خواد برید :/
پاسخ:
سلام

خو دقیقا گیر منم همینه که شما فرمودید (قکر می کنم رفتن هزینه هایی داره و موندن هم هزینه هایی باید دید چی میدی و چی میگیری ، کدوم با ارزش ترن ، کدوم در زندگی اصالت بیشتری دارن و وزن بیشتری ، کدوم دنیاست و کدوم اخرته )


کشورهای مسلمان تا حدودی (تا حدودی!) بهترن نسبت به کانادا و اینها
هر چند یه سری به مدرسه های خودمون هم بزنید تو همون مقطع ابتدایی چیزایی میبینید که آدم ترجیح میده صلیب بکشه از تعجب :))))
۱۵ دی ۹۷ ، ۰۸:۱۱ منور الفکر
سلام علیکم
ولایت فقیه  موجب قوام ااین تنگناهاست؟خلط عجیبی کردید.
اینکه در پیاده سازیش موفق نبودیم! کل تاریخ درش موفق نبوده اگر بخواهید درست نگاهش کنید، کی امت از خودش دست کشیده، استقامت کرده و ولایت فقیه بوده که موجب عسر و جرج شده؟
تنها نظریه پدرداری که توفیق کامل داشتیم توی اجراش طی این۶۰۰سال اخیر همین بوده!
سیستم نقص داره، معیوبه اما فاسد تام نیست،نمیدونم اگه یه روز محضر حضرت شرفیاب بشید و ایشان بفرمان سیستم تون فاسد نیست همش، شما چی میگید؟
نه آقا نبودی خبر نداری یا بله اطلاع شما دقیقتره؟
ولایت فقیه رو بدون نیابت حضرت قبول دارید؟
پس چرا حرف بی تعارف و صریح ش رو که بارها گفته سیستم فاسد نیست رو قبول ندارید؟
افراد داخل سیستم مشکل دارن(نه همشون)، سیستم هم نقص (خلاقانونی)داره، خب که چی؟هردوش به امت برمیگرده،به مجری،به ادما..پیغمبرخدا هم نتونست اما رو ب راه بیاره...توقع شما چیه؟ همه رو بریزیم تو دریا؟ یا خودمونو بندازیم تو دربا؟
مهندس حیدری بالاخره جزیی ازین سیستم هست یا نه؟
از امت میخواید ببرید؟ به کدوم امت پناه ببرید؟ دم خور کدوم قوم میخواید بشید؟ نگیم که شبیه نخواهید شد.

! لا اله الا الله..
پاسخ:
سلام

ازین فرمایشتون خودم به شک افتادم رفتم یه بار دیگه متن رو خوندم :)
من همچین حرفی زدم خدایی؟!

ولایت فقیه جهت دهنده و موتور محرکه است برای سیستم. منتها سیستم توان و توانایی این موتور محرکه رو نداره بنظرم. ینی بخوام ساده اش رو بگم یه جورایی ولایت فقیه برای امثال من و جامعه ای که امثال من توش هست زیادیه. لذا تو اجرای تئوریش و همچنین اجرای دستوراتش موفق نبودیم. اینکه تعارف نداره که. موفق نبودیم. نتیجه اش هم اینیه که داریم میبینیم دیگه.
مشخصا حرف من اینه که ما برای یه بیماری رفتیم پیش دکتر حازق(ولی فقیه) و ازش نسخه بسیار عالی گرفتیم (فرمان ها و خط مشی ها و توصیه ها و جهت دهی ها و...) ولی حال گرفتن دارو و خوردنش رو نداریم و یا بجای اینکه بریم داروی اصلی بگیریم رفتیم ناصر خسرو داروی خارجی تقلبی (نمونه اش دولت ها و مجلس ها) گرفتیم. بعدشم که حالمون بد تر شده داریم غر میزنیم به دکتر که ای بابا! این دکترا هم هیچی حالیشون نیس.

+
فساد سیستماتیک با فساد تام متفاوته. من بشخصه معتقد نیستم به فساد تام ولی تا حدود زیادی فساد سیستماتیک رو لمس کردم تو این سالها که تو پایین ترین لول های جامعه کار کردم و حتی با سطوح بالا در ارتباط بودم. وضیعت با اونچیزی که اخبار شبانگاهی میگه زمین تا آسمون متفاوته و من هم نمیخوام اینجا بحث این رو بکنم که چقدر ابعاد و نفوذ فساد تو سیستم زیاد هست.

++
یکی از تفاوت ها همینجاست که من سیستم رو نمیتونم جدای از افراد در نظر بگیرم. در واقع سیستمی سالمه که بتونه افراد ترازش رو هم به تعدادی که نیاز داره تربیت و توزیع کنه.
این که من عرض کردم تئوری رو قبول دارم ولی تو اجراش مشکل داشتیم موید همین قضیه است. ما سیستم رو ایجاد کردیم ولی در ایجاد سیستم یه اشتباه بزرگ کردیم از اول انقلاب که سیستم رو فرد محور کردیم و فکر کردیم افرادمون هم همیشه همین آدم خوبان. در حالیکه الان همون آدم خوبای اول انقلاب و بچه های جنگ و... بعضیاشون شدن عوامل اصلی مشکل ساز و فساد ساز برای سیستم. (بعضیاشون!)

+++
خب نکته همینجاست که مشکلات همه به امت برمیگرده و امت هم که همینه که هست و روز به روز داره میاد پایین تر بجای پیشرفت فکری و ظرفیتی. پس آینده چی قراره بشه؟
سیستم هم که نمیتونه رو امت تاثیر بذاره و تازه چون آدماش رو از همین امت میگیره خودش هم دچار تضاد و مشکل میشه. پس باید چیکار کرد؟
مسلما توقع این نیست که بریزیم همه رو تو دریا.

++++
نکته دیگه این هست که ما فکر کنیم همه جای دنیا بدن الا ما این خب اشتباه بزرگیه. ینی هیچ امت دیگه ای روی کره زمین نیست که بشه در کنارشون اونجوری که خدا گفته زندگی کرد؟ روی این باید یکم تفکر کرد.
امت ما فقط اسم اسلام رو داره یدک میکشه متاسفانه (و من هم یکی از همین امت هستم با همین ویژگی که وصف کردم متاسفانه)


+++++
در آخر خدایی من راضی نیستم فکرتون رو درگیر کنید و حرص بخوریدا!
یه فکری ذهنم رو درگیر کرده بود منم نوشتمش و از دوستان خوبم و شما بزرگواران درخواست همفکری کردم برای اینکه ببینم راه درست و تصمیم صحیح کدومه.
هنوز هم هیچ تصمیمی نگرفتم و شاید هم به این نتیجه برسم که اصلا کلا این موضوع غلطه.
ولی میخوام حتما به این نتیجه برسم با دلیل و منطق کافی چون بعد از این بازه سنی دیگه امکان چنین تصمیمایی نیست و میخوام غلط بودن یا صحیح بودن تصمیم اونقدر برام واضح و مبرهن باشه که تا آخر عمر هر وقت بهش فکر کردم بگم تصمیم درستی بود به لطف خدا.
قضیه اینه :)
موقعیت رفتن برای خیلی ها هست عزیز دل
اما اگر همشون برن...
ازخودمون بپرسیم که زندگی راحت رو به چه قیمتی میخوایم؟
به قیمت کنار کشیدن از جیزایی که براشون برچسب خوردیم و تهمت شنیدیم دعوا کردیم اعصاب خوردی کشیدیم و اون رو اعتقاد خودمون دونستیم ؟

اگر هم واقعا کارد به استخوان رسیده و چاره ای نیست. جوری برنامه ریزی کنید که هر حرکتتون باز هم قطعه ای از پازل انقلابی بودن باشه... یعنی وقتی برگشتید کمکی به این انقلاب بکنید که قبل از رفتن نمیتونستید ... و هدف اصلیتون رو این بگذارید
پاسخ:
سلام بر برادر گلم

اتفاقا الان شرایط طوری شده که موقعیت رفتن برا هیشکی نیست بجز یه سری افراد معدود!
هم پول زیادی میخواد هم خیلی درخواست ها زیاده و دیر نوبت میرسه هم بقیه کشورا دیگه ایرانیا رو قبول نمیکنن.

بحث سر زندگی راحت و کنار کشیدن مبارزه نیست.
بحث سر اینه که اینجا سختی بیخودی میکشیم برا چیزی که ربطی به اعتقادمون نداره!
الان کاهش قدرت خرید مردم که بخش اعظمیش بخاطر نالایقی و کارهای بی فکر مسئولین عزیزمونه رو باید تحمل کنیم بخاطر اعتقاداتمون؟
اتفاقا اعتقاداتمون بر عکس اینه. میگه این چیزارو تحمل نکنید. این آدمارو بیارید پایین از گرده ی مردم. اگر نتونستید  این کارو بکنید برید جایی که زیر ظلم اینها نباشید.

+
فکرم همینه که فرمودید. مسلما ما تا روز آخر یه مسلمون ایرونی خواهیم بود و هر کاری باید بکنیم برای اینکه این دو تا اسم تو دنیا بزرگ و بزرگتر بشه. حالا هر جای دنیا که میخواد باشه.
اما در مورد چیزی که تحت عنوان «آینده بچه ها» بهش اشاره کردید

با نهایت احترامی که به حس پدرانه تون دارم اما باید بگم بیشتر راجع بهش فکر کنید!
 :)
ببخشید سلام یادم رفت ...
پاسخ:
باورت نمیشه اگه بگم شبانه روز دارم فکر میکنم. ینی حتی شبا هم تو خواب دارم فکر میکنما...

