مردی به نام شقایق

ای دل نگفتمت نرو از راه عاشقی / رفتی بسوز کین همه آتش سزای توست...

مردی به نام شقایق

ای دل نگفتمت نرو از راه عاشقی / رفتی بسوز کین همه آتش سزای توست...

مردی به نام شقایق

از درد سخن گفتن و از درد شنیدن
با مردم بی درد ندانی که چه دردیست!

***

شقایق وحشی آزاده است و تعلقی ندارد.

در دشتهای دور، لابه‌لای سنگها می‌روید و به آب باران قناعت دارد

تا همواره تشنه باشد و بسوزد.

داغدار است و گلبرگهای سرخش را نیز گویا به خون آغشته‌اند.

شهید نیز آزاده است و فارغ، قانع، تشنه، سوخته دل و داغدار و غلطیده در خون

اما میان این دو چه نسبتی است؟

*******
اگرچه برگهایی زرد دارند
و در دل شعله هایی سرد دارند
کسی اما نمیفهمد که یک عمر
"شقایق"ها دلی پر درد دارند...
******
به ظاهر مرد:.متاهل:.
کارشناسی مهندسی شیمی
ارشد مهندسی هسته ای
صنعتی اصفهان:.

مدیر مهندسی یه پتروشیمی تو جنوب کشور فعلا!:.
متاسفانه ساکن تهران!

فقط حسین...
همین.

بایگانی

آخرین مطالب

پربیننده ترین مطالب

محبوب ترین مطالب

  • ۰۷ مهر ۹۵ ، ۱۶:۴۱ 7مهر

آخرین نظرات

پیوندها

ایران ، کانادا ، استرالیا ، مالزی... هیچ کدام؟!

يكشنبه, ۱۰ اسفند ۱۳۹۳، ۰۹:۲۴ ق.ظ

سلام

اصولن عادم همیشه در حال انتخابه و همیشه هم یا تاوان انتخاب های قبلیش رو میده یا از سود انتخاب های قبلیش بهره می بره.

گاهی وقتا انتخاب راحته و با در نظر گرفتن شرایط و چشم انداز و اهداف و... میشه گزینه درست رو انتخاب کرد.

گاهی وقتها هم اینقدر پارامترهای تاثیر گذار و تاثیر پذیر زیاده که یه جورایی انتخاب رو غیر قابل تحلیل ، مبهم و سخت میکنه.

یکی ازین انتخاب ها واسه من شده ادامه تحصیل!

اینکه باید حتما تحصیلاتم رو تموم کنم تا دکترا که شکی نیست.

ولی مشکل مکانشه! از طرفی علاقه شدید دارم توی ایران ادامه بدم اما چند تا مشکل داره!

غول مرحله اول اینکه دانشگاه های کشور غالبا افراد پژوهشگر و ایده پرداز و دست به آچار و فنی رو نمیخواد و  یه سری بچه درسخون که صرفا از رو کتاب و جزوه حفظ کنن و همونارو هم تحویل میدن رو بیشتر می پسنده و این باعث میشه دوباره مثه بچه ها ناچار بشیم بشینیم بخونیم واسه کنکور!!! کنکور دکترا!!! تهش هم معلوم نشه چی به چیه!

حالا فرض که آزمون رو هم آدم قبول بشه میرسه به غول مرحله دوم مصاحبه!

تو مصاحبه اصولا سعی بر اینه که دانشجوهای خودشون رو بگیرن(استثناهارو کاری نداریم. اینو حتی اساتید خودمم میگن) پس گزینه ای که احتمال بیشتری واسه ادامه تحصیل بنده هست دانشگاه صنعتیه. البته رفتن یه شهر دیگه واسه یه آدم زن و بچه دار و مشکلات خاص بنده تقریبا نزدیک به غیر ممکنه.

خب حالا میرسیم به غول مرحله سوم. فرض که آدم تو مصاحبه هم قبول بشه و شروع به ادامه تحصیل کنه تو صنعتی اصفهان ولی سوالی که هست اینه که آدم با کی کار کنه؟ کدوم استاد؟ با کدوم امکانات؟ متاسفانه بر خلاف اسم گنده ی صنعتی اصفهان از نظر امکاناتی اصلا وضعیت خوبی نداره تا جائیکه برای جلو رفتن کارها پول مواد و تجهیزات و حتی داور رو هم دانشجو باید از جیبش بده تا Nسال بعد دانشگاه یه چک تسویه بهش بده! (این رو از تک تک بچه های دکترا که میپرسی یه نگاه عاقل اندر... به آدم میکنن که برو ازین ورا پیدات نشه اصن!)

