مردی به نام شقایق

ای دل نگفتمت نرو از راه عاشقی / رفتی بسوز کین همه آتش سزای توست...

مردی به نام شقایق

ای دل نگفتمت نرو از راه عاشقی / رفتی بسوز کین همه آتش سزای توست...

مردی به نام شقایق

از درد سخن گفتن و از درد شنیدن
با مردم بی درد ندانی که چه دردیست!

***

شقایق وحشی آزاده است و تعلقی ندارد.

در دشتهای دور، لابه‌لای سنگها می‌روید و به آب باران قناعت دارد

تا همواره تشنه باشد و بسوزد.

داغدار است و گلبرگهای سرخش را نیز گویا به خون آغشته‌اند.

شهید نیز آزاده است و فارغ، قانع، تشنه، سوخته دل و داغدار و غلطیده در خون

اما میان این دو چه نسبتی است؟

*******
اگرچه برگهایی زرد دارند
و در دل شعله هایی سرد دارند
کسی اما نمیفهمد که یک عمر
"شقایق"ها دلی پر درد دارند...
******
به ظاهر مرد:.متاهل:.
کارشناسی مهندسی شیمی
ارشد مهندسی هسته ای
صنعتی اصفهان:.

مدیر مهندسی یه پتروشیمی تو جنوب کشور فعلا!:.
متاسفانه ساکن تهران!

فقط حسین...
همین.

بایگانی

آخرین مطالب

پربیننده ترین مطالب

محبوب ترین مطالب

  • ۰۷ مهر ۹۵ ، ۱۶:۴۱ 7مهر

آخرین نظرات

پیوندها

رپ فاخر-نخبه های یاغی

يكشنبه, ۵ شهریور ۱۳۹۶، ۱۰:۱۳ ق.ظ

سلام


مقدمه:

شروع داستان بر میگرده به شاید حدود 8 سال پیش تو پارک آب و آتش تهران. منتظر دوستی بودم که دیدم یه عده از همین جوونای عجیب غریب با لباسای خز و خیل و گل و گشاد جمع شدن دور هم و صندوق عقب یه پراید مشکی هاچ بک اسپرت کف خوابیده رو باز کردن که یه سیستم ساب به گندگی ماشین لباسشویی دوقولوهای قدیم توش بود و وقتی بیت میزد تا فاصله ی ده متری همه چی میلرزید!

از روی کنجکاوی چند لحظه ای کنارشون وایسادم و نیگاشون کردم. یکی شون مرامی تعارف زد که " داداش نمیای پیش ما؟!" منم که دیدم این رفیقمون تا نیم ساعت دیگه هم نمیرسه رفتم پیششون و نشستم رو یکی از جعبه میوه هایی که گذاشته بودن. بساط چایی و قلیون و سیگار پهن بود و به ما هم تعارف زدن. خلاصه شروع کردن به ادامه تمرینشون. یکی شون بیت و موزیک رو تنظیم میکرد یکی شون هم میخوند و یکی شون هم شعرارو بالا پایین میکرد و بقیه هم دستاشونو تکون میدادن و با حرکت سر همراهی میکردن و بعضی جاهاش که بقول خودشون خفن میشد اونا هم همخونی میکردن.

ازونجایی که خدا آپشنی رو توی بنده قرار داده که به سرعت میتونم با هر کسی از هر قشر و سن و سالی ارتباط بگیرم و خوش و بش کنم، با این جماعت داغون (البته اون زمان بنظرم داغون میرسیدن) گرم گرفتم و تو همون نیم ساعتی که منتظر اومدن دوستم بودم تقریبا زندگینامه همشونو درآوردم. 

موقع خدافظی یکیشون گفت "حاج علی... ما تا آخر شب اینجاییم. کارت تموم شد بازم بهمون سر بزن" ( و من مطمئنم اون حاج رو صرفا بخاطر داشتن ریش چسبوند پشت اسم ما) با لبخند سری تکون دادم و رفتم سراغ رفیقم و زود صحبتامونو کردیم و برگشتم سراغشون!

حدودا تا ساعت یک اونجا بودیم و از هر دری حرف زدیم...

گفتن و گفتم... خندیدن و خندیدم... شعر خوندن و شعر خوندم... درد کشیدن و درد کشیدم...

اونا خود واقعیشون بودن بدون نقاب... من هم! و این شده بود عامل ارتباط و اما نقطه ی اتصال و اشتراکمون داشتن یه حس مشترک بود... 

"درد داشتن"

هر چند جنسش متفاوت بود اما بود!

من تو اون چند ساعت نخبه هایی رو دیدم دغدغه مند، صریح، جسور، شجاع، بشدت ضد ظلم و تبعیض و هنرمند... و البته بقول خودشون یاغی!

همیشه گفتم "از درد سخن گفتن و از درد شنیدن/با مردم بی درد ندانی که چه دردیست) ولی اینا از جنس مردم بی درد نبودن! درسته قیافه ها و استیل و سبک حرف زدنشون داغون بود ولی اهل درد بودن. اهل درد مردم...

به قول خودشون زیر زمینی ان و برای مردم زیرِ زمین (زیر خط فقر) میخونن و امید و تکیه گاهی جز خدای خودشون نداشتن و البته خدای خودشون ظاهرش با خدای ما فرق داشت... یه خدای مشتی با ویژگی های خاص...

