مردی به نام شقایق

ای دل نگفتمت نرو از راه عاشقی / رفتی بسوز کین همه آتش سزای توست...

مردی به نام شقایق

ای دل نگفتمت نرو از راه عاشقی / رفتی بسوز کین همه آتش سزای توست...

مردی به نام شقایق

از درد سخن گفتن و از درد شنیدن
با مردم بی درد ندانی که چه دردیست!

***

شقایق وحشی آزاده است و تعلقی ندارد.

در دشتهای دور، لابه‌لای سنگها می‌روید و به آب باران قناعت دارد

تا همواره تشنه باشد و بسوزد.

داغدار است و گلبرگهای سرخش را نیز گویا به خون آغشته‌اند.

شهید نیز آزاده است و فارغ، قانع، تشنه، سوخته دل و داغدار و غلطیده در خون

اما میان این دو چه نسبتی است؟

*******
اگرچه برگهایی زرد دارند
و در دل شعله هایی سرد دارند
کسی اما نمیفهمد که یک عمر
"شقایق"ها دلی پر درد دارند...
******
به ظاهر مرد:.متاهل:.
کارشناسی مهندسی شیمی
ارشد مهندسی هسته ای
صنعتی اصفهان:.

مدیر مهندسی یه پتروشیمی تو جنوب کشور فعلا!:.
متاسفانه ساکن تهران!

فقط حسین...
همین.

بایگانی

آخرین مطالب

پربیننده ترین مطالب

محبوب ترین مطالب

  • ۰۷ مهر ۹۵ ، ۱۶:۴۱ 7مهر

آخرین نظرات

  • ۱ آبان ۹۷، ۱۳:۱۶ - فرزاد عالی

پیوندها

افتادگی آموز...

دوشنبه, ۹ تیر ۱۳۹۳، ۰۴:۳۹ ب.ظ

سلام


همینه دیگه!

زندگی رو میگم.


از قدیم گفتن

افتادگی آموز اگر طالب فیضی

هرگز نخورد آب زمینی که بلند است...


 "افتادن" صرفا اونی نیست که تو بچگی وقت تاب بازی میگفتیم "خدا منو نندازی..."

"افتادن" انواع و اقسام داره که هر چی سن آدم بیشتر میشه نوع افتادنش هم متفاوت میشه!

بعضی افتادن ها صرفا چیز خاصی نمیشه

بعضی افتادن ها باعث زخم و زیلی شدن آدم میشه

بعضی افتادن ها باعث درک بهتر مطلب میشه(ر.ک یکی از مسخره ترین فیلم های وطنی ستایش2)

بعضی افتادن ها باعث مشروطی و داغون شدن معدل میشه

بعضی افتادن ها باعث مرگ طبیعی میشه

بعضی افتادن ها باعث مرگ غیر طبیعی* میشه

...

.

استاد منو نندازی


در برهه خطیر دانشجویی "افتادن" به کسب نمره ی کمتر از 12 اطلاق میشه.

حتی اگه از اول ترم با استاد هماهنگ کرده باشی که :

(استاد جون... دکتر جون... قربونت برم...

من باید سه شیفت کار کنم که خرج زن و زندگیم درآد! کلاسای صبح رو نمیتونم بیام.

بیا و اون مرام خوشگلت رو نشون بده و حضور و غیاب رو بی خیال شو! قول میدم امتحان نمرم خوب بشه...)

و اون هم با لبخند اسمت رو یه گوشه روی جعبه سیگا... ببخشید! روی جلد کتاب! بنویسه که ایشون نیاد سر کلاس طوری نیس!


لازم به ذکره برای ما دانشجوها جوجه رو آخر پایز نمیشمرن بلکه آخر بهار میشمرن!
 و فصل جوجه شماری بدترین فصل ها به شمار میاد!


خلاصه پس از جیک جیک های بسیار و شمرده شدن توسط اساتید نمرات جوجه پروری(بخونید دانش جویی!) بصورت زیر گردیده شد:

18

18

12!!!


و این جوجه ی آخری از همان استادی به دنیا آمد که قول داده بود بی خیال حضور و غیاب و این صوبتا بشه!

و به این میگن ناپلئونی پاس کردن درس اونم تو صنعتی!

بازم خدارو شکر


اینجاس که آدم باید بگه:

روحانی موچرک...

ببخشید (امان از آدط)

استاد موچکریم!



*

حضرت محبوب

بعضی ها از چشم تو که می افتند

می میرند...

به مرگ غیر طبیعی

۹۳/۰۴/۰۹
مردی به نام شقایق

نظرات  (۴۰)

پس بنظرتون من تقصیری ندارم. نه؟
پاسخ:
سلام

تو وبلاگتون عرض میکنم خدمتتون.

یاعلی
افتادن ک مال دانشجو هست!

انشاءالله ازچشم خدا نیافتیم

یاعلی
پاسخ:
سلام


نکته ی این پست دقیقا همینی بود که فرمودید!

چه زود لو رف!

ممنون از نکته بینی تون برادر/خواهر سکوت

یاعلی
۱۰ تیر ۹۳ ، ۱۱:۵۰ واقعیت سوسک زده
من هم بودم بهتان 12 می دادم ...
پاسخ:
خدارو شکر شما نیستید!!!(شوخی)

سال پیش که عسلویه بودم یکی از همکارام اونجا تدریس میکرد

یه روز برگه های امتحانی رو آورد دفتر!
گفت مهندس چجوری نمره بدم بهشون!