اما غول مرحله چهارم. تو صنعتی اصفهان اساتید کاملا محترم اجازه کار کردن به دانشجوی دکترا نمیدن. ینی چی؟ یعنی یه آدم متاهل اگه بچه پولدار نباشه حق ادامه تحصیل نداره چون که ناچاره کار کنه و خرج زن و بچش رودر بیاره. از طرفی اجازه تدریس هم تو دانشگاه نمیدن! دانشگاه های آزاد و پیام نور و اینا هم ساعتی...(روم نمیشه قیمتش رو بگم واقعا) و سوالی که اینجا مطرحه اینه که یه مردی با شرایط مالی بنده و هزینه های بالای درمانی و یک عدد دختر خانم که در راه هستن میتونه مدت چهار پنج سال کار نکنه و درس بخونه!؟!!!

حالا فرض محال اینکه طرف و خونوادش هیچ هزینه ای نداشته باشن و تو این پنج سال هم بجای خورد و خوراک فتوسنتز کنن ، غول مرحله آخر خودشو نشون میده!

بعد از پنج سال و درآمدن پدر محترم دانشجو و خانوادش! یه برگه میزارن کف دستت به اسم مدرک دکترا و بعدشم به سلامت....

حتی خود صنعتی اصفهان به عنوان هیئت علمی نمیگیرتت چراکه هم اعتقادی به دانشجوهای خودشون ندارن هم سالی شونصد تا فارق التحصیل استنفورد و ام آی تی و ...درخواست هیئت علمی شدن میکنن! و مسئله وقتی بحرانی تر میشه که تو اون سن و سال هم هیج جای دولتی استخدامت نمیکنن با توجه به سابقه کار صنعتی کم و سن بالای سی سال!!!



حالا اون ور قضیه برای ادامه تحصیل ، بر خلاف میل باطن رفتن از ایرانه و ادامه تحصیل تو دانشگاه های خارج.

الان توی کانادا و استرالیا و آلمان و اتریش و سوئد و ژاپن و مالزی به بنده براحتیه پاس کردن یه درس عمومی، اپلای و فاوند میدن و با گرنتی که به دانشجوی دکترا اختصاص میدن به راحتی میشه زندگی کرد اونجا.

مثلا یکی از اساتید بهم پیشنهاد داد برو استرالیا. اونجا که دانشگاه و پژوهشگاه اینترنشنال هست که زیر نظر خود سازمان ملله و فقط هم روی غشا کار میکنه و مدرن ترین لابراتوار ها و امکانات و بهترین اساتید و پژوهشگران غشایی اونجان. اتفاقا دو تا استاد ایرانی هم هستن که من باهاشون تماس میگیرم اونجا پذیرش بگیرن برات!

گفتم خانومم چی؟ گفت خب با خودت ببرش. هم اونجا امکانات پزشکیش بهتره. هم اینکه اون هم اونجا ادامه تحصیل میده. حالا اگر خواستی اونجا بمونی که با بهترین شرایط نگهت میدارن. اگر هم خواستی بری یه کشور دیگه براحتی میتونی.

گفتم من که غیر اینجا نمیتونم زندگی کنم؟

گفت این حرفو حالا میزنی! بذار پات برسه اونجا و ببینی چطور باهات برخورد میکنن و چه امکاناتی در اختیارته و چقدر برات ارزش قائلن اونوقت برگشتن برات خیلی سخت میشه (ازین حرفش بهم برخورد ولی یکی از همکارام که همین چند ماه پیش رفت کبک کانادا دقیقا تایید میکنه این حرفارو) حتی اگر خ*ر بشی و بخوای برگردی ایران هم اوضاعت خیلی بهتر از ایناییه که اینجا درس خوندن و براحتی هیئت علمی میشی و از نظر مالی هم خیلی بهتر رشد میکنی و....

با همه ی این ها زندگی و تحصیل تو یه دانشگاه معتبر بین المللی و یه کشور دیگه تجربه ی بسیار گرون قیمتیه که هر کسی امکان کسبش رو نداره اما شرایط فعلی مالی و خونوادگی من اجازه همچین کاری رو بهم نمیده.



پ.ن:

تا اطلاع ثانوی دکترا بی خیال!

اول ساماندهی وضع مالی بعد دکترا...

(همه ی چیزهایی که قصد دارید در رابطه با این تصمیم بفرمایید رو میدونم!)


از کارمندی ساعتی و حقوق ششصد هفتصدی و کابوس قبض آب و برق و شارژ خونه ی آخر ماه خسته شدم. اینجوری نه میتونم درست درس بخونم نه میتونم درست کار کنم.

اینجاست که با یه نرمش قهرمانانه در برابر فشارهای زندگی  و تغییر در استراتژی ها ، اولویت هارو تغییر میدیم. اول بحث مالی رو به لطف و یاری خدا حل میکنیم. بعد میریم سراغ ادامه تحصیل. اینم بگم که من حق ندارم آرمان های خودم رو به خونوادم تحمیل کنم! اونا حق یه زندگی معمولی در شان خودشون رو دارن(البته بدور از هر گونه تجملاتی) و من به عنوان سرپرست خونوادم باید این شرایط رو مهیا کنم بعد برم سراغ آرمان هام. اوکی؟


لذا در حال ثبت یه شرکت و راه اندازی یه شغل مناسب و گرفتن نمایندگی در حوزه محصولات نانو هستم. 