هر چی جلوتر میرفت از بودن تو جمعشون بیشتر لذت میبردم بر خلاف حس اولم که خیلی مثبت نبود...

از نیمه شب گذشته بود و ما صرفا با هم گپ میزدیم و میخندیدیم و چای میخوردیم و یکی یکی آهنگاشون رو گوش میکردیم و گاها نقد ادبی!

نزدیکای ساعت 1 بود که کم کم ازشون خدافظی کردم و جدا شدم و البته اعتراف کردم که یکی از بهترین شبهای زندگیم در کنارشون رقم خورد.

یکی از انقلابی ترین شبهای زندگیم... 


اصل قضیه:

رپ هم مثه بقیه سبک های موسیقی به دو دسته ی فاخر و لمپنی تقسیم میشه به نظرم. هر چند ممکنه این سبک رو بسیاری از افراد نپسندن (مثه خودم در گذشته) ولی باید قبول کرد که این سبک یکی از توانمند ترین سبکهای موسیقیه که البته ریشه اش اعتراضیه و بوجود اومدنش هم در همین حرکت های پروتستانیک سیاهپوست ها بوده و همچنان هم ادامه داره و درواقع زبان تند و صریحیه برای اعتراض به معظلات و مشکلات اجتماعی بویژه تبعیض و ظلم و فساد...

برای نمونه یکی از رپ های فاخر رو خدمتتون معرفی میکنم:




و پیشنهاد میکنم این چند تا کلیپ رو هم ملاحظه بفرمایید:

هیهات

بخشش (داستان زندگی خواننده ی اثر)

چ

فیک


پ.ن:

به بهانه مشکلی که برای دوست عزیزمون حمید صفت ایجاد شده

ان شاالله که حل بشه بزودی

۹۶/۰۶/۰۵ موافقین ۴ مخالفین ۰
مردی به نام شقایق

نظرات  (۲۰)

۰۵ شهریور ۹۶ ، ۱۰:۳۶ دُچــــ ــــار

می بینم که یاس گوش میدی!؟ :)


یاسر بختیاری با نام هنری یاس (زاده ۳۰ خرداد ۱۳۶۱) خواننده رپ فارسی است. مضمون بیشتر ترانه‌های یاس انتقاد و اعتراض به مشکلات و بحران‌های اجتماعی نظیر فقر، اعتیاد، بیکاری، جنگ، روسپی‌گری، خودکشی، طلاق و غیره است.


یاس از اولین خواننده‌های رپ فارسی و نخستین خوانندهٔ رپ فارسی است که در ایران برای پخش موسیقی خود مجوز گرفت.

پاسخ:
سلام

از بین رپرا اونایی که مردونه میخونن و مبتذل نیستن رو گوش میدم. بیشتر از همه یاس و صفت و قدیما هم بعضی کارای هیچکس
عجب!
البته این مشکلی که ایجاد شده اتهام به قتله! :|
منم امیدوارم به زودی حل بشه.
همین آقا بین اون دوستانتون بودن؟
پاسخ:
بله

ایشون کلا عاشق مامانشونن! (بقول خودش غلام ننمم!)
بعد یه مشکلی پیش اومده و باعث درگیری شده و چند روز بعد گویا اون بنده خدا از دنیا میره و الان هم در حال بررسیه

ان شاالله حل بشه

+
خیر ایشون نبود
هر چند واقعا بدم نمیاد با اینا هم رفیق بشیم
چه خوب که شما مثل خیلیا اطرافتون یه دایره نکشیدید و خودتون رو محدود به آدمای هم فکرتون نکردید :)
پاسخ:
آدمای هم فکرمون همینان دیگه :))))

+
پناه می برم به خدا از بستن دهان منتقدان و کشیدن خیابان در پیاده رو ها و کشیدن دایره اطراف! ^_^
جالب بودن همشون
خیلی ممنون
پاسخ:
ینی همشونو دیدین؟

خوب بودن بنظرم

هم صدا هم تصویر هم شعر هم اجرا هم مضمون...
سلام علیکم
این حرف شما رو قبول دارم. ولی ایا این آهنگ با چهارچوب شرع هم هماهنگ است. یعنی صرفا چون اعتراضی است، می توان تاییدش کرد؟ آیا هدف، وسیله رو توجیه می کنه؟
پاسخ:
علیکم السلام

بزرگوارید

بحث سر اینه که چارچوب شرع چی هست در این خصوص؟

خیلی دلم میخواد بحث خوبی روی این قضیه داشته باشیم چون برای من و خیلیای دیگه مسئله اس

+
به نظر حقیر(به عنوان یه فرد معمولی نه عالم دینی!) با چارچوب شرع مشکلی نداره و غنا هم نیست (اصولا کسی با همچین آهنگایی مراسم شادی برگزار نمیکنه!)
لذا بحث توجیه هدف و وسیله نیست بنظرم.

وسیله تناقضی با هدف نداره تو این مورد
:)
میدونم متوجه منظورم شدید :)
پاسخ:
^_^
بله دیدم همشونو!!!
پاسخ:
احسنت

پشتکار خوبی دارین :)
نباید می دیدم؟

البته بیشتر شنیدم دیدن :دی
پاسخ:
لطف کردید که دیدید.