+
خیلی مخلصیم
پاسخ نظرات رو خوندم.
به نظر میاد شما با این جواب ها میخواید دودلی‌تون رو آروم کنید و در واقع بیشتر مثل این می‌مونه که نظر خواستید تا پاسخ بدید و تصمیمتون رو برای خودتون توجیه کنید.
وگرنه به نظر بنده کسی که واقعا ایمان داشته باشه تو این شرایط اصلا نیاز به توضیح و دلیل نداره که بمونه. اون آدم نگاه نمیکنه ببینه میشه یا نمیشه، فقط وظیفه‌شو انجام میده. حتی اگه شرایط ده برابر سخت‌تر از اینم شه بازم دست نمیکشه. خالی کردن میدون تو مرام با ایمان‌ها و انقلابی‌ها نیست..

بازم هرچی خودتون می‌دونید.
پاسخ:
قطعا یکی از اینهاست
یا میخوام دودل بودن رو بر طرف کنم و توجیه کنم
یا میخوام واقعا ببینم تصمیم درست چیه.

+
مسلما ما ایمان درست حسابی نداریم 
ولی تو مرام لوطی گری ما میدون خالی کردن نیس.

فقط سوالی که هست اینه که الان وظیفه چیه که باید انجام بدیم بدون در نظر داشتن نتیجه؟
۱۵ دی ۹۷ ، ۱۸:۲۵ .: مهتاب :.
خدا رو شکر که مفید بود:)
پاسخ:
خیلی
برا خانومم هم فرستادم بخونه و بعدن دربارش بحث کنیم

ممنونم :)
اینها که چندشغلی خودجوشه.
چرا من فکر میکردم چند سمت شرکتهای کلان رو دارین؟ 🤔🤔
مثل پتروشیمی و فلان و بهمان!
خب این حجم احتمالی درآمد آیا واقعا کفاف زندگی نیست؟ البته اگر علت رفتنتون اینه. از پستتون این رو برداشت کرده بودم. چون گویا به دنبال زندگی معمولی هستین.
+شرکت آی تی مال خودتونه؟
پاسخ:
سلام

من؟
شرکت های کلان؟

من آخرین سمت هایی که تو پتروشیمی داشتم یکی مدیر مهندسی پتروشیمی قشم بود(خصوصی) یکی هم مشاور تجاری سازی شرکت پژوهش فناوری صنایع پتروشیمی بودم.
طرح توجیهی و مطالعات امکانسنجی پتروشیمی هارو هم انجام میدادم باشرکت خودم.
همین :)

+
نبود دیگه.
واس همین کندیم اومدیم شهرستان که هزینه ها پایین تر باشه
با این وضع دلار و هزینه های بالا فک کنم سال دیگه یا باید بریم روستا یا از ایران بریم کلن :)))

++
50 درصدش :))
کار طراحی وب و اینجور کارا انجام میدیم البت الان بیشتر تو فضای بین المللی کار میکنیم. دیگه پروژه ها ی ایرانی رو تعطیل کردیم. نمی صرفید واقعا. اکثرا هم بد قول و بد حساب.
۱۵ دی ۹۷ ، ۲۳:۵۷ پشت کوهها
عمان تنها کشور مسلمون این اطرافه که روابط منفی با ما نداره و تقریبا هیچوقت نداشته.برای شروع بنظرم بگردید دنبال پروژه برای اجرا اونجا. به نحوی با معدود شرکتهای ایرانی که اونجا فعالند ( تحت برند بعضی شرکتهای غربی) ارتباط بگیرید. رویدادهای بین المللی حوزه ی کارتون فرصت خوبیه همیشه.
پاسخ:
بله از خیلیا شنیدم
تو گلف تلنت دارم میگردم دنبال فرصتها ببینم چی میشه
یکی دو تا از دوستان اونجان خیلی تعریف میکردن از جو کاری و زندگی و سنتها و اینها

اتفاقا یکی از چیزای یکه مطرح میکردن اینه که شیعه زیاد هست اونجا و ارتباطشون با ایرانی ها  هم بسیار خوبه فعلا

از اصفهان هم یه ساعت راهه :)))

آشنا داشتی اونجا خبرمون کن حاجی

+
ممنونم بابت راهنمایی :)
سلام مجدد
عین عبارت خودتونه نوشتید در اجرای تئوری ولایت فقیه موفق نبودیم!
بعد از جمهوریت و اسلامیت که متضاد هم شدن زدید
ولی خب دو موضوع کاملا متفاوته
یجوری جواب دادید که انگار حوصله بحث ندارید :|
پاسخ:
سلام و عرض ادب

بله. نتیجه ها این رو نشون میده که موفق نبودیم.
تقریبا الان چیزی که دارم میبینم همینه. نمونه اش انتخابات های اخیر. ولی که در واقع بعد اسلامیت هست مواردی رو مطرح کردن برای انتخاب فرد ولی مردم که بعد جمهوریت هستن بر اساس القای داخلی و خارجی یا هر دلیل دیگه ای طور دیگه ای رای دادن (این تحلیل بنده اس البته. شاید کاملا غلط باشه)

متفاوت شاید باشه ولی جدا از هم نیست. یکی نتیجه ی اون یکیه. عدم موفقیت در اجرای صحیح تئوری ولایت فقیه موجب اون تضاد شده و اون تضاد هم موجب این نتیجه.

+
چرا حوصله بحث دارم.
منتها این ها چیزای چند بعدیه و نمیشه تک بعدی بهشون پرداخت. چند بعدی هم بخوایم بهشون بپردازیم یه کتاب باید بنویسیم دربارشون :)
سلام
موضوع شما، مدتی مبتلا به من هم بود... دوستان مذهبی م، رزومه علمی م رو که میبینن میگن عقل نداری...چرا موندی؟برو ... 
اما خودم میبینم هنوز قابلیت جنگیدن برای موندن هست...

حدود یک ماه قبل، عکس جمعی از هم مدرسه ای هام رو دیدم که اکثرا هم ساکن خارج ( اکثرا کانادا) شده بودند و هم ظاهرشون خارجی!!
چند روز بشدت ناراحت بودم که چرا تک تک لحظاتم باید در ایران این شکلی بگذره... اما باز هم سعی کردم خودم رو آروم کنم...

یکی از مهمترین دلایلی که فعلا نمیذاره به رفتن فکر کنم، بزرگانی مثل شهید چمران و بابایی و... هستن.
کسانی که اگر اراده میکردن، توی بهترین ناز و نعمت میبودن ... شهید چمران اگر زنده بود، الان تمام ناسا روی یه انگشتش میچرخید
وقتی میبینم مزد تغییر مدل نگاهشون رو گرفتند، حجت بر من تمام میشه.

مدت کمی هست که با مجموعه ای همکاری میکنم که چشمم رو گرفتن... شاید از بعد مادی در سطح متوسطی برای یک خانم قرار بگیرم ... شاید حقوقشون به میزان زحمت و دوندگی ش نیارزه اما یکی از مهمترین دلایلی که میخوام برای موندن بجنگم، اونها هستند 
پاسخ:
سلام

به به
بسلامتی

ان شاالله که در شغل جدید مفید و موثر باشید
خیلی خوشحال شدم جدا


سلام مجدد

در مورد زندگی در کشورهای مسلمان، یک نکته رو در نظر بگیرید ... اسم و دین خیلی از این کشورها اسلامی هست اما شرایط درون کشورها...

یادم هست خانواده یکی از هم اتاقی هام برای سفر تفریحی به یکی از کشورهای مسلمان آسیای شرقی رفته بودند. وقتی از امکانات رفاهی-گردشی اونجا صحبت میکرد و کمترین نتاسبی با اسلام دیده نمیشد، چشمهام 4 تا شد...
یا خواهر یکی از دوستانم به یکی از کشورهای عربی حاشیه خلیج رفته بود. طوری از جذابیت ویترین ها و قفسه های مشروبات الکلی فروشگاههای اونجا صحبت میکرد که آدم هوس میکرد :(
پاسخ:
سلام

بله میدونم. اونا هم مثه کشور خودمونن و بیشتر رو اسم کار میکنن تا واقعیت :)

باورم نمیشه که کفاف زندگی نباشه. من در یک کلانشهر زندگی میکنم. با دو پسر بچه. و هزینه های خودشون. و یک حقوق کارمند دولتیِ مستر که دو سومش میره برای قسطهامون و بدون هیچ شغل و درآمد جانبی.
جالبه که همکارهای مستر هم همه مثل شما چند شغله ان(خودجوش‌طور) و میگن کفاف نمیده! چطور ممکنه؟

چون علت رفتنتون این بوده روش مانور دادم وگرنه خارج رفتن دلایل بسیار میتونه داشته باشه.
پاسخ:
باورش خیلی سخت نیس :)

حتما ایشون هم جزو فیش های نجومی هستن (دور از جونشون ) :))))
اگر حقوق معمولی دولتی در نظر بگیریم اون یه سوم باقیمانده رو هم باید کرایه خونه بدید و تمااااااااااام.
فقط پوشک و شیرخشک بچه ماهی حدود 300 تومن میشه :)))) دیگه بقیه خرجا که هیچ!

بعلاوه هزینه های درمانی هم رشد وحشتناکی داشته تو این مدت چون اغلب وابسته به دلاره.

+
مسلما بحث رفتن محدود به یه دلیل نمیشه و چند بعدیه
بحثای مالی یکیشه که خب بی اهمیت هم نیست.