بزودی دربارش می نویسم و نظر دوستان رو خواهم پرسید.

ممنون میشم با کمک فکریتون زوایای پنهان این تصمیم رو برام روشن کنید و به این برادر کوچیکتون کمک فکری کنید و البته دعا



+

رفتم خدمت استادمون  واسه مشورت

بدون اینکه بگم قرآنشون رو باز کردن و شروع کردن به خندیدن!!!

 (وَبَشِّرِ الْمُؤْمِنِینَ بِأَنَّ لَهُم مِّنَ اللَّهِ فَضْلًا کَبِیرًا

 وَلَا تُطِعِ الْکَافِرِینَ وَالْمُنَافِقِینَ وَدَعْ أَذَاهُمْ وَتَوَکَّلْ عَلَى اللَّهِ وَکَفَى بِاللَّهِ وَکِیلًا)

(احزاب47-48)

۹۳/۱۲/۱۰ موافقین ۳ مخالفین ۰
مردی به نام شقایق

نظرات  (۲۱)

۱۰ اسفند ۹۳ ، ۱۱:۲۹ گمـــــــشده :)
با اون قسمت پ.ن به شدت موافقم...چون راستش می خواستم همون پیشنهاد رو بدم...به امید خدا وضعتون که بهتر شد دکترا رو هم می گیرید..:))
پاسخ:
سلام

ممنون

نیازمند دعاتون هستیم.

یاعلی
این روزها تب خارج رفتن و تحصیلات توی دانشگاه های معتبر دنیا بالا رفته.
بذارید منم بگم دیگه. درِ دلِ منم باز شد!
اصرار خانواده برای خوندن دکترا و اینکه فعلا کاری نداری آزاردهندس. البته خودم دوست دارم دکترا بخونم اما از فشارهای زیاد بدم میاد.
و میدونم با دکترا خوندن توی این رشته به هیچ جایی نمیرسم جز اینکه حق التدریس ساعتی5 تومن به ساعتی 7 تومن تغییر کنه! البتهاگر لطف کنن و تا آخر دکترا من بتونم تدریس کنم!
دوست دارم یه راهی انتخاب کنم که توش پویایی باشه، فعالیت باشه، جهاد باشه، رضای خدا باشه. اما نمیدونم چی و از کجا و چطوری!
من درس خوندن رو دوست دارم. اما نه این رشته رو! اگر از همون اولِ اول گذاشته بودن تغییر رشته بدم و برم سراغ فیزیک شاید حال و روزم خیلی بهتر بود.
من به فکر 2 ماه دیگه هستم. وقتی جواب دکترا میاد و من قبول نشدم. واکنش ها و ... عذاب آوره


ای وای اینجا قرار بود در مورد پست شما نظر بذارم. حواسم نبود. خود سانسوری کردم و دیگه چیزی نمیگم. معذرت
پاسخ:
بله درست میفرمایید.

نسل ما یه سری از مشکلات و دغدغه هاشون مشترکه!
حالا خوبیش اینه من حداقل رشتم رو دوست داشتم!

من که دیگه به فکر دو ماه دیگه نیستم!

دکترا ان شاالله سال دیگه.

+
ممنون از تشریف فرمایی و لطفتون
بله تصمیم خوبیه که اوضاع زندگی و مالی رو به یه جایی برسونید و بعد دوباره ادامه بدید
وَ بَشِرِ المومنین...
وَ بَشِرِ الصابرین....
پاسخ:
ممنون از لطفتون.
به امید خدا میریم جلو...

+
میشه نظرتون درباره پست بالارو هم بفرمایید.
سلام
از تجربه خودم بگم، قبل اینکه ارشد بخونم همچین پیشنهادی بهم شد با بهترین امکانات تحصیلی و رفاهی خانوادم مخالف بودن گفتن همینجا بخونم اینجا و اونجا نداره که منم جوگیر شدم و موندم اما پشیمونم، دوستای من با نصف سواده من رفتن اون ور و الان پله های ترقی رو یکی بعدِ دیگری دارن تی می کشن اما من اندر خم یک کوچه موندم باز شما دانشگاه صنعتی درس خوندین که خودش دانشجوی دکترا می گیره یعنی اگه از غول مرحله 1 رد بشین مرحله 2 امکان جذبتون هست
من دوبار مرحله 1 رو گذروندم اما متاسفانه مرحله 2 دانشگاه خودمون که دکترا نداشت دانشگاه های دیگه هم دانشجوی خودشون رو نمی ذارن غربتی بگیرن
من اون موقع که موقعیت کار داشتم تحصیل رو در پیش گرفتم، الان که تحصیلاتم ته کشیده دیگه موقعیت کارم بخاطر شرایط سنی، رشته و خیلی چیزای دیگه به صفر میل می کنه حق التدریس با ساعتی 5-6 تومن تف سر بالاست، هر بار که سر کلاس حاضر میشم همه سالهای تحصیل و زندگیم پتگی میشن و کوبیده میشن رو سرم

به نظرِ من اگه از موقعیت شغلیتون ناراضی هستین، و موقعیت تحصیل تو استرالیا یا کانادا براتون فراهمه همسر و بچه و کار و ... رو بهونه نکنید و اقدام کنید مالزی که مثل ایرانِ خودمونِ به غم غربت کشیدنش نمی ارزه...