خارج از انتظار بود...

این روزا مردم فست فودی شدن!
تو مطالعه و خوندن و شنیدن و دیدن هم فست فودی عمل میکنن...

لذا خیلی وقت نمیذارن
برای همین غیر منتظره بود برام


ان شاالله که لذت برده باشین :)
۰۶ شهریور ۹۶ ، ۱۰:۳۵ دُچــــ ــــار
چارچوب اسلام!؟ :) اسلام مگه چارچوب موسیقایی داره!؟ خخخ
پاسخ:
والا چه عرض کنم!

ما که هرچی پرسیدیم گفتن چارچوب داره ولی تهش که میرسیدیم میفرمودن بنابر تشخیص خود فرد!!!

اتفاقا خیلی دلممیخواد یه بحث دقیق و علمی پیدا کنم و مطالعه کنم ببینم آخرش ما چند چندیم!

نه اینکه که خیلی آدم حسابی باشیما...

ولی خب واقعا دلم میخواد بدونم ^_^
جالب بود. تفکر متفاوتی دارید
پاسخ:
ممنونم

اصن تفکر دارم که متفاوت باشه خدایی؟؟!!
عه یاس !!!

یه وقتایی عجیب می مونم توی ِ عباراتش . هر طور فکر کنی می بینی این عبارات بی فکر ساخته نشدن ... پشت این عبارات فکره و پشت فکر اکثر اوقات درد ...
.
.
سلیقه موسیقیاییم هیچ به رپ نمی خوره . اما گاهی صرفا برای یک بار گوش دادن و " شنیدن " یاس رو گوش دادم.
.
.
.

از این طرز رفتار خیلی خوشم اومد ... خیلی خوب بود این نشستن ... 
پاسخ:
دقیقا به نکته ی اصلی قضیه اشاره فرمودید "فکر"

موسیقی فاخر موسیقی اهل فکره
موسیقی ای که پشتش هر یه دقیقه اش ساعت ها فکره
اصولن فکره که درد عمیق رو ایجاد میکنه و دردِ عمیق، هنرِ فاخر!
واقعا به نظرم یه سبک و زبونِ خوبیه واسه گفتنِ اعتراض. چون موسیقی پایین و و زمینه س و اونقدی بالا پایین نمیشه که بخواد حواس ادمو پرت کنه یا تحت تاثیر و جو قرار بده و حواس ادم جمع به کلام میشه...
رپ اگر به قول شما فاخر باشه ارزش شنیدن داره. من که با شنیدن اهنگ های یاس به فکر میرم.
پاسخ:
بنظرم فاخر بودنش ینی همین که به فکر فرو میبره اونم فکر مثبت...
عه من این اهنگ یاس رو شنیده بودم ولی اولشو چرا یادم نبود!
پاسخ:
باید زیاد شنید :)

الان گیج شدم..

دقیقا نمیدونم باید چه سوالی بپرسم تا جوابی بگیرم که حل شه برام!


پاسخ:
هر چه میخواهد دل تنگتان بپرسید تا حل شه :)

این مدل پوشش خاصشون و مدل آهنگی که داره و خرکاتشون و...

نمیخوام این دسته آدما رو رد کنما ولی نمیدونم چه میزان میشه تاییدشون کرد...

یعنی واقعا این آهنگا تاثیر منفی نداره؟

توفیقاتو کم نمیکنه؟و...(سوالی بخونید نه سرزنشی)


پاسخ:
سلام

والا ما تا حالا توفیقات نداشتیم که کم بشه :)


درباره تاثیر منفیش یه زمانی فکر میکردم داره... الان به نظرم خیلی کمتره!

خیلی دلم میخواد ته قضیه موسیقی رو بفهمیم چیه! اگه بده چرا؟ اگه خوبه چرا؟
نه اینکه اصلا مطالعه ای در این زمینه نداشته باشما! نه.

اتفاقا زیاد هم خوندم ولی هر قشری متناسب با نظریات خودش صفر و صدی برخورد کرده
مثلا تو کتب اسلام گرایان به استناد برخی روایت ها و البته بدون بررسی موقعیت و بستر صدور اون روایت ها و کاربرد موسیقی در اون دوران بشدت نهی شده و حتی جزو موارد منفور قرار گرفته!
اما در کتب سایر عقلا و بزرگان شرقی و غربی غالبا ازش به عنوان تجلی احساس و عشق و بعضا آموزش و ترویج یاد شده

خلاصه این وسط تهش معلوم نیس چیه!

اگه شما مطالعه ی کامل تری داشتین ممنون میشم مطالبی رو بفرمایید که استفاده کنیم همگی

تشکر:)



سلام
دد نوع موسیقی داریم.
رهبری هم درمورد این مساله صحبت کردن!
دوست داشتید بخونید
موسیقی امروزی با موسیقی مد نظر ایشون متفاوته
و البته منظورم احکام و فتواهای ایشون در رابطه با موسیقی نیست!
پاسخ:
سلام

خوندم
یکی از بهترین نگاه ها به مقوله ی موسیقی بین مراجع تقلید فعلی بنظرم نگاه ایشون بود.