تو بحث مالی هم یکی از موارد مهم ثباته نه الزاما درآمد بالا.

ببینید تو همین سال 97 چه اتفاقی برای زندگی مردم افتاد.

ما هیچ کاری نکردیم ولی داشته هامون یک سوم شد با تغییر نرخ ارز!
خب گناهمون چی بود؟ بعد چیکار میتونستیم بکنیم؟

برخی از دوستان من خیلی راحت میگفتن باید مبارزه کرد و نمیذاریم اینجوری بشه و ... بعد که شد همشون مونده بودن واقعا باید چیکار کنن. چیجوری میشه با یه همچین جریان قدرتمندی که ریشه هاش داخل خود نظامه مبارزه کرد اون هم با این سیستم قوه مجریه و قوه قضائیه و قوه مقننه که هر کدوم که داستانیه واس خودش.

این عدم ثبات مردم رو از آینده ناامید میکنه. پروژه ها و ایده های اقتصادی رو با شکست روبرو میکنه. امنیت اجتماعی و سیاسی و اقتصادی رو به خطر میندازه و همه اینها دامن میزنه به معظل ناامیدی سیاسی

چیزی که مردم ما بشدت درگیرش شدن(حتی خودمن)
طرف میگهمن هر کاری هم بکنم این آقایون آخرش کار خودشونو میکنن. پس بی خیال.
آمار شرکت در انتخابات محله ها و شهرهای فقیر نشین تهران و سایر شهرهای کشور رو تو انتخابات 96 مقایسه بفرمایید با آمار مناطق مرفه تر.
میبینید دقیقا آمار برعکسه.
مناطق ضعیف تر کمتر تمایل نشون دادن به شرکت در انتخابات ولی مناطق مرفه تر بیشتر شرکت کردن و خب نتیجه اش رو هم داریم میبنیم دیگه.

اینها بحثای پیچیده ایه. واقعا از روی احساس و سیاه نمایی نیست. از روی تحلیل و آنالیزه.

از همه بدتر هم اینه که هیچ برنامه ای برای بهبود وضعیت نیست که حداقل ادم دلش رو خوش کنه و بگه شاید یه روزی درست شد.

و ازون بدتر هم گره زدن این ناکارآمدی ها با بحث های اعتقادی و اسلامه! اگر هم اعتراضی به بی کفایتی ها و بی عدالتی ها بشه بالافاصله برچسب ضد نظام خواهیم خورد و چون نظام اسم اسلام رو همراه خودش داره تبدیل خواهیم شد به ضد اسلام و ضد ولایت فقیه.

این است ماجرا :)))
سرتون رو درد آوردم
حرفهاتونو کامل قبول دارم. متاسفانه. اما فرار واقعا راهش نیست. انگیزه‌ی بهتری پیدا کنین :)
پاسخ:
فرار؟

تغییر و کسب تجربه و ثبات انگیزه بهتریه :)))
۱۶ دی ۹۷ ، ۱۱:۳۷ مرتضا دِ
پیش بسوی هیتلر قلدرخان میرپنج :)
پیش بسوی فاشیسم
پاسخ:
شما همونا هستین که شعار میدادین رضا شاه روحت شاد؟!!!

+
مام اونا بودیم که اون ور ورزشگاه شعار میدادیم توپ تانک فشفشه داور دقت کن ^_*
۱۶ دی ۹۷ ، ۱۱:۵۱ مرتضا دِ
ما الان میگیم یا میرقاعد یا میرپنج :)))))))))))
پاسخ:
ما هم میگیم داور دقت کن :)))))
انتخابات و هر تضاد واضح دیگه ای دلیل موجهیه؟!
راستش من قانع نشدم.
پاسخ:
دلیل موجه برای چی؟
شرمنده من درست متوجه منظورتون نشدم!
۱۶ دی ۹۷ ، ۱۷:۴۸ دکتر یونس
میدونید چی وحشتناکه و آدم رو میسوزونه؟! نا امیدی جبهه حق و امیدِ جبهه باطل.. طرف که من حاظرم شرط ببندم جاسوس درمیاد آخرش و به هیچی اعتقاد نداره با دورویی تمام داره زندگی میکنه و پولش به دلار از اون طرف میاد و قراره الگوی دخترای جوون باشه در سبک زندگی و .. نوشته نمیتونید تو معابر و .. برقصید و فیلمهاش رو در اینترنت بگذارید، هنجارهای جامعه رو تا حدودی رعایت کنید چون فعلا اسم کشورمون جمهوری اسلامی هست. این "فعلا" خیلی حرف توش هست.. بعد رسانه ملی این خانم رو ور میداره میبره تو برنامه مژده لواسانی معرفیش میکنه به دخترای نوجوون و جوون.. بعد که میری اینستاش رو میبینی حیرت میکنی از این انتخاب! به هیچ دین و آیینی طرف پایبند نیست و کاملا تمام مرزها رو درنوردیده ولی چنان امیدی داره برای تغییر این "جمهوری اسلامی" و تمام هزینه هاش رو هم حاضره بپر دازه که حیرت میکنی.. 
یعنی اصولا اینا رو که میبینم، جبهه باطل رو که میبینم سر لج میفتم که نه باس موند و جنگید! بی انصافیه جمهوری گل محمدی و انتقلاب رو وسط این گرگا تنها بذاریم..
حالا باز شما یه کاری  داری و یه آب باریکه هست، خیلی ها از این هم بی نصیبند، پس شاکر باشید. تهش اینه که به خاطر آرامش و آسایش خودتون قراره برید! تعارف رو بذاریم کنار. منم اینطور فکر میکردم و گزینه رفتن برای دق نکردن تو ذهنم بود ولی این آیه بدجوری ذهنم رو به هم ریخت:
بگو: «اگر پدران و فرزندان و برادران و همسران و طایفه شما ، و اموالی که به دست آورده اید ، و تجارتی که از کساد شدنش می ترسید ، و خانه هایی که به آن علاقه دارید ، در نظرتان از خداوند و پیامبرش و جهاد در راهش محبوبتر است ، در انتظار باشید که خداوند عذابش را بر شما نازل کند و خداوند جمعیّت نافرمانبردار را هدایت نمی کند!
(توبه /24)
تحمل و دیدن این روزا صبر ایوب میخواد. نه اونقدر بی غیرتیم که چشممون رو به این روزا و چیزایی که به کشور میگذره ببندیم و نه توش و توان و قدرت و ثروتی داریم که بتونیم بجنگیم! مستاصلیم . خار در چشم و استخوان در گلو. خب راه حل، فرار نیست! من فقط این رو میدونم و چون کاری جز خوندن خبر ها و در کنار هم قرار دادن تیترها ندارم باید بگم علی رغم شرایط بحرانی که داریم فکر میکنم نصرت خدا به کمکمون میاد و مکر کفار و منافقین به خودشون بر میگرده، عدو سبب خیر میشه و روزهای خوب از راه میرسه.. کمی صبور باشید. من فکر میکنم آمریکاییها نمیتونن خیلی صبور باشن و ببینن انگلیسی ها دارن میتازن و برای منصبهای مهمتر دورخیز میکنن، دیر نباشه که اینا زیر پای همو خالی کن و گزینه هاشون بسوزن.. این روزها فقط هوشیاری ملت رو میطلبه.. 
پاسخ:
قبول دارم حرفاتو حاجی

همینم هست که میریزتم به هم و نمیذاره تصمیم بگیرم.
خیلی تحت فشاریم. خیلی.
کاش لااقل کاری از دستمون بر میومد...
۱۶ دی ۹۷ ، ۱۸:۳۰ دکتر یونس
من الان تنها گزینه ام خوندن قرآنه. آرامبخش و امید بخشه. (به خصوص الان که رسیدم به سوره توبه و داستان جنگهای ابتدایی مسلمونها با کفار. وقتی مومنین در اوج محرومیت و ضعف بودند. با هاشون همذات پنداری میکنم و کمی حالم خوب میشه:).
راه حل دیگه ای بلد نیستم. ولی حتما یه راهی هست.
پاسخ:
حتما یه راهی هست

+
ممنونم از آرامشی که با کامنتات القا کردی دکتر جان :))
سلام
ببحشید با خوندن این پست و نظرات و پاسخهایی که ارائه شد ناخودآگاه یاد این مطلب افتادم 👇👇


 آقایی نزد حاج آقا مجتبی تهرانی آمده بود و گفته بود می‌خواهم زن دوم بگیرم چون بچه دار نمی شوم حاج آقا گفته بود که این کار را نکن من برایت دعا می‌کنم ان‌شاء الله حل می‌شود. آن خدایی که از زن دوم میتواند به تو بچه دهد از زن اول هم می‌تواند. الان آن شخص دو قلو دارد.

یک چیزی را هم آقای دکتر اسماعیلی برای من نقل کردند که خیلی قشنگ بود و می گفت من در مسجد جامع ایستاده بودم حاج آقا استخاره می‌گرفت و یکی آمد و گفت استخاره می‌خواهم و حاج آقا گفت بعدی و آن بنده خدا به یک گوشه رفت و دوباره بعد از چند نفر آمد و گفت من استخاره ‌می خواهم و دوباره ایشان گفتند بعدی و وقتی تمام شد حاج آقا نعلین ها را برداشتندکه ازپله بالا بیایند و تا پایش را روی پله می گذارد آن شخص می گوید حاج آقا یعنی چه؟ خب همه استخاره کردند.