گفتم چی بگم والا!

اونایی که افتادن رو حداقل 9.89 بده که مشروط نشن!

شروع کرد به خندیدن! گفت بالاترینشون 9.5 شده!
خلاصه جلوی نمره هر کدوم یه یک میذاشت و نمره هارو ثبت میکرد(ینی ده نمره اضافه!)

میگفت ترم پیش از سی نفر بیست و هشت نفرشون رو بیست دادم.(قش قش هم میخدید!)
گفتم واس چی آخه؟!

گفت اخه خودم تو کارنامم بیست نداشتم! میخواستم اینا هم مثه من عقده ای نشن!!!!!!!!!
۱۰ تیر ۹۳ ، ۱۲:۰۱ ܓ✿◥چشم مجنوטּ◣ܓ✿
ان شاءالله به امید الف شدن!
پاسخ:
چی چی شدن؟!

این کارا به ما اصن نمیاد!!!
کسر شان داره واسه ما!
۱۰ تیر ۹۳ ، ۱۲:۲۸ پلڪــــ شیشـہ اے
با امید موفقیت روز افزون!
اصلاً حیف آدم توی صنعتی همه نمره هاش خوب بشه!

خداوند به اوقات تان برکت بدهد!
پاسخ:
بله
اصن مایه بی کلاسیه نمره خوب اینجا!


+
ولی خدایی پدر بزرگوارم اومد جلوی چشمم این امتحانا!
تهش هم اینجوری شد!

سلام

زیبا مینویسید :)

خدا رو شکر که قبول شدید...

ممنون از اینکه سر زدید و ممنون از شعر زیبایی که فرستاده بودید..با اسم خودتون ب ثبت رسید :)

ماه رمضانتون مبارک... التماس دعا

+ از قدیم گفتن بیست برا دانشجو نیست اصلا (لازم ب ذکره بنده دانش آموزم هنوز)

پاسخ:
سلام

زیبا میخونید

واقعا خداروشکر

خواهش میکنم. روزی شما بود دیگه

یاعلی

+
از قدیم راس گفتن
۱۱ تیر ۹۳ ، ۱۲:۴۷ مجنون علی
ای نخستین بدر، هر شب دیدنت را دوست دارم
آسمان در آسمان تابیدنت را دوست دارم
ای خدای خاک وقتی آسمان را می تکانی
از درختی مرده، خرما چیدنت را دوست دارم
دست هایت را همان اندازه که شمشیر می زد
وصله وقتی می زند پیراهنت را دوست دارم
آه ای بر چاه عدل کوفه بوتیمار غمگین
گریه کن این ترس از خشکیدنت را دوست دارم
درد اگر بر شانه هایت بود مرهم می نهادم
آه از آن درد دگر نالیدنت را دوست دارم
تو نه قرآن، نه سر فرزند را بر نیزه دیدی
حکم اگر این است من جنگیدنت را دوست دارم
دست بر خون، قبضه ی شمشیر می رقصی و دشمن
می رمد بی سر، وَ من رقصیدنت را دوست دارم
نه غزل ظرفیتش کم نیست اما دردهایت
آه بر این بیت ها خندیدنت را دوست دارم
من از آن یاسی که در دستان سر سبز تو خشکید
خارج از باغ، آخرین بوئیدنت را دوست دارم
این جهان رازی ست که قفل و کلیدش دست تو
کمتر از آنم ولی فهمیدنت را دوست دارم
تو همان ماه دلیل آفتاب آخرینی
گفتم ای بدر نخستین، دیدنت را دوست دارم
شاعر : صالح سجادی
با سلام....
طاعات همگی مقبول درگاه حق تعالی انشاالله
دلم برای اینجا تنگ شده بود...
جایی که حس میکنم حداقل برای دقایقی منو متوجه اون چیزی میکنه که باید....
یا علی

پاسخ:
سلام بر دادااااااااااااااش گلممممممممممممممممممم

خوبی مشتی؟
دیر به دیر میای نمیگی دل ما واست تنگ میشه با معرفت؟

طاعات شمام قبول

حضور شما بزرگوار هم مارو یاد حضرت ابوتراب میندازه...

گاهی وقتا حین کار یاد شما و حرفا و شعرایی که بینمون رد و بدل می شد می افتم.

تو اون شلوغی و به هم ریختگی دلم آروم میشه...

خدا شمارو حفظ کنه واسه ما! والبته خونوادتون! والبته تر اسلام و مسلمین!

موفق باشی داداشم

یاعلی
۱۱ تیر ۹۳ ، ۱۶:۲۷ نگاه کویر
مبارک است خانه ی نو

روزی نوشته بودم...آخ که دارم می افتم هم از چشم تو هم از نفس هم به زمین هم به گناه و وای به آن روز...
پاسخ:
مرتفع ترین جای دنیاست
چشمانش...


هر کس بیفتند
زنده نمی ماند...
عکستون خیلی حال داد...
یاد کودکی ها افتادم...
پاسخ:
به خدا این عکس من نیس!!!

:)

و این داستان ادامه دارد...:)))

پاسخ:
کدومش دقیقا؟!
پس تاحالا ده نگرفتید که به دوازده میگید ناپلئونی!

چه دوستتون استاد خوبی بودن.خدا حفظشون کنه برای همه دانشجوها
پاسخ:
سلام

دوازده ما ارشدیا همون ده شما کارشناسیاس!! (جف پا تو شیکم ریا!)