اونی که بنده خوندم اتفاقا متفاوت نبود!


+
کاش میفرمودید کدوم ناشناس!

دوستانی که تشریف میارن حداقل 7 تا ناشناس هستن که هر کدوم یه جور شناس هستن برا خودشون :)))
اونی هم که ما شنیدیم اتفاقا متفاوت بود
پیدا کردم حتما میذارم اینجا
عرض کردم فتوای ایشون رو نمیگم در مورد مطرب و غنا و ....
ایشون موسیقی ای رو قبول دارن که اصلا کاملا متفاوت هست با اونچه امروزه مرسومه


+اگه قرار بود بفرمایم کدوم ناشناسم که دیگه اصلا چرا ناشناس بذارم؟!
مهم نبوده که ناشناس گذاشتم
پاسخ:
می دانید که من به طور طبیعی از جمله آدم های غرب ستیزم. چنانکه هیچ ویژگی غرب، مرا مبهوت و مجذوب نمی کند. در عین حال، ویژگی های مثبت غرب را از روی محاسبه، تأیید می کنم. یکی از آن ویژگی ها، مقوله موسیقی است.

درست است که در غرب، موسیقی های منحط وجود دارد. اما در همان نقطه از جهان، از دیر باز موسیقی های آموزنده و معنا دار هم بوده است؛ موسیقی ای که برای گوش سپردن به آن، انسان عارف واقف خردمند، می تواند بلیت تهیه کند، در سالن اجرای کنسرت بنشیند و ساعتی، از آن لذت ببرد. در غرب موسیقی هایی که گاهی یک ملت را نجات داده و گاهی یک مجموعه فکری را به سمت صحیح هدایت کرده، کم نبوده است. 


در ادامه فرمایشات کامل ایشون رو میذارم :)


+
برای بنده مهم هست مخاطب عزیزی که دارم وقتش رو میگیرم
همه ی شماهایی که اینجا تشریف میارید همسایه های خوبی هستید که زندگی ما یجورایی در تعامل و رفت و امد و گفت و شنود با شماها در حال سپری شدن هست و تاثیرات متقابل هم زیاد!
لذا طبیعیه که برام مهم باشه
برای همینه که افرادی که تشریف میارن رو حتما بهشون سر میزنم اگر وب داشته باشن و نظراتشون رو سعی میکنم در حد امکان حتما جواب بدم و براشون طلب خیر کنم.

هرچه آید به سرما همه از غیبت اوست...(این گنگ بودن و ...)

فکر نمیکنم از مطالعه ی شما کامل تر بوده باشه ولی حتما اگه مطلبی بود عرض میکنم.

تشکر از شما:)

پاسخ:
ان شاالله به سر بیاد این دوران سرد و تاریک...


ممنون میشم :)
لطف دارین ^_^
۱۳ شهریور ۹۶ ، ۰۸:۱۱ مردی به نام شقایق
در روزهای اخیر، موضع گیری های مختلفی درباره موسیقی و مشخصاً برگزاری کنسرت ها از سوی برخی افراد و صاحبان تریبون اتخاذ می شود. از آنجا که برخی از این موضاع از سوی برخی افراد که خود را نماینده طیف ارزشی و ولایتمدار جامعه می دانند، مناسب است بیانات رهبر معظم انقلاب درباره موسیقی و کنسرت را بازخوانی و به عنوان اتمام حجت در این خصوص منتشر کنیم.

سخنان زیر دو دهه قبل در جریان بازدید رهبر معظم انقلاب از صدا و سیما و پس از اجرای موسیقی توسط ارکستر صدا و سیما و چند تن از هنرمندان بیان شده است.

بسم ا... الرحمن الرحیم 

بنده با اینکه در امر موسیقی سر رشته ای ندارم و نمی توانم در حضور اهل فن، قضاوتی شایسته بکنم لکن به مقتضای طبیعت بشری، که قضاوت بر مبنا ذوق و قریحه انسانی و غرایض معنوی دارد، می توانم بگویم: اجرایتان خیلی خوب بود. از آقای افتخاری(علیرضا)، آقای مختاباد(سید عبدالحسین)، آقای فیروز بخت(مهیار) و همچنین بقیه آقایان که زحمت کشیدید، تشکر می کنیم.

  موسیقی هنر دقیقی است

مقوله موسیقی، جزو مقولات مطرح در جامعه و به خصو ص در صدا و سیماست. البته در صدد نیستم که تبیین کلی ای در امر موسیقی داشته باشم. چون پرداختن به این مقوله، نیازمند شرایط خاص دیگر است. اینجا داخل استودیوی موسیقی جا دارد از بعد دیگری راجع به این هنر صحبت کنم: اساساً موسیقی، که در تقسیم بندی های علوم قدیم، از شعب ریاضی است و چون با دقت و محاسبه و اندازه گیری دقیق سروکار دارد، جزو بخش های دانش ریاضی محسوب می شود. هنر دقیقی است.

به تعبیری دیگر، هنر موسیقی، محاسبه متکی به طبیعت و فطرت بشر است؛ که خرد انسانی، آن محاسبه را بر اساس تجربه استخراج کرده و برای آن پیشرفت قواعدی- موازینی گذاشته است.