دخترعموم همکارِ شما بود 3سال ایران کار کرد، اما نکشید سال گذشته به اتفاق همسرش رفتن لاراس الان راضیه از ادامه تحصیلش از اینکه سوادش رو جایی بکار می بره که براش ارزش قائل هستن

ما ایرانی ها عادت کردیم احساساتی تصمیم بگیریم و همیشه احساسات عاطفی مانع از تصمیم درستمون شده، بنظرم به ریسکش می ارزه...

موفق باشید و هر چی خیرِ همون براتون رقم بخوره

پاسخ:
سلام

آخه تو صنعتی معتقدن که اگه دانشجوی خودشون رو بگیرن میشه توتال ریفلاکس! و این کارو نباید کرد!!!

دقیقا به همین دلیله میخوام اول کارو جور کنم بعد برم واسه ادامه تحصیل.



از وضعیت شغلی ناراضی هستم ولی واقعا بخاطر شرایط خونوادم نمیتونم فعلا فکر خارج رو بکنم!
بهرحال یکی که متاهله باید خونوادش رو تو اولیت بذاره خصوصا اینکه شرایطش خاص باشه و یکی دوماه دیگه بچش هم به دنیا بیاد!


بنده هم این قضیه رو از خیلیا شنیدم ولی خب چه کنم که دست ما کوتاه و خرما بر نخیل....(شرایط!)

ممنون. شما هم ان شاالله موفق باشید و یه موقعیت شغلی که از سواد و استعداد و تواناییتون به نحو احسن استفاده بشه گیرتون بیاد.
چقدر خوب می شد که تو کشور خودمون هم امکانات خارج رو داشته باشیم...

ایه فوق العاده ای بود...
موفق باشید و سربلند
پاسخ:
فعلا که نداریم

سعی میکنیم خودمون ایجاد کنیم تا اونجا که زورمون میرسه!

شماهم.


یاعلی
سلام
احتمال زیاد این چیزی که میگم رو قبول نداری!ولی گره زدن آرمانت به دکترا کار اشتباهیه!مثل گره زدن اقتصاد به مذاکرات و مذاکرات به تحریم!!!!!!!
این سوال رو جواب بده بعد برو دکترا که هیچی فوق دکترا بخون!
قراره بعد دکترا چه کار کنی؟!(از وضع مالی و اعتبار داخل ایران و....نگو که خودم بلدم)
اگه به جواب درستی رسیدی برو خارج از کشور-هیچ ایرادی نداره-هر چند صلاح مملکت خویش...
برا شرکت زدن(تو این زمینه زیاد اطلاعی ندارم ولی ...) هم حواست باشه که 5برابر پولی که میخوای سرمایه بگذاری باید داشته باشی تا 2 سال از جیب بخوری و تبلیغات و....()

پاسخ:
سلام

منو میشناسی که! خودت میدونی ممد جون دکترا آرمان نیست. صرفا یه وسیلست.

دلم میخواست تدریس کنم بعد دکترا...

کار فعلیمو ول نمیکنم. در کنارش اون رو می برم جلو. سرمایه زیادی ندارم. بیشتر سرمایه گذاریم روی تبلیغات و بازاریابیه.

دنبال وامم که سرمایه اولیه رو جور کنم.

ممنون که اومدی

یاعلی
۱۰ اسفند ۹۳ ، ۱۴:۵۴ پلڪــــ شیشـہ اے
سلام علیکم

از همان لحظه ثبت پست که خواندم تا الان توی فکرش بودم. ان شاءالله که فکر می کنم بر می گردم.

و این که چه قدر انتخاب مسیر دشواره. به شدت درگیرش هستیم.

+ اگر چیزی به ذهنمان نرسید هم چنان دعاگوی تان هستیم.
عاقبت بخیر باشید بحق ارباب
پاسخ:
سلام

واقعا لطف میفرمایید

بزرگترین لطفی که میتونید بفرمایید همین دعای خیره که با هیچی نمیشه عوضش کرد.

یاعلی
سلام علیکم
ببخشید من متوجه نشدم اگر امکانات میدن چرا باید خودتون هزینه کنید؟!

پاسخ:
سلام

امکانات رو برای وقتی میدن که شما دانشجوشون باشی.

ولی برای گرفتن اپلای و رفتن اونجا از جیب خودت باید هزینه کنی.