+
زیر دوازده افتاده حساب میشه

مرتفع ترین جای دنیاست
چشمانش...


هر کس بیفتند
زنده نمی ماند...

+عالی بود!

از چشمشان نیافتید هیچ گاه به حق خودشان

یا علی ع

پاسخ:
این چشم های سیاه
روزگارمان را سیاه کرده است...


به حق خودشان
ما به شما جسارت نمیکنیم!!!:)
پاسخ:
اختیار دارید

بزرگوارید.

یاعلی
۱۳ تیر ۹۳ ، ۱۴:۲۱ مجنون علی
بسم رب الحیدر
با یاد شما شروع می کنم یا أمیرالمؤمنین
روزه می گیرم و می دانم شرط قبول اعمالم ولایت شماست یا أمیرالمؤمنین
برای انجام اعمالم، خودم ناتوانم، از شما مدد می گیرم
گوشه به گوشه این ماه عزیز، این میهمانی خدا با یاد شما پیوند خورده یا أمیرالمؤمنین
می دانم ذکر علیٍّ عبادة ، یاری ام کنید که از یاد شما غافل نشوم...
سلام
برادر عزیزم..... از لطف شما نسبت به این کمترین ممنونم... ای کاش لایق این جملات باشم
دوستی و محبتی که علتش مرتضی علی باشه ناگسستنیه
از کم سعادتی من همین بس که توفیق مداوم اینجا اومدن رو ندارم اما هر لحظه به یاد شما عزیزدل هستم و دعای خیرمو از راه دور تقدیمت میکنم
انشاالله همگی خدمتگزار آل علی باشیم...
یا علی مدد
پاسخ:
سلام

برای ما مایه افتخاره د رخدمت شما باشیم.

محبتی که علتش مرتضی علی باشه ناگسستنیه

دعاگوییم همیشه

یاعلی
سلام علیکم
اول اینکه ممنون از محبت و توجه شما
دوم اینکه هاجروا و جاهدوا تان مبارک و خانه جدیدتان
سوم اینکه والا شما جزو شاگرد زرنگ هایید بنده از وقتی اومدم ارشد متوجه شدم معدل الفی مال کارشناسی بود که خاطره ای شد برامون البت بماند که درگیر گرفتاری هایی شدیم که این نمره کم شدن ها عواقبشه
الغرض ما به 12 هم قانع شدیم این ترم
/اقای همکار سابق (اسمتونو نگفتم ریا نباشه)یه درس بود ما هم افتادیم ماکز کلاس 9 بود از 15 نمره بنابراین استاد لطف فرموده بجز اون 5 نمره باز نمره دادند :D
البته 18 تا حالا ندیدیم مثل شما ولی 17/5 هم نمره ماکز من بوده تا حالا تو این ترم.
از دانشگا اراک خبر ندارید؟
ما که قرار بود با بچه ها بریم مشهد متاسفانه افتاد تو امتحانای ترم من سعادت نداشتم. :(
این جدیدترین خبر من بود!
تابستون رو هم با دو مقاله و پروپوزال سر خواهیم کرد .
التماس دعا
یاعلی
پاسخ:
سلام علیکم

اول اینکه خواهش میکنم. اختیار دارید(خدایی معنای این جمله ها چه ربطی به کاربردشون داره!)

دوم اینکه ممنون لطف دارید شما

سوم اینکه ما تو دوره لیسانس فهمیدیم معدل الفی مال بعضی خانمهای کلاسمونه! اصلا هم ربطی به میزان درس خوندن نداره!
تو ارشد هم که اصن انتظاری نداریم. نه از خودمون نه از دانشگاه صنعتی اصفهان

الغرض ما هم به 12 ناچار شدیم!

اینجا افتادن جزو اصوله! کسی که نیفته همه به چپ چپ نیگاه میکنن! انگار مثلا یه دست نداشته باشه!
ما شاالله.

خدا ان شاالله ماکز هاتون رو زیاد کنه.

بنده قلبا از شنیدن موفقیت های همکاران سابق(بنده هم نگفتم ریا نشه!) خوشحال میشم و براشون دعا میکنم.


از خود دانشگاه نه ولی از دوستان خودم چرا!
آقای تاروردی دارن دفاع میکنن از پایان نامه

باقی دوستان هم یا ازدواج کردن و کلا تو افق محو شدن و انگار نه انگار!
یا دارن خدمت کاملا مقدس! سربازی رو طی میکنن
یا در بدر دنبال کار دارن میدون!

یکیشون هم که اصلا نمیونید تصورش رو بکنید داره تو سبزی فروشی کار میکنه!
این هم جدیدترین خبر ما بود!

تابستون هم در حال کار روی پروژه هستیم بعلاوه تو یه شرکت جدید مشغول شدیم و حسابی وضع وقتیمون ریخته به هم.

روزی 10 ساعت کار
1ساعت طی مسیر
تازه وقتی میای خونه کلی کار عقب مونده و ....

متاسفانه گذشت اون زمانی که با فراق بال میشستیم و کتاب میخوندیم و لذت میبردیم...

حالا بیشتر داریم می دویم! به هیچ جا هم نمیرسیم.

