مردی به نام شقایق

ای دل نگفتمت نرو از راه عاشقی / رفتی بسوز کین همه آتش سزای توست...

مردی به نام شقایق

ای دل نگفتمت نرو از راه عاشقی / رفتی بسوز کین همه آتش سزای توست...

مردی به نام شقایق

از درد سخن گفتن و از درد شنیدن
با مردم بی درد ندانی که چه دردیست!

***

شقایق وحشی آزاده است و تعلقی ندارد.

در دشتهای دور، لابه‌لای سنگها می‌روید و به آب باران قناعت دارد

تا همواره تشنه باشد و بسوزد.

داغدار است و گلبرگهای سرخش را نیز گویا به خون آغشته‌اند.

شهید نیز آزاده است و فارغ، قانع، تشنه، سوخته دل و داغدار و غلطیده در خون

اما میان این دو چه نسبتی است؟

*******
اگرچه برگهایی زرد دارند
و در دل شعله هایی سرد دارند
کسی اما نمیفهمد که یک عمر
"شقایق"ها دلی پر درد دارند...
******
به ظاهر مرد:.متاهل:.
کارشناسی مهندسی شیمی
ارشد مهندسی هسته ای
صنعتی اصفهان:.

مدیر مهندسی یه پتروشیمی تو جنوب کشور فعلا!:.
متاسفانه ساکن تهران!

فقط حسین...
همین.

طبقه بندی موضوعی

کلمات کلیدی

بایگانی

پربیننده ترین مطالب

محبوب ترین مطالب

آخرین نظرات

پیوندها

بهترین هدیه عمرم

پنجشنبه, ۲۲ خرداد ۱۳۹۳، ۰۱:۴۶ ب.ظ
سلام

داشتم با خودم فکر میکردم شب نیمه شعبان و تولد عزیز ترین کسم اگر بخام به حضرت هدیه ای بدم چی دارم که بدم؟ ینی چه چیزی تو زندگیم از همه با ارزش تره که خدمت ایشون هدیه کنم؟

خلاصه بعد از اسکن کامل زندگیم رسیدم به این:

 

تقدیم به فرزند عزیزم به پاس خدماتش جهت روشنگری جوانان(امضا:احمدی روشن)*

 

*

این قاب رو تو جلسه ای که این حقیر و حاج رحیم آقای احمدی روشن تو دانشگاه هرمزگان داشتیم یکی از دانشجوهای اونجا بصورت زنده!!! کشید و در انتهای مراسم تقدیم کرد به حاج رحیم.

حاج رحیم هم بنده نوازی فرمودند و همونجا این رو هدیه دادند به بنده. بعدشم دادن بچه ها زیرش این جمله رو بنویسند.

خلاصه یه جورایی این بهترین هدیه ی عمرم بود و الان هم دقیقا روبروم روی میز مطالعم قرار داده و هر وقت سر میز میشینم روبرومه و با دیدنش عشق میکنم.

(دلتون بسوزه!!!)

اون دو روزی که با ایشون و دو تا محافظ!!!(دقیقا اینجوری) تو یه سوئیت زندگی کردیم جزو بهترین روزای عمرم بود و بی نهایت ازش خاطره دارم. همینقدر بهتون بگم که کل این دو روز رو داشتیم میخندیدیم!!!

روز اول تا تشریف آوردند از همون دم در داد زدن با لحجه اصفهانی:

عه! حیدری!! تو هم اینجایی؟ اومِدِی دوباره اینجارو به آتیش بکشی و بری؟!!!

بعدشم هم خندیدن و فرمودن: من میرم کبریتشو میزنم تو هم بیا آتیش نهایی رو به پا کن!

 

البته این رو هم بگم که موقع برگشت بعد از اینکه محافظان محترم دست از سرمون برداشتند و سوار هواپیما شدیم این پیرمرد از بندرعباس تا تهران رو بغل من هق هق گریه کرد و دل مارو حسابی به آتیش کشید...

 

پ.ن:

همه این ایام رو خدمت دوستان تبریک میگم.