خبر از بلیط کانادا دارید که چند میلیونه؟!
بعضی از دانشگاها صرفا برای اینکه درخواست شمارو بررسی کنن دویست دلار میگیرن و این یعنی حقوق یک ماه من!
خواستم از حیث جهاد علمی نگاه کنم که دیدم شاید بدون دکتری هم میشه جهاد علمی کرد اگ خود فرد بخواد. 

پاسخ:
بله.
خودم رو گول نباید بزنم من تنبلی کردم و برای دکتری نخوندم و این هفته سر جلسه آزمون غبطه خواهم خورد... یک... امیدوارم شما اینجوری نباشی

علی رغم سن کمم 4 سال سابقه تدریس دارم. سابقه بدون بیمه و ساعتی 5000 تومن... یقینا پول کرایه ماشین این سالها و چند جفت کفش میشه برای رفت و آمد ولی یه عالم عشق...

یادم نمیره دانشجوم وقتی stream  رو به عنوان ورودی Drum تعریف کرد (اینقدر ساده) و از ذوق جیغ زد من چقدر ذوق کردم اونجا...
اون دانشجوی عراقی م رو که باباش اومده توی جنگ تحمیلی برای ایران شهید شده بود رو یادم نمیره...
اون دانشجوم رو که توی جاده تصادف کرد و مرحوم شد و فقط یه جلسه بیشتر سر کلاس من نیومده بود رو فراموش نمیکنم...
+ خیلی چیزای دیگه تلخ و شیرین

این ترم توی اکثر دانشگاه های اراک حق التدریس بودم ولی زندگی سخته... کلاسام رو دارم تک تک کنسل میکنم چون وارد صنعت شدم و البته اصلا این یک هفته توی پتروشیمی شازند بهم خوش نگذشته... فردا با تموم خستگی میرم دانشگاه تا نفس بکشم. من از بچگی میدونستم چیزایی رو که دوست داری باید بزودی بدی برن و این قضیه تدریس هم بخشی از اونه...

امیدوارم به زودی زود برسید و برسیم به آمالمون...
کاش ریال و دلار و درهم توی جوامع نبود... کاش میشد بدون پول زندگی کرد...
کاش میشد زندگی کرد... کاش سهم آدما از دنیا به اندازه دنیا بود...


پاسخ:
سلام

الان شما دقیقا کدوم سعیدی؟!!!

+
کاملا حرفاتو میفهمم چون خودم سالها معلمی کردم و لذتش رو میدونم.

فعلا یه نرمش قهرمانانه داریم انجام میدیم در برابر زندگی
ولی ما هیچ وقت تسلیم نمیشیم.

دنیا شاهد خواهد بود که من یه معلم خواهم مُرد. همین.

++
فضای صنعت پول توش هست ولی واسه افرادی با روحیه ی ما خسته کننده و خشک و سرده.
فضای دانشگاه گرم و پویا و لذت بخشه ولی پول توش نیست!!!

واسه همین میخوام کار و عشقم که معلمی و تدریسه از بحث مالیم جدا باشه که بدون چشم داشت بتونم کار تربیتی بکنم.


میرسیم ان شاالله. با لطف خدا وتلاش به آمالمون میرسیم.

میشه زندگی کرد...
ولی با نگرش درست...

دعاگوییم داداش

یاعلی
۱۱ اسفند ۹۳ ، ۰۷:۴۷ منور الفکر
سلام علیکم استاد

+فتوسنتز خیلی قشنگ بود
ولی
غصه ای که فکر همیشه مشغولم برای نخبه های کشور میخوره رو اول صبحی بجونم انداختین-

اپلای که برگشت نداره پس حق ندارید حتی فکرشو بکنید.اینو کاملا جدی گفتم.به سایر دوستانتونم بگید.واقعا به عنوان یک ایرانی هیچوقت نمیبخشمشون

شرکت زدن و باردهی مالیش فکرکنم بیشتر از یکسال ازتون زمان بگیره(نوشته بودین دکترا باشه برا سال بعد)

همه حرفاتون قبول فقط یه سوال دارم
ش.شهریاری بودن یا علیمحمدی که تا تهشو همینجا خوندن و رشته دکتراشو خودشون راه انداختن.یادم نیست منتها یعنی ایشون بچه پولدار بودن؟

اگه برید صرفا برای ادامه تحصیل که بعدش زودی برگردین، بازم وبتونو آپ میکنید دیگه؟

حرف خدا قشنگ بود.آرومتونم کرد؟

گشایش تمام گره ها در فرج صاحب است
اگه آقا بیان هم میتونید همینجا توبهترین شرایط ادامه بدین درسو
هم بهترین کار فراهم شه براتون و بهترین شرایط برای خانواده تون
هم کابوسای هرماهتون تموم میشه

+ نماز امام جواد علیهم السلام و زیارت ایشونو زیاد بخونید
پاسخ:
سلام علیکم.