محتاجیم به دعا

یاعلی
راستی بقول جناب سکوت ما این ترم هم افتادگی دانشجویی هم افتادگی بندگی هم افتادگی فیزیکی هم افتادگی غفلتی را تجربه کردیم


خدا فقط بدادمان برسد که بجز او همه ناکس اند و او کس واقعی همه است...
یاعلی
پاسخ:
حرف افتادن که میشه یاد ناله های حاج منصور می افتم...

جوون ترا که حالی داشتیم خیلی صفا میکردیم با حاج منصور تازه تو دفتر خیریه هم میذاشتیم و کیف میکردیم(وقتی خانما نبودن)

تو یکی از مناجاتاش گریه میکرد میگفت:

اوس کریم...
اوس کریم...

آخه آدم افتاده و زمین خورده رو که دیگه نمیزنن.........

این جمله حس عجیبی برای من داره

حضرت اباعبدالله تو بحث گرفتن دست افتاده ها تخصص دارن

لذا ما همیشه دست به دامنشونیم.

یاعلی
سلام
کلیک رنجه می کنین مومن ؟

این بار با مطالبی با عنوان :
دلم به دامانت یا رحیم
 کاری کرده ایم ؟؟؟
 نعمت وسوسه شیطان!
مردم نا مَحرم



الهم الرزقنا توفیق الشهاده فی امر ظهور مولانا المهدی(عج)
و توفیق الشفاعة الزهرا (س) فی یوم الحساب


مارو هم دعا کن مومن 
 nishtar.ir

پاسخ:
سلام

اولن که یه چیزی بفرمایید که به ما بیاد! (منظورم استفاده از کلمه مومنه!)

ثانیا خدمت میرسیم حتما

یاعلی
سلام علی آقا
نماز و روزه هات قبول
همچین گفتی افتادن که انگار چی شده!12 ندیده!!!!!!!!!
خودت چطوری؟/بایستی جلو استاده میگفتی:گفتم یا نگفتم گفتم یا نگفتم!!!!!!!!(مثل جیگر تو کلاه قرمزی!)
خونه نو مبارک/انصافا که بیان عالیه/ما هم شاید اومدیم البته اگه به راه بشیم!!!!
------------
راستی این وبسایت حدیث اشک رو هم سر بزن عالیه(شاید دیدی و یا ...):www.hadith-ashk.ir
------------

نام معشوقه ی ما را بنویسید حسین

سر در جنت الاعلی بنویسید حسین

نام ما را بنویسید غلامان کریم

جلوی قسمت آقا بنویسید حسین

پاسخ:
سلام ممد جوون!
مخلصتم دو نونه...

هه هه هه!
خودت که مارو میشناسی ممدجون! ما تو عمرمون کمتر از 20 نگرفته بودیم!!!(البته خدا خودش مارمضونی ببخشه دیگه!)

خودم؟ بقوله رفقا پوکیده و خُب!

مگه میشه جلواستاد حرف زد؟! فکر کردی دانشگاه اراکه استادو می آوردیم اتاقمون جشن پتو میگرفتیم تا میخورد میزدیمش؟!!

ممنون عزیزم(البته هیچ کدوم این حرفا جای کادوی شمارو نمیگیره!!! قشنگ مثه بچه های خوب یه 20 لیتری گلاب و سایر عرقیات که شرکت خودتون تولید میکنه رو میفرستید در خونه! اوکی؟)

اتفاقا میخواستم زنگت بزنم برات دعوتنامه بفرستم. بفرستم؟

سر میزنم حتما

با علی رمضانی کلی یادت کردیم دو سه هفته پیش!

یاعلی
سلام
خانه ی نو مبارک!
پاسخ:
سلام

موچکر!

یاعلی
۱۵ تیر ۹۳ ، ۱۲:۰۵ فانوس جزیره
سلام علیکم
دعوتید به دیدن رایگان فیلم
اینجا شهر دیگریست

راجع به غربت دو روز آخر زندگی امیر المومنین علی (علیه السلام)

به کارگردانی: احمدرضا گرشاسبی
با حضور عوامل فیلم و اهل قلم

اطلاع بیشتر:
azf06.blog.ir

بزرگوار می توانید با دوستان و خانواده خود تشریف بیاورید.
لطفا رسانه باشید و به دوستانتان اطلاع دهید
پاسخ:
سلام

داداش ما که تهران نیستیم که!
۱۵ تیر ۹۳ ، ۱۳:۳۹ فانوس جزیره
سلام علیکم
خوب تشریف بیارید تهران ...
پاسخ:
سلام

آخه آدم عاقل اصفهانو ول میکنه میاد تهران؟!!

نه خدایی؟!!
سلام!
این روزها مهم ترین رویداد دنیا همین توپ گرد است!
توپ گردی که خیلی از مسائل روز دنیا رو در سایه خودش محو کرده!
راجع اون پست هم البته که فوتبال ملی مهمه! گرچه کشور ما کشور فوتبال نیست اما کی روش فراتر از حد تصور کار کرده...
مهمه چون فوتبال ایرانه و برای پیشرفتش بایستی زحمت کشید و از هیچ تریبون پایین نیومد!
و آخر هم این که یک خبرنگار باید ازمسائل روز جا نمونه حتی تو وبلاگش!
منم جا نموندنم دیگه!:)
ممنون از انتقادتون و خوشحال از این آشنایی...
پاسخ:
سلام

این روزها مهمترین رویداد دنیا قربانی شدن یه عده ادم بی گناهه
کشته شدن یه مشت زن و بچه ی بی پناهه اونم بدون گناه


در هر صورت فوتبال هیچ وقت برام مهم نبوده و نیست و نخواهد بود حتی اگر تیم کشورمون تو جام جهانی که هیچ! تو جام بین کهکشانی هم اول بشه!
(هرچند از موفقیتشون یا وجود این همه هزینه که براشون شده خوشحال میشدم البته اگر موفق می شدن!)