 و حاج آقا به آن شخص می گوید می خواهی بروی زن دوم بگیری بعد بگویی مجتبی تهرانی استخاره کرد! برو.. آن شخص هم می گوید بر منکرت لعنت.
پاسخ:
سلام

والا ما همین زن اول رو هم که گرفتیم پشیمونیم و حاضریم بر گردونیم تازه دو تا اشانتیون هم روش بر میگردونیم :))))

این هشت نه سالی هم که خرجش کردیم میبخشیم اصن. جونم حلال مهرم آزاد ^_*
سلام مهندس جان
به نظر من اگه برای بهبود شرایط اقتصادی می خواید برید این کارو نکنید چون همین طور که درآمدها تو کشور دیگه بالاتره از اون طرف هزینه هاش به خصوص برای افرادمهاجر بالاست..
 مضاف به دوری از پدر ومادر خودتون و همسرتون که اصلا نباید دست کم بگیرید حتی اگه اونها هم موافق بودن باید سخت تر شدن شرایط در اون صورت رو هم ببینید حالابحث بچه ها به کنار...
حرفای ایدئولوژیک و چه می دونم آرمان های انقلاب و این حرفا هم کشک محضه... با همین صراحت..!  یه ذره پرفکشنیسم رو بذاریم کنار!
نظر من کار توی کشورای همسایه اس  اونم مجردی تا حال و هواش دستت بیاد 
پاسخ:
سلام

ممنونم از نظراتتون

والا بحث بهبود شرایط اقتصادی نیست
بیشتر بحث ثباته

چیزی که بشدت ما یعنی مردم رو دچار بحران کرده اینه که واقعا نمیدونیم فردا چه اتفاقی قراره بیفته! ینی یهو با یه تغییر ارز زندگیت نابود میشه یا با یه شایعه ساختگی چنان قیمتا بالامیره که ناچار میشی نیم کیلیو نیم کیلو مایحتاج خونه رو بخری.
اینکه نمیدونی این پس از انداز کمی که کردی تا دو روز دیگه اصن ارزشی داره یا نه!
و خیلی چیزای دیگه.

کشورهای استخون دار بالانس هست. ینی شما مخارجت با درآمدهات تا حدودی بالانس هست بطوریکه حداقل نیازهای اولیه ات دیگه مطمئنی که بی مشکله و یه مقدار کم هم میتونی سیو کنی.

ولی اینجا واقعا بالانس نیس و مدیریت اقتصادی رو بشدت با مشکل روبرو میکنه.

+
دقیقا یکی از معظلات بزرگ من همین دوری از پدر مادرهاست.
نه اینکه وابسته باشم. نه. من از 18 سالگی از خونواده ام دور بودم. ولی اینکه کلا آدم سالی یبار ببینتشون خیلی سخته و غیر ممکنه حتی.

++
حالا مسئله اصلی کار پیدا کردن تو کشورای همسایه اس

روی عمان و قطر و کویت دارم تحقیق میکنم.
۱۷ دی ۹۷ ، ۱۱:۳۲ منور الفکر
سلام علیکم
شک خوبه مهندس...
شمام که ید طولانی در شک دارید و با سرافرازی ازش بیرون اومدن البته...

سیستم بخشی از مسیولیت تربیت کادر متناسب با خودش رو ب عهده داره، نظامات متعدد بعضاً مستقل از سیستم درش هستن که پای دیگه ماجرای این تربیته هستن، مسیله اینه کم کاری فراگیر در همشونه..منتها توقع همه معطوف ب سیستمه، این غلطه
من هم معتقد نیستم همه بد هستن جز ما! (اما به سختی معتقدم طبق سنت الهی دو جبهه در عالم موجوده، درحال حاضر پرچم دار حق ماییم، کفر آمریکا با جوجه هاش در کل دنیا)
البته با احتساب مردم نه ملحقات دولتها و سیاستها...ولی مردم کجا هستن مهندس؟
مردم در فضا و خلأ هستن، جغرافیای فرهنگی،سیاسی،اقتصادی،اموزشی شون جای دیگه است؟!
فردی که به سیستمی ملحق میشه، به کلش ورود می‌کنه...
+
خب بفرماییم ب سمت آسایش نسبی در جایی دیگه چون اینجا مسیله هست، اسمش چیه این کار؟! اسم ما چی میشه اونوقت؟! اسم اون زندگی چی میشه؟! 
+
میدونستید اگر ظرفیتهای مادی و قانونی موجود بود، مسلمین باید به مرکز جبهه حق هجرت میکردن؟! حالا اون شیعه فرانسویه ناچاره توی وطنش بمونه، اما یقینا ایده آل هر امتی زیست باهم عقیده هاشه...
بعد شیعه ایرانی می‌ره هرجای دیگه ای در جبهه مقابل، در بی سروصداترین حالت زیست کنه هم میشه یه مهره توی چرخ دنده جبهه...غیر اینه؟! 
(قبول دارید که ۹۹درصد مهاجرین به هرجا، مطیع ترین و ساعی برای مفید بودن در کشور پذیرنده هستند؟! حالا یه متخصص اگر باشه اون مهاجر، چه اتفاقی میوفته؟!)

حرص خوردم؟! قلبم درد گرفت.
پاسخ:
سلام

من فقط یه فکری که تو سرم بود رو مطرح کردم که از نظرات دوستان استفاده کنم.

اگه میدونستم اینقدر قراره موجب ناراحتی شما بشه اصلا مطرحش نمیکردم به خدا

ناراحت شدم
سلام

ممنون اخوی
دعامون کنید ....
هم ثابت قدم باشیم و بمونیم
هم به درد خودمون و مملکت بخوریم

خیلی خیلی دعا بفرمایید 


پاسخ:
سلام

بروی چشم

ان شالله که همینطوره و همینطور هم میمونه

موفق باشید
سلام
همیشه رفتن حل مسئله نیست با اینکه خودم همیشه اهل حذف یا پاک کردن و رفتن بودم...ولی فکر میکنم بهترین راه لزوما  این نیست...
چرا به کارهای تولیدی و کشاورزی فکر نمیکنید؟
همسر من دکترای یکی از رشته های فنی رو داره(مشکلاتی که شما دارین رو هم داره ) ولی همش تو کله ش بحث کشاورزی میچرخه... 
میگه از این دولت باید اومد بیرون دقیقا به خاطر همین فسادهاش....
کلی هم تحقیق کرده برای کشت یه محصول و پیگیری کرده برای اجاره ی زمین کشاورزی از منابع طبیعی و.... و الان کنار کارش درگیر این مسائل هم هست تا به حول و قوه ی الهی ازاین تهران خراب شده بریم...

پاسخ:
سلام

رفتن خودش جزئی از مسئله اس :)

کارهای تولیدی و کشاورزی با وضعیت الان خیلی خیلی خیلی های ریسکه.
من یه استارت آپی داشتم(هنوزم دارم و داره جلو میره) که کارش تحلیل اقتصادی و امکانسنجی طرح ها و ایده هاست.
یکی از تخصص های خودم هم امکانسنجی طرح های صنعتی و ارزیابی اونهاست. دور از فضای تولید و کارآفرینی نیستم.
خودمم در حدی که توان داشتم سعی کردم کارآفرینی کنم و به لطف خدا تا الان تونستم برای 3 نفر شغل ایجاد کنم.

تو اینکه باید فاتحه دولت رو خوند شکی نیست. ولی تو شرایط عدم ثبات سرنوشت کارهای تولیدی همینیه که دارید میبینید و یکی یکی دارم نابود میشن بجز یه سری معدود که اونها هم سرنوشتشون مشخص نیست.

اصولا تولید خودش مشکلی نداره و مشکلی هست تو فروشه. شرایط اقتصادی بی ثبات ما موجب میشه هزینه های تمام شده تولید هم نوسان زیادی داشته باشه و تولید کننده نتونه این نوسان رو تو محصولش بیاره و دچار عدم سوددهی و ورشکستگی بشه.

برای همینه که میگم کار تولید های ریسکه الان.

ان شاالله که بتونن طرحشون رو کامل کنن و به تولید خوب و فروش مناسب برسن و از تهرون هجرت کنید که واقعا بهترین کاره.
اگر هم هر کمکی از بنده بر بیاد در خدمت هستم.