بستگی به نوعش داره. برگشتن داره ولی اگر فرد قوی باشه اونا نگهش میدارن و طرف وقتی شرایطو میبینه ناخودآگاه میمونه اونجا.
بنده این رو برای خودم میتونم قبول کنم ولی به کسی نمیتونم پیشنهاد کنم!!!
شرایط واقعی زندگی چیزی غیر از اینه متاسفانه!

الان اون دوست بنده که دکترای هسته ایش رو امسال میگیره و بیکاره و زن و بچه داره بنظر شما به عنوان یه ایرانی  باید چیکار کنه؟!!!
همون فتوسنتز!

+
شرکت زدن اوایلش خیلی وقت گیره خصوصا اینکه آدم دست تنهاست.
راه که افتاد و کارا رو روال افتاد آدم چند تا نیرو میگیره و با کمک اونها کار رو گسترش میده.لذا از فشارش کاسته میشه.

هر وقت وضعیت مالیم بهتر شد سراغ دکترا میرم. فعلا نمیتونم!
فکر هم نمیکنم تو این تصمیم مشکل از من باشه چون خدا از نیت من آگاهه! شرایط جامعه این اجازه رو بهم نمیده و من هم بجای غر غر کردنای الکی و القای حس نسل سوخته و این چیزا به لطف خدا دست به کار شدم که خودم خودم رو ازین وضع دربیارم البته بازم میگم به لطف خدا(وگرنه ما که عددی نیستیم تو این عالم بخوایم کاری بکنیم کلن)

نه بچه پولدار نبودن. ولی یه نیگاه به سن و سالشون بندازید.
تعداد هیئت علمی های زمانشون رو ببینید. وضعیت کار و شغلشون رو ببینید. البته جهاد علمیشون رو هم ببینید.
بنده موظفم همون راه این بزرگواران رو برم. اما برای جهاد یا جنگ علمی نیاز به پشتیبانی و لجستیک هست.
خب وقتی شرایط جامعه این پشتیبانی رو واسه منی که میخوام جهاد کنم فر اهم نمیکنه حالا به هر دلیلی ، خب ناچار میشم اول خودم برم دنبالش! وقتی شرایط اولیه رو جور کردم بعد میرم سراغ اصل کار...


با توجه به شرایط خونوادم فعلا قصد ادامه تحصیل خارج از کشور رو ندارم. وب رو هم اگه زنده بمونیم و خدا صلاح بدونن بله.


حرف خدا همیشه آروممون میکنه. اگه حرفای خدا نبود که الان به ذرات زیر نانومتری متلاشی شده بودیم!

آقا بیان همه چیز عوض میشه. ما به همین کارامون ادامه میدیم ولی در مقیاس جهانی.

+
ممنون

اللهم عجل لولیک الفرج

یاعلی  
سفر ایتالیا، اقامت استرالیا، درس خوندن امریکا.
خدا رو شکر کن که مثه من تازه بعد از ارشد مجبور نبودی دو سال از عمرت رو بری سربازی.
عضویت هیات علمی هم فقط نیاز به پارتی داره. تدریس غیر از هیات علمی هم پولی توش نیس. قاعدتا خودت میدونی. اگه رشتت طوریه که می تونی خارج از دانشگاه کار کنی بسم الله. دکترا تو ایران فقط اسمه و اعتبار توخالی.
پاسخ:
سلام

ببخشیدا! ولی ما قبل ارشد رفتیم سربازی! این همه از خاطرات سربازی واست گفتم یادت نیس واقعا؟!!!

خداروشکر مهندسی شیمی مثه آچار فرانسس.
همه جا و تو همه چیز کاربرد داره.

بنده هم به همین تصمیم رسیدم.
فقط چیزی که هست این همه کار تحقیقاتی و مقاله و پروژه و ....

حس میکنم هدر رفته!

یاعلی
فقط حس نکنید عمرتون.تلاشاتون.انگیزه هاتون به هدر رفته.این خواسته ایه که آقا همیشه بهش اصرار میکنن یقینا چون متوجه شرایط بچه های نخبه ش هست و این تاکیدشونه فقط امثال شما و دوستانتون درک میکنید
ماکه جز دعا کاری ازمون برنمیاد ولی شما یه قدم هم از ثم استقاموا کوتاه نیاین...
پاسخ:
هدر رفتن نه به اون معنا

ما برای رسیدن به نون و نوا این کارارو نکردیم

خداروشکر اساتیدی داشتیم که همیشه راه درست رو بهمون نشون دادن و وادارمون کردن که وظیفه گرا باشیم نه نتیجه گرا

لذا تو هر مقطع سعی کردیم بهترین باشیم نه بخاطر خودمون که در واقع خودی وجود نداره. همیشه دنبال پیشرفت اسلام و کشور بودیم.

این شرایطی هم که الان توش هستیم یه مدل دیگه از امتحاناس.