یک خبر نگار نه باید از مسایل روز جا بمونه ولی مهم اینه که کدوم روز؟!!!

من اگر خبرنگار بودم سراغ اون چیزی میرفتم که تهش برای خودم و مردمم فایده ای داشته باشه و یه پله رشدشون بده

اگر قرار باشه خبرنگار هم مثل بقیه مردم به پدیده ها نگاه کنه که دیگه فرقی با بقیه نداره!

خبرنگار ، کسیه که نگاه تفاوتی به پدیده ها داره نسبت به بقیه مردم.

موفق باشین ان شاالله

بنده هم خوشحالم از آشناییتون

یاعلی
سلام
اعتراض دارم نظرهای من کجاست آیا؟
پاسخ:
سلام

اعتراض شما وارده :)

همینجاس.
سلام دوباره اصلا من متوجه نشدم کی اون کامنت من اسمش شد سلام !

دوم اینکه خدا شما را اجر دهاد و یاری دهاد در انجام کارهاتان

سوم ماخیلی دور شدیم دور تر از دوری که فکر میکردیم
البته خدا همیشه آغوشش بازه به روی بندگان اما خجلت و شرمندگی برای ماست
حضرت اباعبدالله که با روح و جان و عُمر و نَفَس ما فرقی ندارند روی در خانه ایشان رفتن هم نمانده است

بریدن از خیریه همانا و در ورطه عادی شدن افتادن هم همانا
خوشحالیم برای آقای تاروردی انشاءا... موفقیت های بعدی

برای بقیه دوستان همینطور بنده از کسی خبر ندارم حتی همین چند وقت پیش فهمیدم داستان تاهل خیلی از یاران سابق رو
شخصی که تصور نمیکنم؟!یعنی میشناسمشون که سبزی فروشی کار میکنن!!!
اما در زمینه افتادن روی برخاستن مان کارهایی انجام داده ایم خدا بخواهد رو به رشد دارد...

التماس دعای فراوان
یاعلی
پاسخ:
سلام


متوجه شدم.

دوم ممنون از لطفتون

سوم حضرت اباعبدالله سفینه النجات هستند. یعنی خودشون سراغ امثال ما میان!

ان شاالله موفقیت همه بچه ها خیریه

میشناسینشون ولی کلاسشون خیلی بالا بود اون زمانا!
حالا ناچار شدن!

محتاجیم فراوان

یاعلی
سلام
متوجه نشدم کلاسشون بالا بود؟؟؟؟!!!! نمیدونم!

ولی کنجکاوی (بهتر بگم فضولی) دارد جان مان را می ستاند!

اگر امکان دارد بگویید نام ایشان را خصوصی

ممنون
یاعلی
پاسخ:
سلام

از رفقای خوب بنده بودند.

کلاسشون بالا بود یعنی کارشون خیلی درست بود و خیلی کارهارو رو ایشون راه می انداخت

عذرخواهی میکنم که نمیتونم پاسخگوی این حس کنجکاوی تون باشم!

یاعلی
۱۵ تیر ۹۳ ، ۲۲:۴۵ مجنون علی
دیرگاهیست گلو بغض مکرر دارد
چند روزیست قلم حالت نشتر دارد
کوفیان داعیه ی مسجد و منبر دارند
عمر سعد زمان وسوسه ی زر دارد
یادمان هست که اجداد شما کربـــ و بــلا...
شیعه از تیـــغ شما داغ به پیکر دارد
بی سبب نیست که از شام عراق آمده اید
حضرت عمـــه ی ســادات بـــرادر دارد!
و شما کمتر از آنید حسین تیغ کشد
کمتر از آنکه علمدار علم بردارد
مـــا جوانــان بنی فاطمی اربـــابیـــم
بی حیا!عمـــه ی ما مالکــــ اشتر دارد!
ایل ما ایل عجم هاست که یک کودک ما
جگری با جــگر شیـــر برابر دارد
اینکه ما دست به شمشیر و زره استادیم
سبب این است که این طایفه رهبـــر دارد
نه عراق است و نه سوریه خیالت راحت
کشور ضــامن آهوستـــــ،بزرگتر دارد
وای اگر گرد و غباری به حرم بنشیند
تیغ ما شوق به انداختن سر دارد
باید این شهر به آرامش خود برگردد
که شب جمعه حرم روضه ی مـــــادر دارد...
پاسخ:
شبای جمعه تو کربلا همهمه اس
محفل عرشیان گوشه ی علقمه اس

میزنن بر سر و سینه جن و ملک
سر بریده رو دامن فاطمه اس...


صلی الله علی المظلوم...

+
هیچی شب جمعه کربلا نمیشه

به خدا راس میگم.
سبزی فروشی علامت تعجب نداره. اصلا کلاس سبزی فروش هم بالاست. اونم سبزی فروشی که یه روزی امثال من غبطه میخوردند بتونند مث اون تحلیل کنند و مطلع باشند. حق باشند و جارچی حقانیت. نمیدونم اون رفیق دوست داشتنی اینجا میاد یا نه. ولی اطمینان دارم که او همچنان آدم عجیب غریبیه. عجیبم اگه نباشه ولی غریبه. 
از دوستای خوبم بودی آی سبزی فروش
خیلی وقته ازت خبر ندارم ولی به یادتم.
ما کوچیکا، بزرگا رو فراموش نمیکنیم ولو که اونا ما رو فراموش کنند.
پاسخ:
سلام

داداش الان اونخ شما واسه من این کامنتو نوشتی آیا؟!