البته امروز که اروپایی ها و غربی ها در باب موسیقی پیشرفت های زیادی کرده اند و قواعد دقیق و منظم وضع نموده اند، وضعیت طور دیگری است. در گذشته که صحبت از مسائل مبتلا به امروز موسیقی نبود و بدیهه نوازی و بدیهه خوانی رواج داشت، خواننده ای بنای خواندن می گذاشت و نوازنده ی هنرمندی هم که بغل دست او نشسته بود، به نواختن می پرداخت. نوازنده اصلاً از قبل نمی دانست که خواننده چه می خواهد بخواند؛ لذا تا خواننده برای خواندن دهان باز می کرد او هم ساز خود را کوک می نمود و به هم نوایی مشغول می شد. یعنی هیچ قاعده ای که بر مبنای آن نت نوشته ای وجود داشته باشد، در کار نبود.

من در این زمینه ها تجربه و آشنایی ندارم. اما از کسانی که از اهلیت در این هنر برخوردار بوده اند، شنیده ام حتی در زمان متداول نشدن نت، آنان که در امر نوازندگی یا خوانندگی فعال بودند، طبق فطرت و ذوقی سلیم، نظم منطقی را در کار معمول می داشته و قواعد را رعایت می کرده اند.

 هنر موسیقی، تلفیقی از دانش، اندیشه و فطرت خداداد است

هفت دستگاه اصیل موسیقی و دستگاه های فرعی آن، که تنها مربوط به موسیقی ایرانی نیست، بلکه در همه آهنگ های جهان وجود دارد، به گونه ای تکوین یافته، که هر صدایی شما در بیاورید، در یکی از آن دستگاه هاست. و در واقع همه آهنگ های غربی و شرقی در مجموعه این دستگاه ها می گنجد اگر توجه داشته باشید، مقام ها و گوشه های مختلف هر دستگاه از بدو شروع تا نقطه پایان، روند منظمی را طی می کنند؛ یعنی از جایی آغاز می شوند؛ فرود می آیند، فراز دارند تا جایی که تمام می شوند. 


همه این ها مبین حکمفرما بودن نظم در این هنر است. بدین ترتیب می توان نتیجه گرفت: هنر موسیقی، تلفیقی از دانش، اندیشه و فطرت خداداد است؛ که مظهر فطرت خدادادی در درجه اول، حنجره انسان ها و در درجه دوم ساز ها است که به دست انسان ها ساخته شده است. 

پس می بینید که پایه، پایه ی الهی است. حال اگر در این زمینه به سراغ سروده های مولوی بروم و بگوییم موسیقی، انعکاس صدای افلاک است و آن را به عالم عرفانی مورد اشاره او وصل کنیم، از واقعیات به تخیلات نقب زده ام. زیرا گفته های او در این خصوص، شبیه خیال است و نه واقعیت؛ و طبعاً مفهوم دیگری خواهد داشت.

اما بی آن که دنبال خیال پردازی بروم، در عالم واقع، صدایی که از حنجره خواننده صادر می شود، با یک پایه الهی و خلقی که مربوط به خدای متعال است، مانند بنا مستحکم و وسیع، پر جاذبه و رنگین شکل می گیرد. اولین نتیجه ای که این بیان دارد، آن است که ما این هنر را در راه خدا مصرف کنیم.

  موسیقی جان دادن به بی جان هاست

من این نکته را می خواهم به شما آقایان - اعم از خواننده، نوازنده، آهنگساز و موسیقی دان - عرض کنم که، این هنر ساخته و پرداخته نعمت های الهی را، که بر اساس یک ذوق و قریحه ذاتی و یک نظم و انتظام خردمندانه شکل می گیرد و در واقع جان دادن به بی جان هاست، در راه خدا و رضای او مصرف کنید. البته ما از دوران جوانی خودمان حرف های برخی از اهالی هنر را می شنیدیم، که روشنفکر مآبانه و واقعاً بی پایه واساس، مبتنی به این نکته بود که ما هنر را در راه فکر و پیش بینی و سیاست، به کار نمی بندیم. آنها که ادعای چنین داشتند، هنرشان - اعم از شعر و دیگر فنون - بیش از سایرین در خدمت سیاست ها قرار می گرفت. قصد ورود به چنین بحث ها را ندارم، اما می خواهم بگویم: هر کار که متکی به اراده انسان است، باید برای هدفی انجام گیرد. هر چه هدف متعالی تر باشد، آن کار یا هنر ارزشمند تر می شود.

 موسیقی غربی در مسیر بهتری از موسیقی شرقی حرکت کرده است

متأسفانه هدف موسیقی در شرق، منظورم ایران و کشورهای عربی است. و گر نه از وضعیت موسیقی در هند و چین و سایر ممالک خاور دور، خبر ندارم. به هر حال، تاریخ موسیقی ایران در طول قرون ممتد - چه قبل و چه بعد از اسلام - را خوانده ام و از سیر و سر نوشت موسیقی عرب - به خصوص بعد از اسلام - مطلعم. آنچه بر اساس مطالعات خودم می توانم بگویم، این است که موسیقی در منطقه ما، برای هدف های متعالی به کار نرفته است و این به خلاف سیر موسیقی در اروپاست.