تشکر ^_^
سلام
بنده هم بعنوان یکی از مخاطبینتون توصیه میکنم بمونید، هم به دلیل یکسال تنهایی که توی تربیت بچه ها خیلی تاثیرگذاره، هم تنهایی خانومتون، هم بخاطر پدر مادر.
یه دلیل دیگه هم که شاید برای شما متقن نباشه ولی بنظرم قابل فکر کردنه،
یه مستند پارسال نشون میداد، خانومی که گمونم بلژیک زندگی کرده بود،از بچگی، پزشک متخصص هم بود، میخواست بیاد ایران زندگی کنه، دلیلش این بود که میگفت بنظرم الان ایران کشتی نوحه.
یه دلیل دیگه هم این که برخی از مهاجرت ها در اسلام توصیه شده، برخیشون نهی. تا جایی که بنده میدونم مهاجرت برای کسب علم و ایمان و جهاد جزء توصیه شده هاس و مهاجرت برای رفاه نهی شده.
در مورد تربیت بچه حق دارین با این سیستم آموزشی خیلی تربیت مناسبی نمیشن اما بعضی مراکز هستن که دارن سعی میکنن از متد های معمول آموزش پرورش پیروی نکنن هم مذهبی هستن و هم مترقی. شاید اگر موندگار شدین مجبور بشین به شهرایی که این مدارس رو دارن مهاجرت کنین.
در مورد هزینه های زندگی هم درسته ولی باز ترس از رفتن و کمرنگ شدن ارزشهای معنوی بخاطر جو و محیط هست، مگر اینکه واقعا استخونتون محکم باشه ولی برای خانم و بچه ها هم شما مسئولین، باید از بابت ثبات اعتقادات اونها هم مطمئن باشین. توی خود ایران هم خانواده هایی که از یه رفاه نسبی برخوردار هستن بچه هاشون تا حدی از درک سختی موجود در جامعه ندارن، این توی رشد معنوی خیلی تاثیر داره. البته همه چی بسته به تربیت خود پدر مادر داره.
اگر عالمی رو دربست قبول دارین یاش مشورت کنین. شما با روحیه ای که دارین ممکنه خارج از کشور وقتتون آزاد تر باشه بهتر بتونین به جهادتون ادامه بدین تا ایران.
موفق باشین
پاسخ:
سلام

ممنونم از راهنمائیهاتون

تقریبا چند تا گزینه داره برام پررنگ تر میشه

یکی ادامه تحصیل و بعد از چند سال زندگی تصمیم گرفتن درباره برگشتن یا ادامه دادن
یکی هم زندگی تو سایر کشورهای اسلامی شبیه عمان که فرهنگشون تا حد زیادی به ما نزدیکه ولی شرایط کاری و زندگی بهتر از اینجاست. خوبیش هم اینه که راه برگشت هیچ وقت بسته نمیمونه و نزدیک هم هست به ایران برای رفت و امد.

ممنونم. شما هم موفق باشید ^_^
اره پاشو برو جناب حیدری
بهترین کار همینه

چه جالب
دقیقا سه تا گزینه ای که نوشتید در روان شناسی سه تا سبک مقابله ای هست که افراد در زندگیشون بکار میگیرن!!
تسلیم
اجتناب و فرار
جبران افراطی



نگران پدر و مادرت هستی؟
نگران نباش، دیر نیست زمانی که همه مون میمیریم
ان شاءالله اون دنیا میبینی شون!
فعلا مهم اینه که واسه حداقل های زندگیت نجنگی شما
پدر و مادرت حقیقتا در مورد گزینه ای که "غیر از شما کسی رو ندارن" به شما ربطی نداره!!!

در اخر هم یه نا امیدیه خیلی تهوع اوری توی این نوشته تون بود که نمیدونم از کجا داره نشات میگیره
همون بهتر که بری از ایران
پاسخ:
اول سلام

دوم ممنونم از کامنت سراسر محبت آمیزتون



+
چشم. حتما همین کارو میکنم

ما که بود و نبودمون برای این مملکت فرقی نداره

ولی مطمئنا با وجود نخبگانی مثل شما آینده کشور درخشان خواهد بود :)
۱۹ دی ۹۷ ، ۱۳:۰۸ منور الفکر
.
پاسخ:
سلام

خوب هستید؟

+
التماس دعا
آره بهتر که برید
دست بیست تا دوست نخبه دیگه ات رو هم بگیر ببر جمعیتتون کم بشه

تیکه میندازی؟!
اصلا ایراد نداره که متوجه ناراحتی من از این پست نشدین
ولبته حرف جدیدی هم نبود
چندین ساله که اینو مطرح کردین که میخواید مهاجرت کنید
بله بود و نبود شما اصلا فرقی به حال ایران نداره!
ایران هم حتمی خیلی گل و بلبل بوده که امثال چمران از ناف امریکا برگشتن ایران!

دم همه بچه نخبه هایی که توی غرب بزرگ شدن و زندگی کردن اما برگشتن ایران گرم...
تمام اونایی که از راحتی و رفاه و خوشی اونجا زدن و برگشتن
و من از نزدیک چندتاشونو میشناسم

شما که توی ایران نمیتونی راهی پیدا کنی برا درآمد بیشتر که واسه حداقل های زندگیت نجنگی مطمئن باش هرجا هم بری همین هستی، حالا میخواد اسمت نخبه باشه یا نه

حتما برو که اون دنیا پشیمون نشی
واقعا وقتی این فکر افتاده تو کله ات که ایران جای زندگی نیست، عمرا بتونی دوم بیاری اینجا!
برو یه جای دیگه انجام وظیفه کن

سلام
پاسخ:
علیک سلام

اولا اینکه کی گفته ما نخبه ایم اصن؟ :)))

ثانیا حالا چرا اینقده عصبانی؟!!! چرا اینقده توپ پر؟!!!

+
من یه دغدغه ذهنیم رو با دوستانم مطرح کردم و نظرشون رو خواستم و اونها هم لطف کردن موافق یا مخالف نظرشون رو اعلام کردن و من از هر دو هم استفاده کردم.

ولی متوجه نمیشم دلیل این لحن عصبانی شما چیه؟
ینی الان شما کلی چیز بار من کنید از روند فزاینده و وحشتناک مهاجرت و تمایل به مهاجرت از کشور کم میشه یا مشکلات کشور حل میشه؟

هر کسی یه نظری داره و برای خودش حق انتخاب قائله.

بله. من هم دوستان زیادی دارم در سطوح مختلف علمی و فنی
یه سریاشون ایران بودن رفتن
یه سریاشون هم خارج بودن و برگشتن

هر کدومشون هم شرایط خاص خودشون رو داشتن و دارن و دلایل خاص خودشون.

نه به اونا که رفتن میتونم چیزی بگم و قضاوتی بکنم نه به اونا که برگشتن.

اینجور وقتا که آدم تو جریان یه تصمیم درخواست همفکری میکنه بیشتر نیاز به تحلیل موضوع و بررسی از نگاه ها و زاویه ها و تجربه های دیگه داره نه تیکه و کنایه شنیدن!!!


این پس چیزی نبود که بخواد باعث ناراحتی کسی بشه؟
نیاز به همفکری و بررسی ابعاد یه تصمیم بود که با کمک دوستان خیلی خوب انجام شد و داره جلو میره.

در هر حال برای این کشور و مردمش بود و نبود شخص نبده هیچ فرقی نداره و نخواهد داشت. ولی من تا روزی که اینجا هستم همه سعیم رو برای رشدش میکنم. اگر هم تصمیمم بر رفتن شد تا روز مرگم همچنان در همین مسیر خواهم موند.

++
مجددا از بذل نظر و وقتی که گذاشتید تشکر میکنم اما کاش یه ذره لحنتون مهربون تر بود ^_^ 

نکته آخر اینکه بهتره سلام اول کلام باشه :)
و حتما صحبت های امروز رهبر رو گوش بدین


مشکل شما اینه که خودت رو کاره ای میدونی و دودوتا چهارتای خودت رو ورای حساب و کتاب خدا میدونی
پاسخ:
سلام مجدد

گوش دادم


اینجوری که شما میفرمایید نیست!
معلومه که قطعا نباید بری
همون گزینه بین یک و دو رو جوری تدارک ببنینی و خودت و آماده کن بتونی راحت تر بتونی ادامه بدی

دقیقا به دو مشکلی که خودت اشاره کردی نباید بری مگه میشه به خاطر هر دلیلی دل پدر ومادر رو تنگ کرد ونگران1؟!؟؟!؟

اصلا فکر رفتن رو نیار که ناجور کاره غلطیه!

بشین همین نون و ماستتو بخور خداتم شکر کن
پاسخ:
بله
بروی چشم *_^
برادر جان اصولگرا با اصلاح طلب فرق داره یه اصولگرا بی ترمز سمت نظامه بدون تفکر منطقی همه چیزش عشق به اقاست خب همچین اصولگرایی اگه حرفای شمارو بزنه کمترین حالتش فکر کردنه و نهایتش احساس ورشکستگی سیاسی  که اگه نیست بمون اینجا تا شربت شهادتو بنوشی اینکه ما اینده نداریم حرف اصلاح طلباست ماها ارزومون شهادته  وگرنه اصلاح طلبا متهمن که دنبال زندگی بهتر با روش غربی ها هستن 
خب شما هم که همون طور فکر میکنین 

پاسخ:
سلام

با کمال احترام چنین مرزبندی ای رو خیلی قبول ندارم.

سمت نظام بودن بدون تفکر رو هم ایضا.

عشق به هر چیزی خصوصا ولایت حاصل تفکر بسیار عمیقه و اگر از دل تفکر و تدبیر بیرون نیاد اسمش نمیشه عشق!

شهادت صرفا یه آرزو نیست
از شهادت مهمتر مفید بودن برای امام و اسلامه. این وسط فرقی نداره اصولگرا اصلاح طلب چپ راست مسلمون مسیحی!
مهم اینه کی بیشتر بدرد میخوره و میتونن روش حساب کنن

موفق باشین :)
۲۰ دی ۹۷ ، ۱۰:۱۸ مینا کرمی
با تبادل لینک موافق بودید خبرم کنید خوشم اومد
پاسخ:
خخخخخخخخخخخخخخخخخخخخ

مینا خانوم 
تبادل لینک و این چیزا مال ده سال پیش بود به خدا
اون زمان که بلاگفا تو بورس بود. یکم قدیمی شده این روشا :)
سلام
عرض کردیم انتخابات و این حرفا که گفتین آیا دلیل موجهی است؟
پاسخ:
سلام

مواردی که گفتم دلیل نیست. بیشتر نتیجه اس.
دلیل میتونه خیلی عمیق تر و چند بعدی تر باشه.
۲۳ دی ۹۷ ، ۱۸:۵۹ ابوالفضل ابراهیمی
خدا بزرگه میدونم
+ نمیدونمی برادر ، نمایشنامشو خوب حفظ کردی !
خدا روزی میده میدونم
+ اینم نمیدونی فیلم بازی نکنی که از چشمم افتادی کلا.
--------
مدت زمان بیشتر کار کن . فک نمیکنم الان جایی تو دنیا اینقدرا هم اوضا خوب باشه .اصلا خوب باشه ، وضع اقتصادی یه ور قضیه است شما میتونی با رفتنت و فشار روحی غربت و هزار معضل دیگه باز هم خوشبختی بچه هاتو تضمین کنی.

