مردی به نام شقایق

ای دل نگفتمت نرو از راه عاشقی / رفتی بسوز کین همه آتش سزای توست...

مردی به نام شقایق

ای دل نگفتمت نرو از راه عاشقی / رفتی بسوز کین همه آتش سزای توست...

مردی به نام شقایق

از درد سخن گفتن و از درد شنیدن
با مردم بی درد ندانی که چه دردیست!

***

شقایق وحشی آزاده است و تعلقی ندارد.

در دشتهای دور، لابه‌لای سنگها می‌روید و به آب باران قناعت دارد

تا همواره تشنه باشد و بسوزد.

داغدار است و گلبرگهای سرخش را نیز گویا به خون آغشته‌اند.

شهید نیز آزاده است و فارغ، قانع، تشنه، سوخته دل و داغدار و غلطیده در خون

اما میان این دو چه نسبتی است؟

*******
اگرچه برگهایی زرد دارند
و در دل شعله هایی سرد دارند
کسی اما نمیفهمد که یک عمر
"شقایق"ها دلی پر درد دارند...
******
به ظاهر مرد:.متاهل:.
کارشناسی مهندسی شیمی
ارشد مهندسی هسته ای
صنعتی اصفهان:.

مدیر مهندسی یه پتروشیمی تو جنوب کشور فعلا!:.
متاسفانه ساکن تهران!

فقط حسین...
همین.

بایگانی

آخرین مطالب

پربیننده ترین مطالب

محبوب ترین مطالب

  • ۰۷ مهر ۹۵ ، ۱۶:۴۱ 7مهر

آخرین نظرات

پیوندها

تهران و ما ادراک ما تهران

يكشنبه, ۲۲ آذر ۱۳۹۴، ۰۳:۰۷ ب.ظ

سلام خدمت همه ی دوستان عزیز و بزرگوار


ان شاالله که حال همه خوب باشه به برکت ولایت اهلبیت و روز بروز هم بهتر بشه به برکت اطاعت از این بزرگواران.


بالاخره غیبت صغری به پایان رسید و ما رسیدیم که سری به کنج دنج خودمون بزنیم و از شرمندگی دوستانی که این مدت اینجا تشریف آورده بودن در بیایم.


بله. متاسفانه اونچه نباید میشد شد و شکی نیست که خیر بنده در این بوده و بدون شک خدا برای بنده اش هیچ وقت بد نمیخواد.


تو زندگی آدم بعضی وقتا ناچار میشه از روی ناچاری و ناچارا تصمیم هایی رو بگیره!

یکی از این تصمیم هارو هم ما این چند وقت گرفتیم و در پی این تصمیم ناچار شدیم شهر عزیزمون اصفهان رو ترک کنیم و به تهران نقل مکان کنیم تا بتونیم تو پوزیشن شغلی جدید انجام وظیفه بنماییم!


بالاخره پس از کش و قوس های زیاد دست زن و بچه رو گرفتیم و اومدیم تهران! 

به لطف خدا مسئولیت مهندسی پتروشیمی تولید فرمالین قشم رو به بنده دادن و تقریبا یک ماهه که مشغول شدیم در این سمت جدید و در محیط جدید و در شهر جدید و کلا همه چیز جدید!!!

لذا این مدت تو منزل نت نداشتیم و سر کار هم اینقدر مشغلاتمون زیاد بود که وقت نداشتیم سری به اینجا بزنیم ولی خب خداروشکر کم کم اوضاع داره منظم تر میشه و ان شاالله دوباره به روال قبل بر میگرده.


راستش فکرش رو نمیکردم تهران اینقدر بد باشه!

شاید به خاطر اینه که هنوز بهش عادت نکردم ولی هر طور حساب میکنم من با این شهر غریبه ام!

انگار اخلاقیات بکلی مُرده تو این شهر! ارزشهای انسانی هیچ رنگ و بویی ندارن!

اوج امانیسم و شهوت گرایی...

اوج بی تفاوتی و سردی...

اوج بی اخلاقی و خشونت...

اوج بی فرهنگی و فرنگی مابی...


صبح به صبح با مترو رفتن سر کار اونم با تحمل فشار شب اول قبر، شب هم با همون حال برگشتن شده برنامه هر روزه!


این وسط من موندم که بچه ام رو تو همچین محیطی چطور باید بزرگ کنم...


پ.ن:

تنها چیزی که باعث شد از پدر و مادر و استاد عزیزم

و از شهر خوبم دور بشم این معظل کار لعنتی بود!


ولی به لطف خدا به زودی بر میگردم اصفهان.