می دانید که من به طور طبیعی از جمله آدم های غرب ستیزم. چنانکه هیچ ویژگی غرب، مرا مبهوت و مجذوب نمی کند. در عین حال، ویژگی های مثبت غرب را از روی محاسبه، تأیید می کنم. یکی از آن ویژگی ها، مقوله موسیقی است.

درست است که در غرب، موسیقی های منحط وجود دارد. اما در همان نقطه از جهان، از دیر باز موسیقی های آموزنده و معنا دار هم بوده است؛ موسیقی ای که برای گوش سپردن به آن، انسان عارف واقف خردمند، می تواند بلیت تهیه کند، در سالن اجرای کنسرت بنشیند و ساعتی، از آن لذت ببرد. در غرب موسیقی هایی که گاهی یک ملت را نجات داده و گاهی یک مجموعه فکری را به سمت صحیح هدایت کرده، کم نبوده است. 

غرب برخوردار از چنین ویژگی ای نیز بوده و هست. در شرق که راجع به آن گفتم ( یعنی در محدوده جغرافیایی مورد اشاره ) متأسفانه موسیقی از چنین اعتبار و جایگاهی برخوردار نبوده است. موسیقی در این جا عبارت از آهنگ ها و آلات و ادوات لهو بوده؛ که فقها از آن به موسیقی لهوی حرام تعبیر کرده اند. فرض بفرمایید فلان خلیفه، شب دچار بی خوابی می شده است. موسیقی دان ها همراه با کنیزکان مغنی، بایستی می آمدند تا اسباب طرب او را فراهم کنند. 

موسیقی دان با آن خصوصیات که گفتم اهل خرد و قریحه و ذوق است بایستی خود را می شکست و انواع و اقسام هنرهای خویش را نثار می کرد تا خلیفه از حالت افسردگی که لازمه خونریزی ها، قساوت و خباثت های وی بود - بیرون می آمد! این وضعیت موسیقی در بارگاه خلفا و امرای عرب بود. یعنی همین قضیه، در مورد سلاطین ایران هم صدق می کند. پادشاهان که اهل موسیقی لهو بوده، و دربارهای موسیقی طرب داشته اند، کم نیستند. که از آن جمله می توان به دربار قاجار و پادشاهان آن سلسله اشاره کرد.

توجه می کنید که موسیقی در خدمت چه جریان ها و کسانی بوده است؟! اینکه می بینید در کلمات فقها، موسیقی، مقوله ای حرام و ممنوع و دست نزدنی ونزدیک نشدنی است، به همین خاطر است.
 
محفل خوانندگی و حضور متدینین برای شنیدن موسیقی پاک

در منطقه ای که تاریخ موسیقی ما در آن شکل گرفته است، موسیقی معنای صحیح ندارد. شما باید به آن معنا و مفهوم صحیح بدهید؛ و در واقع باعث نجات آن شوید. حرف من با موسیقی دان ها این است که موسیقی را به سمت معنا و هدف های متعالی ببرید؛ هدف ها فراتر از هدف عیاشی فلان عاشق کذایی که بهمان معشوقه کذایی تر را دوست می داشته و چون مورد بی اعتنایی وی قرار گرفته و دلش شکسته است، می خواهد پای فلان ساز بنشیند و در اثر آهنگ و ترانه سوزناک، اشک از فراق بریزد! چنین هدفی در استعمال موسیقی ارزشمند نیست. 

چه ارزشی دارد که به خواهش دل یک نفر بسازند و بخوانند و بنوازند و آن اندیشه ریاضی و محاسبه علمی و منطقی را - که اعتبار موسیقی است - چنین خوار و ذلیل کنند؟! که برای هدف متعالی باشد. اگر چنین باشد، آن وقت می شود موسیقی را پاک و مقدس نامید. آن وقت می شود ما هم مثل غربی ها کنسرت داشته باشیم (عنوانش را مثلاً محفل خوانندگی بگذاریم، تا اصطلاح غربی به کار نبرده باشیم ) که مردم - اعم از معمولی و متدین - بلیت تهیه کنند و برای شنیدن ساز و آواز شما، به آن محفل بیایند.

 ملاکم فقه است ، ملاحظه کاری نمی کنم

توجهی که بعد از پیروزی انقلاب اسلامی بایستی از طرف دست اندرکاران موسیقی نسبت به موسیقی صورت می گرفت، نگرفت. البته این بدان معنا نیست که کارها خوب انجام نشده است. مسلماً شده است که ما اینجا می نشینیم و به کار شما گوش می سپاریم. بنده آدمی نیستم که اگر موسیقی حرام نواخته شد بنشینم و به آن گوش بسپارم. آن چه در این مقوله، حرام بوده هنوز هم حرام است. در برخورد با حرام هم جای ملاحظه نیست ومن هم به عنوان فرد متشرع که ملاکم فقه است، ملاحظه کاری نمی کنم.

 منتها، تلاش هایی که بعضی از افراد دلسوز و مخلص در زمینه موسیقی از اول انقلاب کرده اند، خوب بوده است و این البته منهای توجه همه جانبه ای است که گفتم بایستی می شد، اما نشد. 

