مردی به نام شقایق

ای دل نگفتمت نرو از راه عاشقی / رفتی بسوز کین همه آتش سزای توست...

مردی به نام شقایق

ای دل نگفتمت نرو از راه عاشقی / رفتی بسوز کین همه آتش سزای توست...

مردی به نام شقایق

از درد سخن گفتن و از درد شنیدن
با مردم بی درد ندانی که چه دردیست!

***

شقایق وحشی آزاده است و تعلقی ندارد.

در دشتهای دور، لابه‌لای سنگها می‌روید و به آب باران قناعت دارد

تا همواره تشنه باشد و بسوزد.

داغدار است و گلبرگهای سرخش را نیز گویا به خون آغشته‌اند.

شهید نیز آزاده است و فارغ، قانع، تشنه، سوخته دل و داغدار و غلطیده در خون

اما میان این دو چه نسبتی است؟

*******
اگرچه برگهایی زرد دارند
و در دل شعله هایی سرد دارند
کسی اما نمیفهمد که یک عمر
"شقایق"ها دلی پر درد دارند...
******
به ظاهر مرد:.متاهل:.
کارشناسی مهندسی شیمی
ارشد مهندسی هسته ای
صنعتی اصفهان:.

مدیر مهندسی یه پتروشیمی تو جنوب کشور فعلا!:.
متاسفانه ساکن تهران!

فقط حسین...
همین.

بایگانی

آخرین مطالب

پربیننده ترین مطالب

محبوب ترین مطالب

  • ۰۷ مهر ۹۵ ، ۱۶:۴۱ 7مهر

آخرین نظرات

پیوندها

و چای، دغدغه ی عاشقانه ی خوبی ست..

سه شنبه, ۲۳ آذر ۱۳۹۵، ۰۹:۰۴ ب.ظ

پ.ن:

دخترم شام درست کرده!

چایی هم برام ریخته :)


+

برای با تو نشستن بهانه ی خوبیست...

۹۵/۰۹/۲۳ موافقین ۲۵ مخالفین ۰
مردی به نام شقایق

نظرات  (۲۷)

۲۳ آذر ۹۵ ، ۲۱:۱۶ منور الفکر
ان شاءالله
در همین آینده نه چندان دور، تحت حکومت حضرت حجت علیه السلام، حنانه بانو پدر و مادرش را شام دعوت میکند خانه خودش...
اما
نوه های شر تان نمیگذارند یک لقمه درست حسابی هم از گلویتان پایین برود...
پاسخ:
والا همین حالا هم از دست این نوه ها آسایش نداریم!

حتما تو یه پست مفصل باید اییییییییییییییین همه نوه رو معرفی کنم و خواص هر کدوم رو بگم و بلایی که هر کدوم سر منه بیچاره میارن رو توضیح بدم
۲۳ آذر ۹۵ ، ۲۱:۱۷ منور الفکر
و چای دغدغه عاشقانه خوبی ست
برای باتو نشستن بهانه خوبی ست

و ایضا فلافل...

سلام علیکم استاد..
شاعر همچنان جناب مهندس هستند؟
پاسخ:
سلام و عرض ادب

فلافل اصن بحثش جداس


تو این مورد پاستیل و هانیسمک و لواشک خونگی بیشتر عاشقانه اس...


۲۳ آذر ۹۵ ، ۲۱:۲۰ گمـــــــشده :)
خدا برای هم حفظتون کنه
عاقبت بخیر بشین ان شاالله
پاسخ:
ممنونم

شما هم همینطور
:-))ازینکارا که‌ما همیشه میکردیم چقدرم‌ گیر‌میدادیم حتما باید تا آخرشو بخورن:دی
یادش بخیر:-)

خدا حفظ کنه دخترکتونو:-)
پاسخ:
آخ آخ آخ!

ینی کشیدما...

بدیش هم اینه هر چی میخوری تموم نمیشه :دییییییییییی
۲۳ آذر ۹۵ ، ۲۱:۵۵ تبارک منصوری
ظرفاشو !