ینی شک نکنید...


حتی اگه شده جنازمم برگردونن نمیذارم تو تهران خاکم کنن! (آیکون ناسیونالیستی مفرط)


ان شاالله بزودی از تجربیات جدید! اینجا مینویسم.


دعابفرمایید که سخت محتاجم.

۹۴/۰۹/۲۲ موافقین ۴ مخالفین ۰
مردی به نام شقایق

نظرات  (۲۰)

۲۲ آذر ۹۴ ، ۱۶:۰۹ بهار نارنج

سلام

ان شاءالله هرچی خیر و صلاحه براتون رقم بخوره.

بله دقیقا تهران همونطور که وصف کردینه

فقط نمیدونم آدمهای خوب چطور تحمل میکنن اونجا رو..

پاسخ:
سلام

ممنون.
ان شاالله به دعای شما خوبان.


نمیدونم چی بگم.

سخته زندگی کردن اینجا!
۲۲ آذر ۹۴ ، ۱۶:۳۳ عباس زاده
سلام علیکم مومن
حلول ماه ربیع بر شما مبارک
عزاداریهاتون هم قبول ان شاالله
اگه من جای شما بودم سریع برمیگشتم اون بهشتی که توش بودم (لبخند)
یعنی اگه کسی رو داشتیم که میرفتیم از تهران (لبخند)
عاقبتتون بخیر به حق حضرت ابوتراب
پاسخ:
سلام علیکم

ممنون. بر شما هم مبارک ان شاالله



والا خیلی دلمون میخواد!
حیف که نمیشه.
اما به محض اینکه بشه عملیش میکنیم  ان شاالله...

+
ان شاالله اگر صلاحتون بود یکی رو پیدا کنید که باهاش تشریف ببرید از تهران!(لبخند)
چشممنون به جمال دانشمند هشته ای عزیز بلاگ روشن شد
انشالله روزهای خوبی در تهران در انتظارتون باشه
تهران برای منم شهر کابوس هاست
اونقدر کابوس که ترجیح میدم برای ادامه تحصیل و شغل و ... راهی بلاد کفر بشم تا اینکه برم تهران :|
+ انشالله با موقعیت شغلی بهتر به مهد فرنگ ایران اصفهان بر می گردین
پاسخ:
سلام

شما لطف دارید به ما جدن. خدا حفظتون کنه ان شاالله.


گذراست...
داریم به لطف خدا دوره ی گذرایی از زندگی از طی میکنیم.

ان شاالله بتونیم واسه کشور مفید باشیم. بقیه سختیا و ناملایمتیاش مهم نیس!

+
مهد فرنگ؟!!!

:/
سلام برادر

کار نو و همه چیزای نو مبارک

ماه ربیع هم هم مبارک

عزاداری ها قبول
پاسخ:
سلام بر عزیز دل

ممنونم

ایام شما هم مبارک باشه ان شاالله

دعابفرمایید بتونیم تو کار نو خدمت کنیم.
۲۲ آذر ۹۴ ، ۱۸:۵۰ گمـــــــشده :)
ان شاالله که تو شغل جدید موفق باشید و شاد.
منم موافقم زودی برگردین اصفهان که هیچ  جا وطن خود آدم نمی شه...:))
پاسخ:
ممنون

بله. خصوصا اینکه وطن آدم اصفهان باشه :)

+
خداروشکر همه یادشون رفت شیرینی بخوان!
سلام
بالاخره برگشتید.
الحمدلله که حالتون خوبه.
.
.
تهران با همه ی مشکلات و همه ی دوندگی هاش خیییییلی خوبه .
شاید حرفم خیلی براتون قابل درک نباشه چون علاقتون به تهران گویا صفره ؛
من... یک هفته از تهران دور باشم کللللی دلم براش تنگ میشه :/

با اینکه از شلوغی هاش متنفرم ولی خب
بین همین شلوغی هاش گاهی یه آرامشایی پیدا میشه که خستگی همش رو از تن آدم بیرون میکنه.
.
.
تهران هستید هم زندگی کنید :)
زندگی رو موکول نکنید به وقتی که برگشتید به دیارتون...


یا علی.
پاسخ:
سلام

بله بالاخره!

خدایی بی اینترنتی هم عذاب سختیه!


خو شما حق دارین. اینجا بزرگ شدید. خوبیهاش رو دیدید. ازش خاطره دارید.

فضایی که ما توش بزرگ شدیم با فضای ماشینی اینجا خیلی سازگار نیس.
شاید واسه همینه که یکم طول میکشه آداپته بشیم.