حالم داره بد میشه ، بدم میاد برا آدم ضعیف حرف بزنم . از کسایی که فرار میکنن حالم به هم میخوره .
موفق باشی مردی به نام شقایق !
پاسخ:
سلام و عرض ادب

ممنونم از اظهار نظرتنون

+
اوکی. خب برا آدمای ضعیف حرف نزنید که حالتون ازین بدتر نشه :)))

ممنونم
شما هم موفق باشید
سلام علیکم

هیچ کس اینجا در مورد نظر همسر شما نپرسید.
دلایل شما همه به کنار

نظر ایشون چیه؟

غربت برای یه زن خیلی سخت و سنگینه.

پاسخ:
سلام

ما یه تجربه مهاجرت به جنوب رو داشتیم سالای اول زندگیمون.
به دلایلی ایون سختش بود و من برشون گردوندم و چند ماه بعدش هم خودم از عسلویه برگشتم.

ایشون فکر میکنن اگه اون روز بیشتر تحمل کرده بودن الان وضعیت و جایگاه بهتری داشتیم تو زندگی. لذا خودشون میگن ازون قضیه درس عبرت گرفتن و نمیخوان تکرار بشه

لذا میگن حاضرن چند سال سختیش رو تحمل کنن (البته فعلا در حرف این ها مطرح شده و تا عمل فاصله زیاده)

بله همه اینا که میفرمایید سخته
ولی پدر مادر حاضرن هر سختی رو تحمل کنن برا بچه هاشون. این یه نکته مهمیه

سلام

راستش اون اول که این پست رو گذاشته بودید و خوندمش خیلی ناراحت شدم
یعنی اونقدری که پست شما توی حال بد و ناامیدی من تونست تاثیر بذاره مشکلات اساسی کشور نتونست!
حسم هم این بود که تصمیم‌تون رو گرفتین و هیچ راهی هم برای موندن و بیشتر جنگیدن نذاشتید و فقط میخواین به نظر خودتون مطمئن شین
بعدم دیدم یه جا نوشتین مجردا و کسانی که مسئول تامین معاش خانواده نیستن درک نمیکنن و اینا (قریب به مضمون:دی) به خاطر همین دیگه مطمئن شدم نباید نظر بدم
ولی خب می‌اومدم نظرات پست رو می‌خوندم
بعضی‌ها خیلی نکات خوبی رو گفته بودن و من واقعا ازشون یاد گرفتم
این دوستمون (...) رو هم درک کردم که چرا اینقدر بد نظر داده
چون منم همینقدر ناراحت شده بودم از اینکه شما اینجوری به رفتن فکر میکنید
ولی در نهایت واکنش های شما خیلی خوب و مثل همیشه آروم و سر صبر و حوصله بود

نظر من اینه که تجربه زندگی توی کشورهای دیگه خیلی خوبه
آدم خیلی چیزا یاد میگیره نگاهش به خیلی چیزا عوض میشه بعدم اگه برگردین خصوصاً از کشورهای غربی، حرفتون خیلی بیشتر پذیرش داره بین مردم
حتی کمک میکنه قدر یه سری چیزا تو ایران رو بیشتر بدونید
هرچند که مشکلات کشور رو هم بیشتر تشخیص میدید

ولی خب کلاً رفتن خوب نیست
حداقل حداقلش اینه که بودن امثال شما مایه امید برای یه عده دیگه ست
الان خود من رو ببینید! وقتایی که مشکلات کشور زیاد بهم فشار روحی میاره پیش خودم میگم نیگا کن آقای فلانی که از من خیلی بیشتر برای این مملکت دل می‌سوزوند و اعتقادش به ولایت فقیه بیشتر بود، آخرش به این نتیجه رسید که اینجا جای خوبی برای زندگی نیست و رفت! 
نمیگم شما باید زندگی تون رو به خاطر دیگران خراب کنید
ولی میگم وقتی خدا شما رو اینجای تاریخ و اینجای جهان گذاشته و این سابقه روشن که برای دیگران باارزشه رو قسمت‌تون کرده، حتماً متناسب باهاش مسئولیتی هم به دوش‌تون گذاشته

جمع‌بندی نظرم اینه که زندگی توی کشورهای دیگه رو هم تجربه کنید ولی بناتون به زندگی در ایران و ایرانی بودن و برای ایران تلاش کردن باشه
یه استاد داشتم در کلاسهای آثار شهید مطهری
دو سه ساله برای تحصیل با همسرش رفته فرانسه
الان توی شبکه های اجتماعی کانال داره و تجربیاتش رو می‌نویسه
حرفایی که ایشون میزنه رو منم بعضیاشو ممکنه بزنم ولی حرف زدن درباره ایران ِکسی که توی یه کشور غربی بی‌واسطه داره می‌بینه و زندگی می‌کنه کجا و حرف من کجا
از اون طرف هم چقدر با حرفاش و رفتارش تونسته روی ذهنیت آدمهای اونجا درباره ایران تاثیر بذاره
یه بار هم پست گذاشت گفت خیلیا ازم میپرسن اونجا رو ترجیح میدی یا ایران رو؟ من به همشون میگم معلومه که ایران رو! دارم لحظه‌شماری می‌کنم درسم تموم شه برگردم به کشورم خدمت کنم!
چقدر حال خوب و امید داد به مخاطباش با این پست
کلاً بعضیا هرجای دنیا هم که باشن به قشنگ‌ترین شکل به کشورشون و اعتقاداتشون خدمت میکنن

امیدوارم بهترین تصمیم رو بگیرید
و امیدوارم خدا کمک کنه مشکلات کشور کم بشه 
و ما هم توی بهتر شدن اوضاع سهم داشته باشیم
خیلی مهمه توی زندگی‌مون همیشه خوشحال و امیدوار باشیم
واقعااا به این نتیجه رسیدم که آدمی که حال خودش خوب نباشه نمیتونه مایه حال خوب جامعه اش یا شادی دل امام زمانش باشه
براتون دعا میکنم همیشه حال خودتون و خانواده‌تون خوب باشه


پاسخ:
سلام

جمع بندیتون تقریبا جمع بندی خودمم هست.
نمیدونم چرا بعضی دوستان اینقدر صفر و صدی برخورد میکنن با این قضیه
ینی اگه بری درس بخونی کار کنی تجربه کنی پیشرفت کنی و با روحیه و برنامه برگردی و بهبود ایجاد کنی میشه فرار از میدون و خون شهدارو پایمال کردن و اینها
اگه اینجا بمونیم و تو منجلابی که برامون حضرات درست کردن دست و پا بزنیم و هشتمون گره نهمون باشه و فرصت سر خاروندن و فکر کردن هم نداشته باشیم و آخر ماه هم برا خرجی خونه کم بیاریم و شرمنده زن و بچمون بشیم میشه انقلابی گری!!!
هیچ حد وسطی هم نداره!

+
چند روز پیش با یکی از مدیرای کارخونه سر همین صحبت باز شد و تقریبا دو ساعتی با هم صحبت کردیم.
ایشون هم دکترا دارن و بشدت هم حرفه ای و کاربلد و با تجربه
آیلس 7 و دعوتنامه از استنفورد با گرنت کامل و خلاصه شرایط خیلی مناسب

خیلی درباره شرایط و تفکراتمون صحبت کردیم. از شرایط خونوادگی تا سیاسی یا سوابقمون اعم از کاری و سیاسی و مبارزاتی و اینها
حرفهاش خیلی دلگرم کننده بود چون اولا میفهمید دارم چی میگم و سرد و گرم چشیده بود و مثه بعضی جوونا درگیر شعارای الکی نبود
از طرفی هم تفکراتمون شبیه هم بود و جفتمون تو یه جبهه بودیم از نظر فکری و کاری.

خیلی راهگشا بود نتیجه صحبتهامون و نزدیک به نتیجه گیری و جمع بندی شما

در هر صورت از وقتی گذاشتید و مواردی که فرمودید و دعاهاتون بی نهایت سپاسگذارم :)
۲۴ دی ۹۷ ، ۰۲:۰۰ یک جامانده از قافله
یه سوال از خودتون با نگاه ب اون عکسی که الان پروفایلتون توی بیان هست بپرسید

سوال : " اگه مصطفی چمران الان در شرایط من بود میرفت یا میموند؟"

امیدوارم جوری عمل کنیم که شرمنده شهدا نشیم...
اگه شهدا بودند هیچ وقت میدون رو خالی نمیکردند ولو اینکه پر از مین باشه...

وقتی فرمانده و پرچم دارمون ولایت فقیه امید داره که ما این نظام رو میتونیم اصلاح کنیم و با دستای پر برکتشون بدیم دست اقا صاحب الزمان(عج)
پس چه جای فکره؟قطعا میتونیم
پاسخ:
سلام

واقعا فکر میکنید نپرسیدم؟

چرا فکر میکنید تضاد هست بین این دوتا؟ ینی یه نفر مرزهای خاکی رو ترک کنه همه مرزهارو رد کرده؟
و اگر اینجا بمونه و هیچ کاری نکنه (منظورم شرایط فعالیت رو نداشته باشه) داره به سیره شهدا عمل میکنه؟
ینی اینقدر صفر و یکی باید نگاه کرد به این مقوله؟!!!