پیشخودم فکر میکنم اگر کسی با وجود این شرایط بتونه مبارزش رو ادامه بده هنر کرده وگرنه تو شرایطی عادی که رزمندگی کاری نداره که!(البته تو شرایط عادیش هم سخته خدایی!)

لذا همه ی جهت های زندگی امثال ما تنظیم شده واسه اجرای دستورات رهبر. نه تو حرف و شعار و این صوبتا...

اگر صد نفر فقط صد نفر تو کشور پیدا بشن که با جون و دل و از سر اخلاص فرمایشات ایشون رو عمل کنن نه فقط شعار بدن بند مطمئنم وضعیت کشور درست میشه. فقط صد نفر!

ما به لطف خدا هیچ وقت از ثم استقاموا کوتاه نمیایم.
ما به دنبال نظم نوین جهانی با محوریت حکومت خدا بر زمین هستیم. پس حالا حالاها کار داریم تو دنیا

حالا حالاها باید بجنگیم و بمونیم تا زمین خوردن گردن کشای دنیارو به دست خودمون ببینیم و به آرزومون برسیم.
ان شالله...

+
درباره کامنت خصوصی و هوش و اینا هم بنظرم اینجوری نفرمایید. خودش یجور ناشکریه!
شاید باورتون نشه ولی همیشه حسرت بچه های علوم انسانی رو داشتم هر چند خودشون هیچ وقت اینو درک نمیکنن و فکر میکنن مهندسی خیلی بهتره!

بچه های انسانی حکم همونایی رو دارن که تو جنگ احد اون تنگه رو محافظت میکردن. اگر خوب کارشون رو انجام ندن مایی که تو خط مقدم هستیم هرچی هم تلاش کنیم تهش شکست میخوریم.

پس مطمئن باشید تو تک تک پیشرفتهای کشور نه تنها سهیم بلکه عامل هستید

موفق باشید بحق مادرمون حضرت زهرا
یاعلی
سلام
بعد مدت ها اومدم و این پست رو دیدم.
هیچ حرفی درباره ی هیچ جاش ندارم
فقط از ته دلم خوشحال شدم و تبریک میگم بهتون بخاطر تو راهی!
واقعا خوشحال شدم.
امیدوارم حال خانومتون هم خوب باشه.
موفق باشید.
پاسخ:
سلام

ممنون که تشریف آوردید

دیگه کم کم یادمون رفته بود شمارو!

ممنون
لطف دارید

انش الله هرجا هستید موفق و سربلند باشید

یاعلی
سلام
من برا نظر دادن درمورد این پست خیلی بچه م.
فقط دعا میکنم به حق پهلوی شکسته ی مادرم که خونواده ی 3نفره تون سالم باشید و خدا از فضلش، بی نیازتون کنه و بهتون حکمت بده.
پاسخ:
سلام
اختیار دارید این چه فرمایشیه!

شما بزرگوارید

از لطفتون ممنون

خدا خیرکثیر بهتون بده
سلام
بله دقیق نه ولی حدودش رو میدونم.
اگ میشد هزینه کرد رفت و بعد برگشت بهتر نبود به نظرتون؟ وام گرفت قرض یا..
نمیدونم. با شرایطی که گفتید خب برید اولویت اوله البته به شرطیکه برگردید ان شاالله. اگ هیچ رقمه نمیشه خب کار کنید بهتره.
+ من یک صحبتی داشته باشم متوجه هستم که میگید حقشونه زندگی خوبی داشته باشن اما بعضی خانمها با جون و دل حاضرند با خیلی شرایط کنار بیان. 
++ شخصی میگفت وقتی که خیلی  گیر میکنم میگم خیر به زبون پدر مادرمه، صد بار استخیرالله میگم  میرم ازشون نظر میپرسم. هرچی گفتند انجام میدم و حتم دارم خیر همون هست. نظر رو میپسندم قبول هم دارم.
پاسخ:
سلام

خب همون حدودش هم واسه یکی مثه من زیاده!

اگه میشد هزینه کرد بله خوب بود ولی فعلا که نمیشه هزینه کرد!

+
بله درست میفرمایید. خانوم ما هم با شرایط کنار میان خدایی ولی خب واسه خود من بده اینجوری!

++
ما وقتی گیر میکنیم ازشون میخوایم دعامون کنن
د رکمتر از 24 ساعت قضیه حل میشه!

خدا همه پدر مادرارو حفظ کنه

یاعلی
واسه همین میخوام کار و عشقم که معلمی و تدریسه از بحث مالیم جدا باشه که بدون چشم داشت بتونم کار تربیتی بکنم.
 این حرف خیلی خوب بود. نظر قبلم رو به جز قسمت پدر و مادرش کمرنگ میکنم.