+
امیدمون به خداس

هرجا باشیم بنده اونیم. پس فرق نداره
ان شاالله تهران هم زندگی میکنیم به لطف خدا.

ممنون بابت حس مثبت نوشته تون.
یاعلی
سلام

تبریک بخاطر کار جدید..

وای...من دارم راضی میشم بیام تهران... با این توضیحات همون مقدار کم رضایتمم از بین رفت :-(

موفق باشید
پاسخ:
سلام

موچکرم.

دلیل تهران اومدنتون اصله کاره!

اگر واسه خداس هیچ موشکل و دوشواری نداره...
۲۲ آذر ۹۴ ، ۲۲:۳۳ فیروزه ای
سلام استاد گرامی
هر چی هست خیره ان شالله
الان من چکار کنم که آقای نامزد تهران کار میکنه و باید برم اخرش تهران زندگی کنم؟
شک که داشتم با این پست فکر کنم باید یه تصمیم دیگه درمورد زندگیم بگیرم
پاسخ:
علیکم السلام

مطمئنن خیره

هیچی... اگر آقای نامزد مرد زندگیه و هم کفوتونه تا اون سر دنیا هم که رفت باهاش برید و از زندگیتون لذت ببرید...

مهم اینه که آدم کنار عزیزانش دلش خوش باشه و بندگی خدارو بکنه.
جاش مهم نیس

هر چند شرایط محیطی هم خیلی موثره ولی خدا جبران کنندس...

+
راستی تبریک!
ان شاالله خوشبخت بشید و باشید

شما و همه دوستان بزرگوار اینجا
سلام
خداقوت
واقعا که وما ادراک ما تهران.
یه شهر بی روح سرد افسرده.
من هم چندی پیش اونجا دانشجو شدم اما بیشتر از یک ماه نتونستم تهران رو تحمل کنم فلذا پایتخت رو به مقصد اصفهان زیبا وداع گفتم.
خدا صبرتون بده.
ان شاالله الخیر فی ما وقع
پاسخ:
سلام

عه. چرا؟

دانشجویی که زود میگذره که!

هر چند بازگشتتون به اصفهان رو کاملا درک میکنم اما واسه یکی دوسال میشد تحملش کنیدا!

الخیر فی ما وقع

ان شاالله تو اصفهان موفق تر باشین.

یاعلی

سلام

خوش اومدین به تهرون

البته تهرون بد هست ولی نه اینقدرا که میگین

یعنی فکر میکنم همون رگ ناسیونالیستیتون ورم کرده

وگرنه فکر نمیکنم ازین لحاظا که گفتین چندان فرقی با اصفهون شما داشته باشه مخصوصا تو زمینه حجاب و این صحبت ها

و بدونید هرجا خیلی بدی باشه، خوبی هم داره

و تهران خوبی کم نداره

باید فقط بگردین پیدا کنید

محله های خوب

آدمای خوب تر

کلاسای درس اخلاق فوق العاده

هیئت های مشتی و ....


علی الحساب یه عکس از گل دخترتون برامون بذارید دلمون تنگ شده براش


+ حتما تهران دوست و آشنا دارید

ولی اگه کاری کمکی بود خوش حال میشم انجام بدم...

پاسخ:
سلام
ممنونم از محبتتون.

بله فرمایشتون صحیحه.

هم رگ ناسیونالیستی هم عادت نداشتن هم.... خب خدایی چیه تهرون آخه!!!


تو زمینه حجاب و اینا که دیگه روستاهامون هم مثه تهرون شده ولی خدایی یه چیزایی من تهرون دیدم که هیچ جا نیس! واقعا نمیتونم توضیح بدم!!!

+
بله خب.
خوبیهاش هم زیاده ولی گمه.

دقیقا یکی از خوبیهاش مسجد صفاست که ما از عمد منزلمون رو آوردیم نزدیکش.

دعا بفرمایید تو این شهر غریب خدا ارتباط با خوبان رو نصیبمون کنه.

+

اختیار دارید
خدا شما رو حفظ کنه

لطف دارید به حقیر



بعدن نوشت:
ببخشید بابت اشتباه بنده
جسارت نباشه یه وقت.