به هر حال از این به بعد می گویم که خواننده ها و نوازنده های ما، مردمان متدینی هستند که در مقوله موسیقی اصول را ملاحظه می کنند. رعایت اصول از جانب آنها موجب شده که نوارهای موسیقی تا حدودی از حال و هوای گذشته، خارج شود. امروز نوارهایی وجود دارد که یا مشکوک است و یا پاک و بی اشکال است. البته در کنارش نوارهای دارای اشکال هم وجود دارد.

بعضی نواها واقعاً اشکال دارد

اخیراً در پاسخ به سوال برخی از دوستان - آقای لاریجانی و دوستان صدا و سیما - گفتم: همه آن چه را که از صدا و سیما پخش می شود از حیث بلا اشکال بودن شرعی، تأیید نمی کنم. بعضی نواها واقعاً اشکال دارد. مسلماً آهنگ هایی که از آرشیو صدا و سیما بیرون می آید، حرام است. این آهنگ ها زمانی که به رسم دربار ' هارون الرشید ' برای افرادی از خاندان فاسد قاجار و پهلوی، که مقلد هارون الرشید، آن هم نه در کشورگشایی و کشور داری و عرضه و لیاقت، بلکه در عیاشی و رذالت بودند، ساخته شده است. در این آهنگ ها و موسیقی ها ذره ای وجه حلیت نیست؛ اما تا دلتان بخواهد، در آن وجه حرمت هست.

کلام از محسنات موسیقی ماست

موسیقی را باید به سمت هدف متعالی بکشانید. این را هم فراموش نکنید که کلام از محسنات موسیقی ماست. اصلاً نقطه قوت در موسیقی فارسی و عربی، وجود کلام به صورت اغلبی است. یعنی غالباً چنین بوده که موسیقی با کلام همراه می شده است. مسلماً کلام بر جهت گیری کار مجموعه شما تأثیر می گذارد. به تعبیر دیگر در بعضی اوقات، کلام که با آهنگ نواخته شده همراه است، وجه هدایتگر دارد و این وجه در معنای عرفانی، اخلاقی، اجتماعی یاسیاسی کلام نهفته است. آن وقت است که می توان گفت: کلام هدایت گر، موسیقی را دارای جهت متعالی می کند. یک وقت است که آهنگ را با کلامی گمراه کننده همراه می کنید. فرض بفرمایید کلام، مبین سوز و گداز یک عاشق کاملاً جسمانی و مادی برای معشوقه خود است. سوز و گداز کذا هم به خاطراین است که عاشق به معشوقه دست پیدا کند و شب را با او تا صبح بگذراند! هیچ هدف دیگر ندارد و صد در صد هدف مادی است.

مسلماً کلام که برای این مقصود گفته شود، حرام است. این هنر شماست که بگردد و شعر های خوب را پیدا کند. البته شعر های حافظ و سعدی هم، همیشه عرفانی نیست. چه بسا شعر جسمانی و مادی هم دارند. شعر را پیدا کنید و کلامی را بیابید که حقیقتاً معنای عرفانی یا اخلاقی داشته باشد؛ مثل خیل از غزل ها ی صائب و بعضی از شعرای سبک هندی، که از جنبه اخلاقی خوب و قابل قبولی برخوردار است. کلام هایی چنین را روی آهنگ های خود بگذارید، تا آثار پسندیده ای به وجود بیاورید.

موسیقی را نجات دهید

درخواست من از شما آقایان موسیقی دان ها و افرادی که در این زمینه بسیار مهم صاحب نظر و هنر هستید، این است که احساس مسئولیت کنید و موسیقی را نجات دهید. البته من دلم نمی خواهد مفاهیم با هم مخلوط شود. بعضی از موسیقی دان های سنتی اصیل و ریشه دار، گاهی می گویند که موسیقی قبل از انقلاب دچار ابتذال شده بود؛ ولی در دوران انقلاب الحمدا... آن ابتذال از بین رفت. من این را نمی خواهم بگویم. از دید یک متخصص، همان است که موسیقی دچار ابتذال شده بود. 

خوشبختانه، به خاطر محدودیت های قهری انقلاب، آن ابتذال ها از پیکر موسیقی فرو ریخت. من تقسیم دیگر را می خواهم مطرح کنم. چون تنها به این که آن ابتذال ها از بین برود، قانع نیستم. بلکه می گویم: در همین موسیقی غیر مبتذل سنتی عالمانه هم شما وظیفه دارید جهت گیر درست ایجاد کنید.

هدف دار کردن موسیقی

توقع من از شما، هدف دار کردن موسیقی است. من این توقع را هم از آقایان آهنگ ساز و موسیقی دان دارم. اگر شما توانستید این کار را بکنید، بدانید خشتی را خواهید گذاشت که نه برای تمدن ایران اسلامی، بلکه برای کل جهان محفوف به همان سیاستی که قبلاً عرض کردم، مبارک خواهد بود. حتی ممکن است دیگران هم در آینده، از این اهتمام شما، بهره ببرند. گفتم که از وضعیت موسیقی در هند و چین و خاور دور اطلاع زیادی ندارم و نمی خواهم درباره آن قضاوت کنم، اما بدانید در صورت هدف دار کردن موسیقی از طرف شما، موسیقی جهان عرب و شاید دیگر ممالک اسلامی هم، منتفع خواهد شد. 