+ تصمیم الانتون من حیث وجوب ذی المقدمه واجب، تصمیم عاقلانه و خوبیه. خودتون بهتر از هر کس شرایطتون رو درک میکنید . میدونید.
ان شاالله همیشه موفق باشید.
خانم بچه ها هم براتون حفظ بشن.
پاسخ:
اینی که فرمودید (من حیث نمیدونم چی چی) بالای دیپلم بود! ما نفهمیدیم ینی چی!

لطف دارید شما

ان شاالله ما هم واسه خانوم بچه ها حفظ بشیم!!!

:)
۱۴ اسفند ۹۳ ، ۱۲:۴۷ مامان منتظر
سلام
پی نوشت آخر، دیگه جای هر مشورتی رو گرفت!

مبارک باشه.....

ما رو هم دعا کنید.....
پاسخ:
سلام

خب حالا شما بفرمایید

بهرحال نظرات بزرگواران روی تصمیم های بنده تاثیر داره
۱۸ اسفند ۹۳ ، ۱۷:۱۵ پلڪــــ شیشـہ اے
سلام علیکم

رفتن حقیقتاً هزینه زیادی می طلبه! مگر این که فرد مجرد باشه و اهل و عیال نداشته باشه. یکی از اقوام مجردی رفتند 6 ماه فرانسه. بنده خدا همه اش نون باگت و پیاز خورده بودند و توی یک زیرپله ساکن بودند.

البته اگر کسی هزینه داشته باشه خودش بره چند ماهی بعد بتونه هزینه ای جمع و جور کنه تا خانواده اش هم برن پیشش می شه ولی خب نمی دونم دخل و خرج اون طرفا چه مدلیه.

- ی سوال. بورسیه نمی شه بشید؟ البته اصلن نمی دونم الان دارم در مورد چی صحبت می کنم چون اطلاعی ازش ندارم.

ان شاءالله که سرانجام بهترین راه رو خداوند به ذهن تون بنشونه.
عاقبت بخیر باشید جمیعاً
پاسخ:
سلام

هزینه ها بالاست و فرد باید حتما پشتیبانی داشته باشه وگر نه به مشکل بر میخوره.

+
بورسیه؟!!!
اونم تو این اوضاع؟!!

ما هم که ریش داریم و در هر صورتی اگر بورسیه بشیم وصلمون میکنن به جریان بورسیه ها و ما ادراک مالبورسیه!!!

ممنون از لطفتون

شمام همینطور

یاعلی
کلا ادم ماندگاری در یاد ها نیستم ظاهرا :))
مشغله به حدی شده که ماهی 2 بار هم لپ تاب روشن نمیکنم! 
التماس دعا
پاسخ:
ان شاالله هر جا باشید موفق باشید

ما پیگیر درس و فعالیت هاتون بودیم. چند بار هم پرسیدیم. دیدیم جواب ندادید گفتیم شاید نمیخواید کسی بدونه.

بار سنگینی به دوش شماست به عنوان نخبه

واسه همین هم سرنوشت و آینده شما واسه امثال بنده بسیار مهمه.

ان شاالله موفق باشید همیشه

یاعلی
۲۲ اسفند ۹۳ ، ۱۳:۱۱ محمد زارعی
سلام آقا علیرضای گل
اول تبریک میگم که داری بابا میشی.
خوشحال شدم وبلاگت رو دیدم.
نظرت کاملا درست بود.
یکی از اساتید ما ابتدا با لیسانس وارد مس سرچشمه میشه و بعدش که وضع مالیش خیلی خوب شد میره مالزی و بعد سنگاپور.
الآن برگشته و راحت هیئت علمی و معاونت اداری و مالی دانشگاه (صنعتی اراک) و عضو اتاق صنعت و معدن استان و مشاور استاندار شده.
به نظرم زیاد فکرت رو مشغول دکتری نکن. تازه اگر دکتری بگیری باید بیفتی دنبال همین کاری که الآن داری میکنی. یعنی ثبت یک شرکت البته تحقیقاتی.
چند رو پیش یک حدیث از امام علی خوندم که مضمونش این بود که کسی استواری رأی داره که قدرت یا ثروت داشته باشه. بدون اینها باید شما هر روز استراتژی و اهدافت رو تغییر بدی ولی در صورتی که قدرت لازم رو داشته باشی این شما خواهید بود که میتونید شرایط رو تغییر بدید. میدونم فرد آرمان گرا و در عین حال واقع بینی هستی بنابراین پیشنهاد میکنم تا زمانی که به یک ثبات نسبی در وضعیت زندگیت نرسیدی اقدام به ایجاد چالش جدید نکن. دکتری خوندن برای شما مثل ازدواج کردن کسی میمونه که میخواد کنکور بده.
موفق و پاینده باشی.
پاسخ:
سلام

بح بح مخلصیم استاد

حرفاتون همه حق

نظر حقیر هم همین بود

مطمئنن خدا بد بندش رو نمیخواد

پس با توکل به خودش با آغوش باز
میریم به استقبال سختی ها
یاعلی

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">