البته ایشون الان وضعیتش فرق کرده

و همچنان عجیب و غریب!

ما بزرگا هم کوچیکارو فراموش نمیکنیم ولو که اونا مارو فراموش کنند(آیکون خود بزرگ پنداری!)

یاعلی
بسم الله
سلام علیکم
بسیار زیبا بود : ) 
درد و دل دانشجویی ولی بسیار ظریف و با دیدی مثبت و البته طنز :)
موفق باشید 
ان شاءالله جای افتادن بالا برید : ) 
سر فرصت ان شاءالله بازنشر خواهد شد ... 
التماس دعا
یاعلی مدد ... 
پاسخ:
سلام علیکم و رحمه الله

زیبایی در نگاه کسی است که می خواند.

ممنون از دعاهای خوبتون جناب گمنام

از خوندن مطالب وبتون و دلنوشته هاتون خیلی لذت بردم هر چند برای کسی مثل من به هیچ وجه قابل درک نیست درد دل های دخترانه...

محتاجیم

یاعلی
۱۷ تیر ۹۳ ، ۱۴:۴۰ مجنون علی
به بهانه وفات حضرت خدیجه سلام الله علیها:
بهشت را مبر از خانه ناگهان بانو
برای بی کسیِ فاطمه بمان بانو
به جان دختر مظلومه ات مرو از دست
مَساز اشک یتیمانه را روان بانو
بمان و فاطمه را خود عروس کن آری
که دختران همه محتاج مادران بانو
برای غربت من جان به لب شدی امّا
بدان که غربت زهراست بعد از آن بانو
به باغ یاسِ تو سیلی زدند، باور کن
بمان که یاس نمیرد جوان جوان بانو
میان این در و دیوار فضه را طَلَبد
مرو که مشکل او را کنی نهان بانو
بیا و یاریِ خود را تمام کن بر من
اگر چه هیچ نمانده تو را توان بانو
بمان برای همیشه، همیشه یارم باش
مرا هنوز غریب وطن بدان بانو
برای دین خدا هر چه داشتی دادی
جهادِ کامله کردی به مال و جان بانو
تو در محاصره درس مقاومت دادی
نداد کار تو تحریم را اَمان بانو
نمانده هیچ برایت که یک کفن بخری
عبای ختم رُسُل بر تو ارمغان بانو
فقط به بی کفنِ کربلا گریزی نیست
حسینِ بی کفنم را تویی نشان بانو
حسن غریب شود، ز حسین سَر بِبُرند
بمان و روض? سبطین را بخوان بانو
تو که به شِعبِ ابی طالب امتحان شده ای
مقاومت کن و تا کربلا بمان بانو
محمودژولیده
پاسخ:
سلام

قربان مظلومیتت ام الائمه
گریم برای غربتت ام الائمه

هستی خدیجه مادر زهرا(س) و حیدر(ع)
جانم فدای عترتت ام الائمه

اول مسلمان، یار پیغمبر به والله-
بالاست قدر و قدرتت ام الائمه

زهرای تو ام ابیها، جان احمد
آئینه دار هیبتت ام الائمه

عنوان ام المؤمنین شایسته ی توست
در شان نام و شهرتت ام الائمه

در این غریبستان دنیا مثل پیچک
دستم بسوی دامنت ام الائمه

مثل بقیع اشک محبان تو هر شب
شمع مزار خلوتت ام الائمه

در کربلا شب های جمعه این دل ما
مهمان خاک تربتت ام الائمه


*تقدیم به بزرگ بانوی اسلام



این شعر جزو اولین شعرهای حقیر بود ولی همچنان خیلی دوسش دارم

فدای بانو خدیجه

یاعلی
۱۷ تیر ۹۳ ، ۲۳:۳۰ مجنون علی
با سلام
لذت بردم.... خدا خیرت بده
یاعلی
پاسخ:
سلام