موسیقی را هدف دار، جهت دار و معنا دار، اجرا و طراحی کنید و صبغه ها لهو را، از آن بزدایید. هنر انسان بی نهایت است. اگر به این اصل معتقدید، چه لزومی دارد گوشه های مطربی و لهوی را، که موجد تحرکات فیزیکی است از موسیقی حذف نکنید؟! شما می توانید با حذف آن گوشه های مخرب، گوشه های جدیدی به وجود آورید. کسانی که قبلاً گوشه های کذا را وضع، تبیین و تدوین کرده اند، مگر بالاتر از شما بوده اند؟ آنها البته انسان های با ذوق و دانشی بودند، چنان که شما هم هستید. من دعوت به غم انگیز بودن و بی ذوقی نمی کنم؛ بلکه دعوت من، به متعالی شدن و پدیده موسیقی را از ابتلائات مادی بشر بیرون کشیدن و فراتر آوردن است.
امیدوارم به این دعوت، جواب مثبت داده شود و موسیقی را به سمت متعالی شدن سوق دهید. اگر شما هم اقدام نکنید بالاخره گروهی می آیند و به این روش تکاملی عمل می کنند. به هر حال، بشر در زندگی ناگزیر از تکامل است.

موسیقی ارزشمند برای انسان های خردمند و صاحب اندیشه  

در زمینه موسیقی، باید آثاری پدید آورد که برای ملت ها و انسان های صاحب اندیشه و خردمند، راه گشا باشد. والا اینکه هر آدم بی سر و پا و هر لات عرق خور از موسیقی التذاذی ببرد و خیال کند ویژه او ساخته شده است، ارزش و اهمیت ندارد. موسیقی ای ارزشمند است که انسان های خردمند و صاحب اندیشه و افرادی که یک حرکت و تشخیص شان گاهی دنیایی را تکان می دهد، از آن بهره ببرند و استفاده کنند.

سمفونی بتهوون و شور "امیراف"

به یاد دارم در زمان گذشته که ما مشغول مبارزه بودیم یک وقت بحث از موسیقی و سمفونی های بتهوون پیش آمد. از برخی مطلعین شنیدم که شور «امیراف» در جنگ جهانی، باعث نجات شوروی، شده بود! از همین آهنگ شور موسیقی شما، آهنگساز و نوازنده ای در شوروی، قطعه ای ساخته که ملت را تکان داده است! من اگر چه «امیراف» را نمی شناسم و شور او را نشنیده ام اما می دانم «شور» چیست و می دانم که انسانی با قریحه می تواند با یک آهنگ ، ملتی را منقلب کند و تکان دهد.

به دنبال مسائلی چنین، در وادی موسیقی باشید. اینکه از صدا و سیما اسم می برم، بدین معنا نیست که وزارت ارشاد را فراموش کنم. وزارت ارشاد هم جزو موظف ترین هاست. اما شما جزو متعهد ترین و موظف ترین ها هستید. پس به سراغ این کار بروید. به هر حال باز هم از آقایان تشکر می کنم و امیدوارم خداوند کمک تان کند و انشاء ا... بتوانید همان طور که رضای خداست و مورد خواست انقلاب و اسلام است، پیش بروید و عمل کنید.
                                                                 والسلام علیکم و رحمه ا....


* منبع: هنر از دیدگاه مقام معظم رهبری، چاپ و نشر: دفتر نشر و فرهنگ اسلامی، چاپ ششم، 1377
پاسخ:
دوستانی که نظر حضرت آقا رو راجع به این مقوله میخواستن :)
سلام.
ممنون خدا خیرتون بده، همون شب توی سایتشون یه جستجویی زدم اما پیدا نکردم...
همونطور که گفتم ایشون موسیقی رو متفاوت با اونچه امروز رایج هست قبول دارن و اون رو زیر مجموعه علم ریاضی میدونن در تقسیم بندی علوم...
ما یه مدت دوست داشتیم موسیقی یاد بگیریم سنتور. بعد فتوای ایشون رو پیدا کردیم مبنی بر اینکه آموختن موسیقی مبتنی بر اهداف عالیه نظام اسلامی نیست!


حالا که بحث موسیقی شد یه موسیقی زیبا رو هم معرفی کنیم که من از بچگیم خاطره دارم باهاش
قطعه نوایی نوایی که آقای بیژن بیژنی خوندنش...




+از همه اونچه درمورد همایسگی گفتین، مورد آخرش مارو کفایت میکنه که وضع مون روبراه نیست...
آی پی ما هم میتونه کمک کنه هرچند شما علاف نیستین
:)

پاسخ:
علیکم السلام

بله
نه تنها موسیقی بلکه در مواجعه با بسیاری دیگر از موارد نگرش ایشون بروزتر و جامع تر از بسیاری از بزرگان دینی هست به نظر بنده

+
ان شاالله که وضعتون و وضعمون روبراه بشه بزودی :)

آی پی که فرمودین خوردنیه؟!!!

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">