خدا خیر بده به حضرتعالی
۲۳ آذر ۹۴ ، ۱۴:۲۱ ﺳﺎﺋﻞ ....
اینجا، چون جایی نبود برای تبریک
جا داره به فیروزه ای عزیز تبریک بگم
مبارک تون باشه خواهر گلم
توی دعاهام بودین همیشه
ان شا,الله خوش بخت و عاقبت بخیر بشید و سرباز و سرباز پرور حضرت حجت
پاسخ:
بله

میگم میخواید زحمت شیرینی و این صوبتارو هم همینجا بکشید؟

+
ما نمیدونیم قضیه چیه ولی خب تبریک میگیم!
سلام فرمانده

مجددا کار و موقعیت جدید رو تبریک میگم خدمتتون
این مدت ما هر سری آمدیم کنج دنجتون نبودید.جایی هم نبود که روش بزنم"آمدم نبوذید"و این صوبتا

هرچند دوری از دلبستگیها سخته اما همین که کلی آذم رو بزرگ میکنه یعنی یه اتفاق خوب

ان شاءالله با عینک خوش بینی بتونید روزهای خوبی رو در تهران شلوغ داشته باشید


پاسخ:
سلام
(کاش ازین لفظ استفاده نمیکردید! واقعا معذب میشه آدم. ما کجا و این حرفا)


ممنون. لطف شما مستدام

این مدت خیلی اتفاقات نادر و جالب افتاد واسه ما. ان شالله وقت شد میگم چند تاشو هم واسه خنده دوستان هم عبرت آموزی!

دوری از دلبستگیها سخته ولی اونچه که برای من سخت تر از همه است دوری از استادمونه.
تو تمام لحظه هایی که با هم بودیم و لذت میبردیم از معاشرت با ایشون همیشه نگران روزی بودم که نتونم خدمتشون برسم و دقیقا سرم اومد!

ان شاالله

ما اومدیم واسه تغییر

اگه لازم باشه جو اینجارو هم عوض میکنیم به لطف خدا

از اصفهانیا هیچی بعید نیس!!!!

سلام
شهر شماهم اگه پر بشه از شهرستانی ها و اقوام مختلف که فکر کنند اینجا اخلاقیات مرده و هر کاری خواستند انجام بدند....

پاسخ:
سلام

دقیقا یکی از دلایلش همینه

البته شهر ما هم پر شده! ولی بواسطه ی فرهنگ قدیمیش تا حدودی بیشتر از تهران شاخصه های فرهنگی و اجتماعیش رو حفظ کرده.

+
چند وقت پیش تو مترو دعوا شد. من جداشون کردم.
بعد که فضا آروم شد با یکی از اون بندگان خدا شروع کردم به صحبت کردن اونم با لحجه غلیظ اصفهانی.

گفت بچه شهرستانی؟
گفتم نه!
بچه اصفهانم


خندید
گفت ینی اصفهان شهرستان نیس؟ پس ما شهرستانی هستیم؟

گفتم والا چی بگم! ما اصفهانیا اون تهرانیای اصیل رو شهرستانی میدونستیم همیشه! شماها که از در و دهاتاتون اومدین و ادای تهرونیا رو دارین در میارین رو دیگه نمیدونم باید چی گفت!

بنده خدا کلی خندید.....

گفت الحق که شما اصفهانیا ناسیونالیستین!!!
:)
”ﻣﯿﮕﻢ ﻣﯿﺨﻮاﯾﺪ زﺣﻤﺖ ﺷﯿﺮﯾﻨﯽ و اﯾﻦ ﺻﻮﺑﺘﺎرو ﻫﻢ ﻫﻤﯿﻨﺠﺎ ﺑﮑﺸﯿﺪ ؟”

نه
همین که شما از زیر بار شیرینی کارتون در رفتین بسه
عجبا
پاسخ:
واقعا جواب قانع کننده ای بود


من دیگه صحبتی ندارم
:/


+
بابت اون مورد هم واقعا ممنون
حتما پیگیری میکنم

سلام فرمانده

اگر از این عبارت استفاده میکنم به این دلیل هست که وقتی شما رو بواسطه فعالیت مشترکمون فرمانده خطاب میکنم احساس میکنم هم خودم وسط میذون جنگ هستم و هم شما...
و این تنها چیزی هست که تحمل خیلی از شرایط و سختی های حرکت دراین مسیر رو برای بنده آسون میکنه.
و این تنها دلیلی هست که سعی میکنم همه جوره مراقب نحوه گذروندن وقتم توی رندگی خوابگاهی باشم
و این تنها دلخوشی من هست برای رسیدن به ....

فکر میکنم یاد آوری مکرر خیلی از چیزهایی که سنگینی این کلمه باخودش داره برای من لازمه- شما رو نمیدونم :)


پاسخ:
سلام

بنده متوجه منظور حضرتعالی هستم ولی این کلمه چنان بار سنگینی روی دوش من میذاره که تحملش برام ممکن نیست.

شاید همسنگر مناسب تر باشه.