مسئله اینه که الان جوری داریم عمل میکنیم که شرمنده شهداییم اولا
ثانیا وقتی درباره میدون خالی کردن صحبت میشه اول باید مشخص بشه میدون کجاست و خالی کردن ینی چی؟!

+
بله
هیچ جای فکر نیست.
میشینیم مثه همین چهل سالی که دوستان و همفکرانمون نشستن منتظر یه معجزه میمونیم.

قطعا میتونیم
اگه بخوایم
اگه برنامه ای براش داشته باشیم (یا حداقل عزمی برای تهیه برنامه اش داشته باشیم)

من این اگه هارو نمیبنیم.

۲۴ دی ۹۷ ، ۱۴:۵۵ یک جامانده از قافله
در جهت اصلاح کشور و وضع موجود پیش رفتن یعنی دانشجوهایی که شب و روزشون مخالفت با پیوستن به یه لایحه بود و به حمدلله 6 ماه تصویب اون لایحه به تاخیر افتاد
هرچند اون لایحه رو دیگه تصویب شده میدونیم اما 
نتیجه تلاش ها قرار نیست آنی باشه بلکه شاید برای آیندگان و ذره ای در ظهور حضرتش موثر باشه...
درسته تلاش ها به تصویب نشدن لایحه نینجامید اما همین به تاخیر افتادن در سال های بعد و بعد تر زمینه و مقدمه ی اصلاحات گسترده تری هست.

تاجایی که بنده میدونم و شما نوشتید : قصد اقامت دارید
یبار دیگه بخونید
شما وقتی میرید یه کشور دیگه کار میکنید و زندگی میکنید
طبعا میشید یک نیروی انسانی برای اون کشور
کشور ما به شما بیشتر نیاز داره تا اون کشورایی که از پشت هرکدوم یه خنجر میزنن به ما...
شما که درستون تموم شده پس رفتن شما خیلی در تضاده با علم آموزی و برگشت به کشور و کمک به کشور و...
نیت شما از رفتن چیه؟جوابشو تو کامنتا و متنتون گفتید : فرار از وضع ناثبات اقتصادی کشور
نیت شهید چمران چی بود؟رفتن علم یاد بگیرن برای پیشرفت کشور

 درباره نیتی که شما دارید از رفتن : بله کسی که مرز خاکو رد کنه مرزهای دیگه رو هم رد میکنه...
چرا فکر میکنید تو این شرایط کاری نمیشه کرد برای اصلاح کشور؟؟

شهدا هم در همین شرایط بودند
بزرگ شدند
زندگی کردند
تلاش کردند برای اصلاح این کشور
شهید شدند...

نیازی نیست همیشه اون اگه ها دیده بشه
ما قادر نیستیم همه چیز رو ببینیم
چون بصیرت کافی رو نداریم...
وقتی ولایت فقیه که انسانی دارای بصیرت هستند این اگه ها رو در کشور در ما میبینند پس حتما این اگه ها وجود داره و مشکل از من و شمای نوعیِ


یاعلی
پاسخ:
سلام

الف-ابتدا مجددا نظرتون رو به این سه تا سوال که در پست مطرح شده و در واقع هدف این پست بوده جلب میکنم:

3.1-آیا مهاجرت باید کرد یا خیر؟

3.2-در صورت مثبت بودن جواب مهاجرت، بهتر است برای "ادامه تحصیل رفت و بازگشت" یا برای "اقامت رفت و بازنگشت"؟

3.3-در هر صورت کدام کشور بر اساس شرایط من مناسب تر است؟



ب-پاراگراف اولتون رو با تمام گوشت و پوست لمس کردم. من تو این جو ها بزرگ شدم و زندگی کردم. پس نا آشنا نیستم با اینی که شما فرمودید. یکی از مشکلات شخصی بنده اینه که شرایط جوری شده که امکان این فعالیت ها بخاطر درگیری ها و مشکلات زندگی نیست  این برای روح ناآرومی مثه من شده یه خوره که داره حسابی زجرم میده. لذا معتقدم شرایطم باید حتما تغییر کنه و در راستای این تغییر یکی از مواردی که میتونه تغییر ایجاد کنه این بحثی هست که مطرح کردم و دنبال بازخورد دوستان اهل فکر بودم برای نتیجه گیری و اثر بخشی این تصمیم و در واقع پاسخ سوالاتی که نوشتم.

ج-پاراگراف دوم:
فرمودید "تاجایی که بنده میدونم و شما نوشتید : قصد اقامت دارید!"
من مجدد متن خودم رو خوندم. من متضاد این فرمایش شمارو نوشتم. اگر قصد اقامت داشتم که سوال 3.1 و 3.2 رو نمیپرسیدم اصن!!!

ضمنا همه کشورها دارن خنجر میزنن به ما؟!
حس نمیکنین این یه ذره یه جوریه؟!
حس نمیکنین این ناشی از یه برداشت اشتباه بخاطر القائات غلط هست تو سیستم فکری ما؟
تا حالا چقدر با مردم همین کشورهایی که میفرمایید مراوده داشتید و حرفاشون رو شنیدین؟

بعلاوه درس من در مقطع ارشد تموم شده و بخاطر مسایل مالی نمیتونستم برای دکترا اقدام کنم در حالیکه هدف گذاری من اون بود.

یکی از چیزایی که این تصمیم رو در حد فکر مطرح کرد بی ثباتی سیستم مدیریتی کشور (اقتصادی، سیاسی، فرهنگی، علمی، و...) هست. بله خیلی هم مهمه این قضیه. ولی همش این نیست.
اگر شرایط کاری و تحصیلی شمارو میدونستم بهتر میتونستم در این خصوص باهاتون صحبت کنم و براتون توضیح بدم.

د-پاراگراف سوم:
"چرا فکر میکنید تو این شرایط کاری نمیشه کرد برای اصلاح کشور؟؟"
چون کار کردم و دارم میکنم.
یه سری چیزارو نمیشه صرفا با شعار درست کرد و نیاز به کار داره. کار کردنش هم فردی نیست. هر چند فرد هم بی تاثیر نیست.
از طرف دیگه مطمئنم اگر عزمش باشه خیلی کارها میشه کرد ولی عزمش نیست (صرفا تو یه نفر عزمش هست که بنده به عنوان امام قبولش دارم ولی تو باقی موارد خیلی کم و کمرنگ)
لذا اگر تو گروهی قرار گرفتید که سست هستند و نمیتونن رشدی ایجاد کنن تو شما و شما هم نمیتونید حرکت ایجاد کنید تو اونها باید چیکار کرد؟
بهتر نیست به گروه فعالتری آدم منتقل کنه خودش رو که با رشد بیشتر شاید بتونه تو گروه قبلی هم حرکت ایجاد کنه؟ (تاثیر گذاری شخصی و اجتماعی) 

ه:پاراگراف چهارم:
بنظر شما شهدا اگر الان بودن چیکار میکردن؟

و: پاراگراف آخر:
بله مسلما مشکل از منه.

علی یارتون
ممنونم از وقتی که گذاشتید و مواردی که فرمودید
از هم صحبتی باهاتون لذت بردم و استفاده کردم.
تشکر
نتیجه چی شد؟ بریم یا بمونیم؟

+در مورد پاسخی که به کامنت خصوصیم دادین. نه من تهران زندگی نمیکنم و میدونم این حجم از درآمد تو تهران جواب نمیده. ولی فکر میکردم شما هم تهران نیستید!
نکته بعدی اینکه بلا به دور باشه چرا اینقدر هزینه دارو میدین آخه؟ :(
سومین مطلب هم اینکه یه فرمت خام امکان سنجی یک ایده برای من میفرستین لطفا؟ :دی

نمیدونم خصوصیش کنم یا نه. نخواستید تایید نکنید.
پاسخ:
شما وبلاگتونو حذف نکنین :)
رفتن پیشکش :)))))

خصوصی رسیدم خدمتتون^_^
گاهی وقتا باید جهاد کرد
یا با جان
یا مال
یا سختی
یا ماندن
ببین کدوم جهاد
ماندن 
یا رفتن
اونوقت تصمیم بگیر
پاسخ:
سلام

خب نوکرتم دقیقا صورت مسئله همینه :)

اگه میدونستم که دیگه این همه گیر و همفکری و بحث نداشتیم که :)))

شما پارافریز کردین مسئله رو ^_*

التوبة : 16 >>  أَمْ حَسِبْتُمْ أَنْ تُتْرَکُوا وَ لَمَّا یَعْلَمِ اللَّهُ الَّذینَ جاهَدُوا مِنْکُمْ وَ لَمْ یَتَّخِذُوا مِنْ دُونِ اللَّهِ وَ لا رَسُولِهِ وَ لاَ الْمُؤْمِنینَ وَلیجَةً وَ اللَّهُ خَبیرٌ بِما تَعْمَلُونَ

آیا گمان کرده اید که رها شده اید؟ وخداوند آن کسانی از شما را که در راه او جهاد میکنند نمیشناسد ؟ ... آری خداوند کسانی از شما را که در راه او جهاد میکنند را می شناسد و از شما غافل  نیست.

حرفاتون درسته ؛ منتها ...