عزیزان حتما خودشون میدونند که دل حضرت صاحب این شبا چه حالیه و باید چیکار کنن!

پس نیاز به گفتن ما نیست.

ما هم به لطف خدا با بچه های هیئتمون از 12 شب احیا داریم حسینیه بنی فاطمه(س)

خلاصه حسابی دعا کنید فقط و فقط برای سلامتی و رضایت ارباب و ظهورشون.

 

پ.ن 2:

داغی به دل اهل ولا نگذارید

بر روی غرور شیعه پا نگذارید

ما خشم کنیم سفره تان برچیدست

هی سر به سر غیرت ما نگذارید

(م کاظمی نیا)

 

+

ما منتظر نبرد سرنوشت ساز هستیم

۹۳/۰۳/۲۲ موافقین ۰ مخالفین ۰
مردی به نام شقایق

نظرات  (۱۲)

سلام شما آمار خیلی خوبی دارید اگر تو این سایت ثبت نام کنید آمارتون 6 برابر میشه *******.ir/bazdid
اگر هم مشکلی در ثبت نام و قرار دادن کد در سایتتان داشتید مشکل خود را در انجمن ***********.ir بیان کنید تا جوابتونو بدیم.

پاسخ:
پاسخ:
سلام

شماهم روی خیلی خوبی دارید!

همینجوری پیش برید حتما یا تو ریاست جمهوری یا تو وزارت امور خارجه استخدام میشید!

عزت زیاد!
۲۲ خرداد ۹۳ ، ۱۳:۳۹ پلک شیشه ای
خوش به سعادت تان
هم راهی با ایشون نهایت سعادتِ
پدری ک از آغوشش گلی پر کشید

پاسخ:
پاسخ:
خدا عاقبتمون رو ختم به خیر کنه

یاعلی
۲۳ خرداد ۹۳ ، ۱۳:۲۰ آهسته عاشق می شوم
شعر هایم
همه ناتمامند
آخر
در انتظارند تا "تو" تمامشان کنی
ای پایان خوش تمام آرزو ها . . .
.
.
.
اللهم عجل لولیک الفرج

پاسخ:
پاسخ:
شعرهای ناتمام

قاتل نامرئی شاعرند...

و من خوب میفهمم این ماجرای قتل را...
عه! حیدری تو هم اینجایی؟

پاسخ:
پاسخ:
هستم... ولی خستم...
سلام.
(اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم)
(اللهم عجل لولیک الفرج)
خدا کنه ما هم اینگونه زنده بمانیم.!
(اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم)
با تبریک ولادت با سعادت حضرت مهدی (ع)، بروزم با:
«مردم دیده به هر سو نگرانند هنوز / چشم در راه تو صاحب ‌نظرانند هنوز...» از مشفق کاشانی

پاسخ:
پاسخ:
مردم دیده به هر سو نگرانند هنوز

چشم در راه تو صاحب ‌نظرانند هنوز


لاله‌ها، شعله‌کش از سینه داغند به دشت

در غمت، همدم آتش جگرانند هنوز


از سراپرده غیبت، خبری باز فرست

که خبریافتگان، بی‌خبرانند هنوز


رهروان، در سفر بادیه حیران تواند

با تو آن عهد که بستند، برآنند هنوز


ذره‌ها در طلب طلعت رویت با مهر

هم‌عنان تاخته چون نوسفرانند هنوز


طاقت از دست شد ای مردمک دیده! دمی

پرده بگشای که مردم نگرانند هنوز
۲۴ خرداد ۹۳ ، ۲۰:۲۸ یکی ازجنس شما
بابادلمووووووون واقعاسوخت!
هفت شهرعشق راعطارگشت....ماهنوزاندرخم یک کوچه ایم
ماکه دلمون به اون دیداری باایشون خوشه که باهم گردشهیدگمنام دانشگاهمون مراسم داشتیم..هی ی ی ی..
داداش انشالله ازدست مادرم زهرا(س)هدیه بگیری واون برگه ی امضاشده ی نوکریت براارباب بی کفن باشه..
یاعلی..التماس دعای شهادت

پاسخ:
پاسخ:
سلام

ایشون ادم بسیار باصفایی هستند و بسیار شوخ و خوش برخورد.

