دوشنبه, ۱۹ آبان ۱۳۹۳، ۰۲:۳۲ ب.ظ
تلخ است که لبریز حقایق شده است
زرد است که با درد موافق شده است
عاشق نشدی وگرنه میفهمیدی
پاییز بهاریست که عاشق شده است...

مثل پاییز به پای غم تو زرد شدم...
۹۳/۰۸/۱۹
۲
۰
مردی به نام شقایق
پاسخ:
درباره هیئت بله.
خداروشکر هیئت خوبی داریم به لطف ارباب
کاش رضای او باشد...
پاسخ:
چه شکر گویمت ای سیل غم عفاک الله
که روز بی کسی آخر نمی روی ز برم...
پاسخ:
سلام
پاییز دوباره عاشقی رنگ گرفت...
پاسخ:
ای دل نگفتمت نرو از راه عاشقی
رفتی بسوز کین همه آتش سزای توست...
پاسخ:
نوش جان دلتون
پاسخ:
محتاجیم
بروی چشم
یاعلی
پاسخ:
سلام
ترم صفری!
اول ادامه مطلب رو ببین که بفهمی قضیه چیه!
بعد اظهار فضل کن...
پاسخ:
عالم ازین خوبتر پناه ندارد...
بروی چشم
پاسخ:
سر هم کردم! ولی بدتر شد!!!
+
اختیار دارید
پاسخ:
خون مرا بگیر به گردن مرا بکش...
تا زیر تیغ سجده ی اعلی کنم تو را...
پاسخ:
سلام
شبیه خط آیه ها که ظاهرش سیاهی است
مایه ی رو سپیدی است سیاهی عزای تو...
خوش بحالت داداش 2 ساله داری گل میخوری!
ما که 26 ساله داره گل میخوریم... ته بازی کتکم میخوریم...
همیشه به یادتم و دعاگوت!
هر چند ازت خوشم نمیاد!!!!
بوس
پاسخ:
پاییز بهاریست که عاشق شده است...
نفهمیدم والا...