پاسخ:
از ما غافل نیست

ما از او غافلیم :(
۲۹ دی ۹۷ ، ۱۵:۳۳ ام شهرآشوب
سلام
من یه سوال از شما میپرسم
به نظر شما،اگه همه یا اکثر آدمای نخبه، تحصیلکرده و ارزشی جامعه بخان برن، پنجاه سال دیگه، ایران چه شکلی میشه؟ چه فرقی با افغانستان الان داره؟ 
(حالا من کاری ندارم با اون پولدارای بی خاصیتی که میرن که رفتنشون بهتر از موندنشونه. روی سخن من با آدماییه که موندنشون تاثیرگذاره در آینده کشور، هرچند کم) با این وجود، با همه ی سختیها، میخام که گزینه ی دو رو انتخاب کنم. و اینکه فکر نکنید جاهای دیگه سخت نیست، سخت هست ولی نوع سختیش عوض میشه که فرموده اند :"لقد خلقنا الانسان فی کبد"

دلیل دومم اینه که هر کسی در مملکت خودش (حتی اگه ناامنترین و بداقتصادترین جای دنیا باشه) شهروند درجه یک محسوب میشه، و در هر غربت، (حتی اگه بهشت هم باشه) شهروند درجه 2. قطعا عزت نفسی که شما در مملکت خودتون خواهید داشت رو در هیچ جای دیگه دنیا تجربه نمی کنید.
موفق باشید
پاسخ:
سلام

از چند جهت میشه این مسئله رو بررسی کرد.

1-اگر واقعا حضور و وجود این نخبگان برای ایران مهم است و بهشون نیاز داره لازمه که یه سری سیاست ها و برنامه هارو در دستور کار قرار بده که نگهشون داره (این نگه داشتن الزاما مالی نیست. همین که بتونه شرایط رو برای تاثیرگذاری و کار کردنشون فراهم کنه براشون کافیه)
خب وقتی سیستم اداری و سیاسی و اقتصادی کشور نوعی با همین نخبگان برخورد میکنه که گویا هیچ نیازی بهشون نیست و نبوده از اول تکلیف چیه؟!

مسلما اگر این نخبگان بمونن هم پنجاه سال دیگه با این سیستمی که داریم میریم جلو ایران بدتر از افغانستان خواهد شد چون قرار نیست جایی بکار گرفته بشن و مفید واقع بشن. (از نظر اقتصادی سیاسی منظورم هست. یه وقت سوء برداشت نشه. توهینی در این حرف من به عزیزان افغان نیست.) مگر اینکه این روند تغییر کنه و سیستم توسط افراد دیگه ای مدیریت بشه نه یه کادر کاملا بسته و پیر و لیبرال که 40 ساله دارن تو کشور مدیریت میکنن و تا 40 سال دیگه هم که آقازاده هاشون به درک برن همچنان سیستم مدیریت کشور دستشون خواهد بود!

2-آیا اون نخبه ای که میتونه برای بشریت مفید باشه با یه اختراع یا کار مثبت یا ایجاد پیشرفت در علم و تکنولوژی تا 50 سال آینده اینجا بمونه و بجای اون تاثیر بزرگ و مهم صرفا تبدیل بشه به یه کارمند بی خاصیت حقوق بگیر که سر برج عزا میگیره که قسطارو چجوری رد کنم و کرایه خونه رو چجوری بدم، چه اتفاقی می افته؟ کشور پیشرفتی میکنه؟


+
مسلما هر رشد و پیشرفتی با سختی همراهه چه داخل کشور چه خارج. ولی خب اونهایی که سالها تجربه کار در هر دو سیستم رو دارن میگن مثلا با x واحد تلاش در ایران (تلاش یک فرد معمولی نه آقازاده و رانت دار و رانت باز و ازین قبیل حیوانات) از سطح 1 به سطح 2 یا نهایت 4 میرسی ولی در سیستم های بروز تر و با سیستم حکمرانی بهتر و شرایط اقتصادی سیاسی با ثبات تر از سطح 1 به 7 تا 10. 

خب مسلما کار و زندگی در یک کشور بهتر(منظورم سیاسی اقتصادی هست نه اعتقادی) سختیش بیشتر هست ولی در عوض راندمان و اثربخشی اش هم بیشتر هست.

++
بله در خصوص شهروند درجه 2 بودن فرمایشتون صحیحه
البت استثنائاتی هم هست مثه کانادا و استرالیا که چون تعداد مهاجرانش خیلی خیلی زیاده دیگه مهاجر بودن یه امر عادیه و نکته منفی تلقی نمیشه ولی خب بالاخره غربته دیگه. خوب نیست.
ولی ببینین چه بروز مردم اومده و داره میاد که حاضرن زجر غربت رو به خودشون تحمیل کنن ولی ازین شرایط فرار کنن.
 
+++
ممنونم از نظر خوبتون
ان شاالله شما هم موفق و پیروز باشید

به امید پیشرفت کشور
۲۹ دی ۹۷ ، ۱۸:۵۱ ام شهرآشوب
منظور من از زدن مثال کشور افغانستان این بود که بعد از جنگ و ورود طالبان به کشورشون و ناامنی، مردم کشور، هم نخبگان و هم مردم عادی کشورشون رو ترک کردن و رفتن. 
مطمئنا اون موقع هر آدم عاقلی حق رو میداد به اونا که فرار کردن، ولی واقعا رفتن اونا چی رو درست کرد؟ جز اینکه زمینه رو برای یه مشت قاتل و جانی باز گذاشت تا توی کشورشون ناامنی رو تشدید کنن. 
الان هم همون وضعه. ما هم تو جنگیم. و نخبگانی مثل شما، تصمیم دارن میدون جنگ رو خالی کنن ولی واقعا با رفتن شما چیزی درست میشه؟ مگه اینکه فقط به خودتون و خانوادتون فکر کنید و آینده ی کشور براتون مهم نباشه (امیدوارم از صراحتم ناراحت نشید) 
فکر نکنید من از فساد و رانت و این حرفا چیزی نمیدونم. از نخبه سوزی هم بی اطلاع نیستم. ولی واقعا رفتن شما فرار از میدان جنگ نیست؟ 
پاسخ:
سلام مجدد

بله متوجه منظورتون شدم.
مسئله اینه که اگر نمیرفتن چی میشد؟ فرقی تو اوضاع میکرد؟ نهایتش به دست طالبان کشته می شدن!
یکی از دوستان من از عزیزان افغان هست. فارق التحصیل دانشگاه و حسابی کار درست. اونجا معلم بود و اینجا اومده تو ایران به عنوان کارگر ساختمونی کار میکرد و وقتایی که دلش میگرفت کتاب شعرشو میاورد پیشمن با هم حرف میزدیم. محمد اشرف بود اسمش.
یکی از مواردی که صحبت میکردیم همین بود. میگفت ما تو کشورهای دیگه بیشتر میتونیم به کشورمون کمک کنیم تا تو کشور خودمون (البته نظر ایشون این بود)

+
بله ما تو جنگیم و ماها که تو صنعت و تولیدیم شاید بیشتر از بقیه حسش کنیم.
ولی خب مسئله اینه که اولا ما نخبه نیستیم و یه فرد کاملا عادی هستیم :)
ثانیا بحث میدون خالی کردن نیست. بحث اینه که تو این میدون چیکار باید بکنیم؟ چیکار میتونیم بکنیم؟
ثالثا مسلما آینده کشور برای ما مهمه ولی آیا آینده ما هم برای کشور مهمه؟! (سوال بسیار حیاتی و مهمیه که تو جمع های نخبگانی من زیاد میشنوم. خیلی از دوستانم که واقعا نخبه هستن درگیر این سوالن که آیا واقعا سرنوشت ما هم برای کشور مهمه؟! اگه مهمه چه برنامه ای هست برای آینده ما؟!)

دیگه فساد و رانت و اینارو به لطف آقایون مسئول همه مطلع شدن :))) ینی اظهر من الشمسه :)))

++
بستگی داره از چه زاویه ای بهش نیگاه کنیم
اگر رفتن تاثیر بهتری داشته باشه بهتر از موندن وسط میدون و هیچ کاری نکردنه!
نمیدونم.
شایدم این جنگ مارو به عنوان سیاهی لشکر بیشتر نیاز داشته باشه تا یه نیروی رزمی آماده و تاثیر گذار
۳۰ دی ۹۷ ، ۰۱:۴۵ مامان محمدصادق
سلام والا قبل اینکه کامل متنو بخونم تو ذهنم مهاجرت بود کاش ما هم شرایطشو داشتیم اصلا تو این کشور هیچ ارزشی برای علم و استعداد قائل نیستن ؛چهل ساله اجازه ندادن کسی غیر از خودشون سرکار بیاد بعدشم لابد نوبت بچه هاشونه که توی به قول خودشون بلاد کفر مشغول تحصیل اند یعنی بعضی روزا آنقدر کفری میشم انقدر میسوزم برای جونای دسته گلی که پر پر شدن ولی چه میشه کرد؛ شما هم انشالله هرچی خیره براتون پیش بیاد 
پاسخ:
سلام و عرض ادب

در همه ی سیاهی ای که اسمون کشور رو احاطه کرده هنوز بارقه هایی هست که دل رو خوش میکنه ولی کافی نیست.
متاسفانه این سیستم مدیریت بسته ی چهل ساله و حتی بالاتر و آقازاده هاشون نفس کشور و مردم رو گرفتن و نمیذارن کشور حرکت کنه. خدا شرشون رو به خودشون واگذار کنه  

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">