یه چیزی بگم بیشتر دلتون بسوزه!

ان شاالله 5 تیر اصفهان تشریف دارند.

قراره تشریف بیارند منزل ما اگر وقتشون اجازه بده....


خلاصه لطف خدا اینجوریاس!
از برای حرم ات این دل من آشوب است
نکند ســـنگ به پیشـــانی گنبد بزنند...
.
.
.
انهم یرونه بعیدا و نراه قریبا...

پاسخ:
پاسخ:
ما سینه زن های اهالی الستیم
ما قصه دار روی سیلی خورده هستیم
ای آن‌ که خون کردی دل صاحب زمان را
برگرد تا سربند یا زهــرا نبستیم...
سلام
به نزدیکای نیمه شعبان ک میرسیم غربت آقا برام بیش از هرزمان دیگه قابل لمسه...
این شبها ک میرسه همه میگن مهدی..مهدی...
اما بعدش مهدی میره تو صندوقچه هامون تا سال بعد
آقا عجیب ، غریب هست

پاسخ:
پاسخ:
سلام

نزدیکای صبح که داشتیم با خانومم میومدیم خونه دیدم یه رفتگر داره ظروف یکبار مصرفی که مردم ریختن زمین رو جمع میکنه

به خانومم گفتم فک کنم بین این همه آدم و این همه کار و خرج امام کار این رفتگر رو بیشتر بپسندن!

امان از غربت...
سلام علیکم اخوی
این بلاگفا با بیانی ها دشمن شده ها؟!!
باور کنید من براتون کامنت میذارم
میفرمایند تبلیغ ثبت نمیشه

برای ما هم دعا کنید بسیار
که بدجور محتاجیم

یه پیشنهاد
شما هم مهاجرت بفرمایید بیان
بهتره ها؟

پاسخ:
پاسخ:
سلام

ان شاالله بزودی کلن اسباب کشی میکنیم بیان

ما از طرف بلاگفا از همه بزرگواران عذرخواهی میکنیم.!

اتفاقا وب شما هم برای بنده باز نمیشه کلن!

دعاگوییم

یاعلی
در پاسخ به جناب حسن روحانی در رابطه با حرفای اخیر:

تا وقت ظهور، مملکت بیدار است

شیعه ز مخالفان دین بیزار است

ای شیخ بیا به من بفهمان آیا

مهدی که خورد غصه ی دین بیکار است؟

پاسخ:
پاسخ:
جانا سخن از...............................
محشور بشید با شهدا ان شاالله

التماس دعا

پاسخ:
پاسخ:
ممنون

شماهم

یاعلی
شما از دوستان شهید احمدی روشن هستید؟؟؟
من عاشق زندگینامشونم
بچه که بودم همیشه به شوخی میگفتم انقدر دوست دارم منو ترور کنن. بعد مامانم با محبت میگفت خفه شو دختر! :d
عاشق شیمی و مهندسی شیمی هستم. المپیادی شیمی هم هستم و البته در حال حاضر تدریس میکنم
خیلی خوشحال شدم از اشناییتون و اینکه دیدم هنوز کسایی هستند که وبلاگهای با محتوا بزنن.
التماس دعا
پاسخ:
سلام

بنده دوست دوست فابریکشونم.

بنده هم همینطور. با این تفاوت که شما زندگینامشون روتو کتابها خوندید و من از زبون پدرشون و دوستاشون خودم شنیدم.

به به

خیلی هم خوبه

ان شالله در راه جهاد علمی حسابی موفق باشید

بنده هم از آشنایی با کسی که از بچگی به فکر شهادته خوشحال شدم.

شهادت که زن و مرد و خونه و جبهه و قدیم و جدید نداره.

هر وقت اونقدر برای دشمن خطرناک شدی خودشون میان سراغت!

بقول حاج آقا راشد

خدایا یه شهادت نصیبمون کن تو صد سالگی اون هم بیان تو رختخواب شهیدمون کنن اصن هیچی نفهمیم!!!!!!

یاعلی

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">