خداروشکر

خدا بهمون خیر داده که دوستان خوبی مثل شما داریم عزیز

یاعلی
۲۱ تیر ۹۳ ، ۲۲:۴۰ مجنون علی

ای مقتدای دستِ تمام کریم ها
مولای سبز پوش ، امام کریم ها

ای چشمه سار فیض خدا کوثر لبت
ای جای چشم فاطمه دور و بر لبت

عالم گدای ریزه خور خوان دست توست
روزی میان سفره ی احسان دست توست

اول امام زاده ی دنیا خوش آمدی
ابن الکریم اُمّ ابیها خوش آمدی

اول پدر به حضرت حیدر تو گفته ای
پیش از همه به فاطمه مادر تو گفته ای

آغوش گرم فاطمه بوی بهار داشت
صبحی که مادرانه تو را در کنار داشت

آن روز با لبان تو افطار خود گشود
بابا علی که کام تو را انتظار داشت

قنداقه ات شمیم دل انگیز خویش را
از عطر سیبِ سرخ خدا یادگار داشت

خورشید با نگاه تو از خواب میپرید
پیش از طلوع با تو و چشمت قرار داشت

پای بساط سفره ی افطاریِ خدا
هفت آسمان ملائکه ی روزگار داشت

عالم به عشق ِ خالِ لبت آفریده شد
ورنه خدا به عالم و آدم چکار داشت

ای نازدانه کودکِ دلبند فاطمه
ای خنده ات بهانه ی لبخند فاطمه

تو چشم خود به روی نبی باز میکنی
جا دارد اینکه بَهر همه ناز میکنی

ناز و کرشمه سُنَتِ مانده ز عهدِ توست
شه بالِ سبز حضرت جبریل مهدِ توست

غوغاترین، عزیزترین، خوش قدم ترین
در بین ِ ایل ِ جود و سخا با کرم ترین

چشم ِ بد از قشنگیِ چشمت به دور باد
ملعونه ی حسوده الهی که کور باد

مصطفی متولی

پاسخ:
سلام

به به

ما را نوشته اند گدای حسن فقط
محتاج و لطف و جود و عطای حسن فقط

دنیا که هیچ! جان تمامی کائنات
امشب نموده ایم فدای حسن فقط


+
این هم عرض ارادت ما بود خدمت امام کریم.(بعد از مدتها دوری از شعر و شاعری)

یاعلی

سلام

 میلاد کریم اهل بیت بر شما مبارک.پیشکشی ما به صاحب این خانه....

 

 امام حسن مجتبی علیه السلام می فرمایند:

 

«بَینَ الْحَقِّ وَ الْباطِلِ أَرْبَعُ أَصابِعَ، ما رَأَیتَ بِعَینَیکَ فَهُوَ الْحَقُّ وَ قَدْ تَسْمَعُ بِأُذُنَیکَ باطِلاً کَثیرًا.»

بین حقّ و باطل به اندازه چهار انگشت فاصله است، آنچه با چشمت بینى حقّ است و چه بسا با گوش خود سخن باطل بسیارى را بشنوى.

تحف العقول ص 229

  و معرفی کتاب:

 

......حاء سین نون.....

 

http://zareh.blog.ir/post/479

پاسخ:
سلام

بنده هم تبریک میگم.

+
چه هدیه ای از این بهتر

واقعا ممنون

یاعلی
۲۴ تیر ۹۳ ، ۱۶:۱۳ مجنون علی
رفته به درک آنکه دل فاطمه آزرد
بر ضد علی تیر کشید و نبی آزرد
بر جسم حسن حمله نمود و حسن آزرد
لعنت به وی و بر پدرش بس که دل آزرد
           ****************
در پیش علی سقیفه مثل پشه است
در رأس تمام فتنه ها عایشه است
ما مادرمان فاطمه ی طاهره است
بیچاره کسی که مادرش عایشه است
       ****************
جمل گناه کمت بود خوب میدانی...
که از کدام خصال تو مانده ام مبهوت؟
تو و تمسخر زهرا و قتل پیغمبر...
تو و قضیه جانسوز پیکر و تابوت
 با سلام... عید همگی مبارک
یا علی مدد
پاسخ:
الهم العن اول ظالم ظلم حق محمد و آل محمد و آخر تابع له ذلک
۲۶ تیر ۹۳ ، ۱۴:۱۵ مجنون علی
سلام
در غربت آقامون همین بس که:
"گفتند مگر نماز میخواند علی..."
الله اکبر از این مصیبت.....
تسلیت  به خدای علی....
یا علی
پاسخ:
سلام

بزرگترین جنگی که علیه امیرالمومنین راه انداختند بنظر حقیر همین بوده

تو جنگ های معمولی که نتونستند هیچ غلطی بکنند!

با جنگ روانی و تبلیغاتی شروع کردند بر ضد مولا کار کردن.

حالاهم نوادگانشون دارن همین کارو میکنن داداش.

قشنگ عین قدیما!

اللهم العن اول ظالم ظلم حق محمد و آل محمد و آخر تابع له علی ذلک
۲۷ تیر ۹۳ ، ۱۹:۳۵ مجنون علی
من مسیحی می شوم، عیسی اگر ثابت کند/
مرده ای را زنده کرده او بدون یا علی 'ع'
یا کلیمی میشوم موسی اگر ثابت کند/
اژدها کرده عصا را او بدون یا علی 'ع'
من غلام یوسف بازار مصرم گر بدانم/
کرده بیچاره زلیخارا او بدون یا علی 'ع'
پیرو دین خلیلم گر بگوید مدعی/
جان مرغان کرده احیا او بدون یا علی 'ع'
چون بگوید حضرت یونس مریدش میشوم/
زنده مانده قعر دریا او بدون یا علی 'ع'
مسلک نوح نبی را پیشه میسازم بدانم/
گشته فارغ از بلایا او بدون یا علی 'ع'
اولین سنی عالم میشوم پیغمبرم گوید اگر/
کرده دینش را محیا او بدون یا علی 'ع'
پاسخ:
یااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا علی
۲۸ تیر ۹۳ ، ۱۹:۳۹ مجنون علی
رد می‌شود از کوچه ی غم مرد غریبی
پیچیده سحرگاه عجب عطر نجیبی
رد می‌شود از کوچه ی غم مرد غریبی
از وسعت دستان کریمش چه بگویم
وقتی همه دارند از این سفره نصیبی
هم آن که دعایش همه نفرین به علی بود
هم این که به مولای خودش عشق عجیبی
منظومه ی انصاف و وفا را نسروده است
جانبخش‌تر از جود علی هیچ ادیبی
سی سال گذشته‌ست، علی چشم به راه‌ست
در عمق نگاهش نه قراری نه شکیبی
او می‌رود و ناله ی‌ دیوار بلند است
مانده ست دری دست به دامان طبیبی
والشمس! شده غرق به خون چهره ی‌ خورشید
والفجر! رسیده‌ست حبیبی به حبیبی
(یوسف رحیمی)
پاسخ:


افتاده در دام بلا پایم دوباره
غرق نوای “وای” و “ای وای”م دوباره

وقتی نباشم با تو، جایی جا ندارم
بی سر پناهی شد همه جایم دوباره

با “خودسری” کردن مرا از خود جدا کرد
افتاده ام از چشم مولایم دوباره

بیراهه دارم میرم، گر دست گیری_
تا عمر دارم راه می آیم دوباره

خیلی تقلا می کنم اما چه حاصل
هی میزنم بال و همین جایم دوباره

دریای غفلت برد من را، برنگرداند
من “سامریّ” ام، کن تو موسایم دوباره

در خانه ی خود این گدا را تربیت کن
ای سرپناهم!،  بی تو تنهایم د.باره

امشب که با سینه زنی طی شد ولی من
در فکر رزق صبح فردایم دوباره

تا با “سلام”ی رو به مرقد اذن گیرم_
اذن زیارت از تو آقایم دوباره

از عصر عاشورا رقیه زیر لب گفت
ای کاش بر می گشت بابایم دوباره

از خواب بر میخاست و با گریه می گفت
عمه ببین که درد پاهایم دوباره...

قاری قرآن از سر نی پرت می شد
بالای نی می رفت آقایم دوباره


شعر از دوست عزیزم آقامحمد کاظمی نیا
۳۰ تیر ۹۳ ، ۲۲:۳۰ مجنون علی
چه شود سحر ببینم پسر صبور زهرا

بزنم یکی دو بوسه به قدوم پور زهرا

چه شود عزیز زهرا بکند مرا غلامش

چه شود که روزه ام را شکنم به شهد کامش
پاسخ:
دم افطار که بی تاب تر و تشنه ترم

می شوم غرق علمدار... عمو... آب... حرم...
پیش خورشید و قمر سایه تو سنگین است
و فقط محضر زینب سر تو پایین است
ساقی ما چه شرابی چه سبویی دارد
بنویسید رقیــــــــه چه عمـــــــــویی دارد....
یا عباس
پاسخ:
جمال حق ز سر تا پاست عباس
به یکتایی قسم یکتاست عباس

اگر چه زاده ی ام البنین است
ولیکن مادرش زهراست عباس....


جانم عموی رقیه...
یا علی  جان:
چهره بگشا تا ببینند که تو وجه کبریایی/سجده کن بهر خدایت تا نگویند خدایی
پاسخ:
حسین جان

گریه زبان مادری نوکران توست
احساس میکنم همه با هم برادریم...
با سلام
با تاخیر عید همگی مبارک
اینم عیدی ما:
دلم برده دل آرا ، دلسِتان و چابک و دلبر
تنش سیم و ، رخش ماه و ، قدش سرو و ، لبش شِکـّر
نگاه غمزه نازِ خمار آلودِ چشمانش
فسون پرداز و صید انداز و لُعبت باز و جادوگر
به حُسن و لطف و زیبایی و نیکویی، چه او نبــْوَد؟
رخِ رخشان ، مهِ تابان ، گـُـل سوری ، میِ احمر
به گاه دلربایی، برده عقل و هوش و دین و دل
هم از لیلا ، هم از عذرا ، هم از شیرین ، هم از شکـّر
خوش آن بزمی که آنجا مِی ، تو در پیمانه می‌ریزی
خوش آن مجلس ، خوش آن صهبا، خوش آن دین و خوش آن ساغر
نباشد چون تو در هند و ، فرنگ و چین و ماچین ، بُت
مُعَنبر خاک و ، آتش خوی و زیباروی و سیمین بر
شهِ نـُه چرخ و ، هشت ایوان و ، چار ارکان و ، هفت اختر
امام شش جهت ، میر دو عالم ، حیـــــــدر صفـــــدر
(صافی کرمانی)
یا علی مدد
پاسخ:
سلام

به به
جانم امیرالمومنین(ع)

علی این توئی که فضائلت

علی این توئی که شمائلت

علی این توئی که گره زدی

دل شیعه را به سر دلت

علی این اشارت ابروان

نگهِ به آن مِه کاملت

علی این زره و فرس و تیغ

سه قلم تمام وسائلت

علی این زره که نیاز نیست

شده جان فاطمه حائلت

علی این چه نام مبارکیست

همه جاست رافع مشکلت

علی این که پشت سرت چوکوه

علی این نشسته مقابلت

علی این که فاطمه همسرت

چه فضیلتی شده شاملت

علی این که یَلتَقِیان شده

همه شرح کوثر نازلت

علی این که یَخرُجُ مِنهُما

که نشانده گوشۀ ساحلت

علی این که زینت دوش توست

تو و زینبت تو وحاصلت

علی این علی به خط هلال

که نوشته روی حمایلت

علی این که نقطۀ زیر باء

همه شمه ای زخصائلت

         بلغ العلی به تو یا علی

کشف الدجی به تو یاعلی

      شعر از :غلامرضا فاتحی

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">