شما چایتونو با کفگیر هم میزنین؟:)


پاسخ:
اون کفگیری که ملاحظه میکنید برای چایی نیست! برای به به هستش! بع له!

ازونجایی که دختر ما خیلی باکلاس و خارجیه :))) به هیچ وجه با کفگیر چایی هم نمیزنیم. در عوض غذارو میریزیم تو فنجون ^_^
خدا حفظش کنه

هزا ماشالله
پاسخ:
ممنونم

لطف دارین
چه صحنه آشنا و البته دل پذیری، نه دل پذیر برا توصیفش کمه
اووووووووووووم!! چقدر عشق تو این صحنه هست، و البته پشتش:))

خدا حفظش کنه براتون، و ایضا شمارو برای ایشون
ماشالا کدبانویی شده برا خودش، حیییییییییف پسر ندارم:دی
پاسخ:
در همین ابتدا اعلام کنم دخترم میخواد ادامه تحصیل بده!

حتی شبا هم کتاب میخونه! ینی در این حد :)))


۲۴ آذر ۹۵ ، ۱۱:۳۰ مــ. مشرقی
ای جانممممم! خوشبحالتون!
یادش بخیر...
پاسخ:
سلام

ممنونم

ان شاالله بزودی قسمت شما هم بشه :)
۲۴ آذر ۹۵ ، ۱۶:۳۶ پاک باخته
ای جان
خدا حفظش کنه...
پاسخ:
سلام

ممنونم از لطفتون
عزییییییزم ^_^
اول بجام محکم ماچش کنید

+
این بازیهای کودکانه بهانه خوبی برای بزرگترهاست تا گاهی از همه دغدغه ها فاصله بگیرند  :)
پاسخ:
ایت ایز دان.


+
مگه میشه فاصله گرفت!؟!

تو همین بازیا همش دغدغه ی جهاز و لیوان و بشقاب و کاسه پیرکس و اینا سراغ آدم میاد.

اصن یه ثانیه آدم آرامش نداره تو این زندگی... 

والا...
۲۵ آذر ۹۵ ، ۰۸:۵۶ علیرضا حدیدی
غذای روح ... :)
پاسخ:
چای روح :)

حاجی مردم سوپ رو هم غذا نمیدونن بعد شما چایی رو میاری جزو غذاها آخه ^_^
۲۵ آذر ۹۵ ، ۲۰:۵۷ آرزو ﴿ッ﴾
آخی چقدر قشنگ .
من تا اول راهنمایی با اینا بازی می‌کردم :دی  آش می‌پختیم مثلا :)
پاسخ:
حالا درسته بازی خوبه ولی خدایی اول راهنمایی دیگه خیلی دیره ها!!!

مادربزرگ من اول راهنمایی بوده (البته از نظر سن!) دو تا بچه داشته سومی هم تو راه! ^_^
۲۶ آذر ۹۵ ، ۱۴:۰۹ داداش مهدی
دعا کن برامون حاجی! زن نگرفتیم حداقل دختردار بشیم! خیلی شیرینه!
پاسخ:
سلام

حاجی خیلی زرنگیا!!!

میخوام بدون زجر و دردسر و حرص و جوش فقط برسی به خوشیاش؟ نچچچچچچچچچچچچچ
امکان نداره

مام ازین دعاها نمیکنیم :))
سلام مومن. جزاکم الله خیرا

ولادت رحمه للعالمین محمد مصطفی صل الله علیه و آله و صادق آل محمد سلام الله علیه را صمیمانه به شما تبریک میگم


 دیدم بوی های خشمزه میادها(لبخند)
بگو فردا هم شله زرد بپزه، پخش کنیم(لبخند)

عاقبتتون به خیر به حق حضرت ابوتراب
یا علی
پاسخ:
سلام

ممنونم

بنده هم تبریک عرض میکنم البته با تاخیر بسیار!