این جریان تنها امید ما واسه ادامه دادنه و به همین واسطه هم خدا کمکمون میکنه که به اون چیزی که میخوایم برسیم ان شالله بزودی.

یادآوری این موضوع بسیار برای بنده هم مهمه تا جایی که تصویری که پدر شهید احمدی روشن به بنده هدیه دادن رو به دیوار اتاق زدم که هر روز جلوی چشمم باشه.

خصوصا اون جمله اش که با خط خوش نوشتن و امضا کردن:

تقدیم به فرزند عزیزم...
امضا:احمدی روشن


+
حاج رحیم گفتن به همه بچه هاتون(بخونید همسنگرای جبهه جهاد علمی، شاخه هسته ای!) بگو هر شب دعاشون میکنم.


و برای ما همین بس... واسه ادامه دادن...
واسه سر پا موندن...


حس حضرتعالی کاملا برای بنده ملموس و قابل درکه

ولی قبول بفرمایید تو این راه پر خطر فرمانده کس دیگه ای هست...

+
ای که مرا خوانده ای راه نشانم بده...
۲۵ آذر ۹۴ ، ۱۳:۱۱ آبجی خانوم
سلام علیکم
ان شاءالله که این هجرت سرشار از خیر و برکت باشه براتون.

پاسخ:
سلام

موچکرم

لطف فرمودید
مهد فرنگ : همون فرهنگ :)))

"خداروشکر همه یادشون رفت شیرینی بخوان!"

والا من شخصا به نیت شیرینی اومدم ولی اونقدر شما غر زدید تو پست روم نشد :))))))))
پاسخ:
احسنت

بالاخره یه نفر پیدا شد از پشت پرده ها خبر بده!

الحق که استاد دانشگاهی مقامی شایسته ی شماست!!!

+
همچنان به رو نشدنتون ادامه بدید.
پس بالاخره بچه تهرون شدی :)

ضمنا باصفاها میرن صفا! فیض میبری یاد ما هم باش عامو

فکر کن مثلا یه روز تو اون شلوغی صبح مترو رخ به رخ بشیم با آقا شقایق ;)
پاسخ:
سلام

وا! خدا نکنه بچه تهرون بشیم! فعلا مهمون تهرون شدیم اونم موقت!!!


+
فکر کن
چه شود...

بساط خندتون تا شب فراهمه!
سلام همسنگر

اخوی آدمو خوب خلع سلاح میکنیدهاااا
حیف که زمان جنگ نبودید   :)

+ان شاءالله خدا همه حامیان حقیقی عزت و پیشرفت کشور رو حفظ کنه...
ان شاءالله بتونیم توی این راه ثابت قدم بمونیم

التماس دعا

پاسخ:
علیکم السلام


خداروشکر که زمان جنگ نبودیم.

معلوم نبود کدوم ور باشیم!


+
ان شالله به دعای شما خوبان

آقا نیایید تهران !تا تهران هم جای نفس کشیدن داشته باشه!تهران هم تهران میموند اگر انقدر مهاجرت نمیشد بهش.
بدم میاد از این اخلاق(.....داشتن) بعضی دخترهای اصفهانی دانشگاه که ظاهرا ویروس داشته به پسرهای اصفهانی هم منتقل شده!
اصفهان و دیگر هیچ!
فک میکنم تعارف کردید اصفهان نصف جهان و الا میگفتید کل جهان!!!!
دوست اصفهانی  داشتم که میگفت خیلی جاها عمدا اصفهانی حرف میزنم!!!!!
به عقل من نمیرسه والا!
من اصفهان رو با همه زیباییهاش به خاطر این رفتار های فخر فروشانه ای که توش دیدم دوست ندارم .هواش سنگینه برام.
این بود تجربه اصفهان نشینی من!

پاسخ:
بله همینطوره. اتفاقا یکی از مشکلات این شهر مهاجرت های زیاده که بافت فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی و کلا همه چیزشو تحت تاثیر قرار داده.


این ویروس نیس که! ناسیونالیستی تو ژنشونه داداش! :)

البت این ناسیونالیستی ما بیشتر بابت مزاح و شعف دوستانه وگر نه همه میدونن برای ما همه جای ایران سرای من است (البت اصفهان خونه مونه!)

درباره اینکه کل جهانه یا نصف جهان نظرات دانشمندان متفاوته ولی بنده شخصا به گزینه ی اول اعتقاد دارم! :)

+
این اصفهان نشینی شما جزو نعمتاییه که خدا بهتون داده ها! قدر بدونین خدایی... ؛)

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">