میپزه
خودشم پخش میکنه!
عروسکارو میچینه یکی یکی دهنشون میکنه بلافاصله هم میبره دستشویی میشورتشون ^_^
۲۸ آذر ۹۵ ، ۱۳:۱۷ سیده فاطمه موسوی
ماشاالله چه کدبانو D:
خدا حفظش کنه
پاسخ:
سلامت باشید

بله در کدبانویی ایشون ساعت ها باید صحبت کرد...

حتی ظرف هم میشورن... تمیزکاری هم میکنن... نوه ها(عروسکا) رو هم گلاب به روتون دستشویی میبرن و....

خلاصه بقول جنابخان یه ایتو چیزایی تو خودمون داریم :)))
ای جانم:)
پاسخ:
جانتون سلامت ان شاالله


چه زیبا
آدم دلش آب میشه

پاسخ:
خدا نصیبتان کنه بزودی
۰۵ دی ۹۵ ، ۱۵:۵۴ فاطمه سین
چقدر حس خوبیه پدر بودن . خدا حفظش کنه .
پاسخ:
سلام

بله 

و همچنین دختر بودن ^_^
۰۸ دی ۹۵ ، ۱۳:۴۲ وخدایی که دراین نزدیکیست ..!
آخی

دلتون گرم ان شالله 
پاسخ:
سلام

ممنون 

شمام همینطور ان شاالله :)
۱۰ دی ۹۵ ، ۱۸:۵۹ خانم معلم
سلاااام 
خوبی؟ سلامتی؟ 
ای جاااان دخترت حالا انقدر خانوم شده که واسه باباش چایی میریزه ؟چقدر خوشحالم 
ان االله تن تون سلامت و دلتون خوش باشه 
از طرف من ببوسش 
پاسخ:
سلااااااااام بر خانوم معلم عزیز

دیگه داشتیم از اومدنتون نا امید میشدیما!

خداروشکر خوبیم و دعاگوی شما و سایر بزرگترای عزیز

بله خدارو شکر بزرگ شده و چایی که هیچ! الان دیگه قشنگ از مبل و کمد و در و دیوار و سقف میره بالا!

حتما :)))
و چای دغدغه ی عاشقانه خوبیست!
پاسخ:
بستگی داره کی دم کنه و بیاره ^_^
سلام علیکم
خدا حفظش کنه براتون
عاقبتتون بخیر به حق حضرت ابوتراب
پاسخ:
سلام

ممنونم از لطفتون

همچنین شما
۰۸ بهمن ۹۵ ، ۲۲:۵۶ بچه پولدار ..*
نازی .............
پاسخ:
آلمان؟!!



+
میگما داداش من تا حالا یه بچه پولدار از نزدیک ندیده بودم
ینی از بچگی آرزو داشتم یه بچه پولدار از نزدیک ببینم.

الان حس میکنم به یکی از آرزوهام رسیدم ^_^
چرا نیستین؟!
پاسخ:
هستیم

فقط بخاطر کمبود وقت کمی کمرنگ (شایدم بی رنگ) بودیم.

ان شاالله جبران خواهیم کرد
ان شاءالله صاحب وب رفتن سوریه شهید شدن که نیستن. 


پاسخ:
نویسنده ی وب همچنان در قعر تهران اسیر بوده و حتی اصفهان خودشون هم نتونسته بره چه برسه سوره و این صوبتا!
نوش جانتان :)
پاسخ:
ممنون

ازینا نصیبتان :)
ادم نگران میشه اینطور نیستین، حداقل بیاید بنویسید دیگه نمیخویسید یا چه میدونم تا سال دیگه نیستین!
پاسخ:
سلام و عرض ادب

بنده شخصا از شما و همه ی دوستان اولا عذرخواهی میکنم بابت این قصور
ثانیا افتخار میکنم که از بین خوبان دنیا خواهران و برادران شریف و بامحبتی دارم که برای کوچکترین آدم این هستی نگران میشن و با ابراز لطفشون این حقیر رو شرمنده میکنن.

مطمئنن ادامه خواهیم داد و البته توضیح! :)

شوما به بزرگی و بزرگواری خودتون یه جوری ببخشید مارو ^_^

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">